ویژگی خانهها در کشورهای مختلف
خانهها در کشورهای مختلف به شیوههای گوناگون و با متراژهای مختلف ساخته میشوند و در هر کشوری منازل سبک خاص خود را دارند.
خانهها در کشورهای مختلف به شیوههای گوناگون و با متراژهای مختلف ساخته میشوند و در هر کشوری منازل سبک خاص خود را دارند.
چرا منافقین مرگ رجوی را پنهان کردند
چرا منافقین مرگ رجوی را پنهان کردند
تهران-ایرنا- سرانجام خبر مرگ مسعود رجوی به صورت غیررسمی از سوی سازمان منافقین اعلام شد تا قدری از ابهامات سرنوشت او کاسته شود و دستکم از این پس بتوان گفت که رهبر سابق این گروهک دیگر وجود ندارد؛ هر چند که اخیراً نیز سازمان، خبری رسمی درباره مرگ رجوی منتشر نکرد و رسانهها تنها از کنار هم قرارگرفتن عکس او و دیگر کشتهشدگان سازمان دریافتند که این گروه دیگر اصراری بر زندهبودن رجوی ندارد.
در بخشی از گزارش روزنامه شرق آمده است: درباره نحوه مرگ رجوی بحثهای زیادی وجود دارد؛ بهنحویکه برخی باور دارند با حمله آمریکا به عراق او نیز کشته شد، اما این گزاره هیچگاه بهطور رسمی مورد تأیید قرار نگرفت و سازمان منافقین هم درباره این موضوع سخنی نگفت. بعد از حمله آمریکا چندبار فایل صوتی رجوی در مراسمهای این سازمان پخش شد و رجوی در آن صوتها درباره موضوعات روز سخن میگفت. برخی در آن مقطع گفتند که این فایلها صداسازی بوده است و برخی دیگر آن را مؤید زندهبودن رجوی دانستند. برخی دیگر نیز میگفتند که پس از حمله آمریکا به عراق او به عربستان رفته و در آنجا بهسر میبرد که فرضیه اخیر هم هیچگاه تأیید نشد. تمام این گمانهزنیها ادامه داشت تا آنکه در سال ۹۵ ترکی الفیصل، شاهزاده سعودی، در سخنانی در اجتماع سالانه حامیان گروهک منافقین در پاریس، از لفظ «فقید» و «درگذشته» برای اشاره به رجوی استفاده کرد. بعد از این سخنان تقریباً همه به این نتیجه رسیدند که رجوی درگذشته است، اما این اطمینان رسمی نبود، زیرا سازمان همچنان موضعی درباره مرگ سرکردهاش اتخاذ نکرده بود تا آنکه با رؤیت تصویر رجوی در کنار دیگر کشتهشدگان سازمان، رسانهها و تحلیلگران این اقدام را موضع گروه منافقین فرض کردند.
اعلام مرگ رجوی باعث فروپاشی سازمان میشد
عباس سلیمینمین باور دارد که نیروهای منافقین نمیتوانستند بپذیرند که مسعود دیگر وجود ندارد، زیرا در تشکیلات سازمان یک فرد و نه جمع محوریت داشت. او در پاسخ به پرسشهای فوق به «شرق» گفت: «وقتی مجموعهای فردمحور میشود، با نبود آن فرد تشکیلات از هم میپاشد؛ بهخصوص تشکیلاتی که یک حصار آهنین دورش بود و هرآنچه مسعود رجوی میگفت انجام میشد، بدون آنکه اعضای سازمان در تصمیمات حتی ذرهای مشارکت داشته باشند. به دلیل فردمحوربودن سازمان منافقین ۱۷ سال طول کشید تا اعضا به غیبت رجوی عادت کنند. در آن تشکیلات همه کارها و تصمیمات به مسعود برمیگشت و اعضا همه مطیع او بودند و در همه امور رجوی تصمیمگیرنده بود. در چنین فضایی اگر اعضا میفهمیدند که رهبرشان مرده است؛ بیتردید سازمان فرومیپاشید. به این دلیل ۱۷ سال از سرنوشت رجوی اطلاعی در دست نبود. سازمان منافقین بر اساس قانونمداری اداره نمیشد، بلکه همه تصمیمات را رجوی اتخاذ میکرد و منافقین بیم آن را داشتند که در صورت رسمیشدن غیبتش هیچکس نتواند سازمان را اداره کند. بهطورکلی سازمانهای فردمحور بعد از نابودی رهبرشان متلاشی میشوند».
سلیمینمین درباره نحوه احتمالی مرگ رجوی هم گفت: «من تصور میکنم رجوی به دلیل افراط در مسائل جنسی جان خود را از دست داد. به قطعیت میدانیم که شورای مرکزی منافقان فقط متشکل از ۲۴ زن زیباروی بود که مسعود با تمام آنها ارتباط برقرار میکرد. مستندات این گزاره وجود دارد و اعترافهای خانمهایی که از سازمان جدا شدند هم مؤید همین موضوع است؛ با چنین وصفی باور دارم که مسعود رجوی به دلیل جنون جنسی جان خود را از دست داد و تردید دارم که او در جریان حمله آمریکا به عراق مرده باشد، زیرا بعد از آن چندبار نوارهایی از او پخش و صدایش شنیده شد؛ یعنی معلوم بود که مانعی برای دیدن او وجود داشت».
منافقان تصور میکنند با پنهانکاری عظمت مییابند
صادق زیباکلام هم درباره علت مخفیکاری سازمان در مواجهه با مرگ مسعود رجوی باور دارد که منافقان همواره به دنبال قداستگرایی برای رجوی بودهاند و به این دلیل تمایل نداشتند که مرگ او را عیان کنند. زیباکلام در تشریح نظر خود به «شرق» گفت: «سرشت سازمان منافقین مخفیکاری است. اگر روند فعالیت آنها را در ۴۰ سال اخیر بررسی کنیم، درمییابیم که اساساً هیچوقت اخبار درست و واقعی از سوی این سازمان منتشر نشد و هر سخنی که اعضای این سازمان میزدند، وجه آرمانی داشته و دارد. سازمان سعی میکند که همواره برای خود قداست خاصی ایجاد کند. هیچوقت نمیتوان از خلال سخنان مسئولان سازمان دریافت که چه اتفاقاتی در حال رخدادن است و دلیل سازمان برای اتخاذ یک تصمیم چه بوده یا چرا با یک موضوع مخالف و با موضوع دیگر موافق است. ابهام یکی از مهمترین ویژگیهای سازمان منافقین است و سران این گروه تصور میکنند که پنهانکاری به سازمان عظمت میدهد. پنهانکاری در موضوع مرگ مسعود رجوی هم با همین قاعده بررسی میشود. معلوم نیست با کدام منطق سران منافقین به این نتیجه رسیدهاند که مخفیکردن موضوعات باعث بزرگیشان میشود؟ علاوه بر این موضوع رجوی در سازمان منافقین بسیار تعیینکننده بود و تمام استراتژیهای تشکیلاتی را او تعیین میکرد. سران سازمان تصور میکنند که با اعلام رسمی مرگ رجوی وجه قدسیبودنشان زیر سوال میرود و به خیالشان اگر بگویند که مسعود رجوی به دلیل اختلافات درونی سازمان از بین رفته یا در نتیجه بیماری جان خود را از دست داده است، وجه اسطورهای او مخدوش میشود».
به گزارش پیک هشترود به نقل از مشرق، «سلطان کنسرت» واژه ای بود که برای نخستین بار محمد معتمدی آن را در فضای موسیقی ایران باب کرد. پیشترها بحث مافیای موسیقی در ایران جسته و گریخته مطرح میشد و همیشه هم هنرمندانِ بسیاری از وجود مافیا در بخش های مختلف موسیقی ایران سخن می گفتند.
در قرآن هیچ آیه ای را پیدا نمی کنید که فرموده باشد: نماز را بخوانید! بلکه همواره تاکید دارد بر اینکه نماز را برپای دارید! چه فرقی است بین اقامه نماز و خواندن آن؟
امروزه بزرگترین آسیب فرهنگی در دانشگاه ها روزمرگی فرهنگی است که ان هم بخاطر عدم وجود برنامه ریزی است.
رئیس شورای فرهنگ عمومی شهرستان هشترود گفت: دستگاههای فرهنگی متعددی در کشور هستند که عملکرد جزیرهای دارند و این کار باعث نوعی ناهماهنگی و ولنگاری در امور فرهنگی می شود و نیاز است هماهنگی بیشتری بین آنها ایجاد شود.
امام جمعه هشترود گفت: مدیرانی که در جلسات فرهنگ حضور نمی یابند حتما دغدغه فرهنگی ندارند و نیاز است با این همه تاکیدات رهبر انقلاب تلاش مضاغفی در این زمینه داشته باشند.
فرمانده سپاه ناحیه هشترود گفت: حوزه فرهنگ نیازمند احساس مسئولیت همگانی مسئولان کشور است و اگر در این راه حرکتی جهادی صورت نگیرد نمی توان با دستورالعمل کاری کرد.
مدیرکل صدا و سیمای آذربایجانشرقی گفت: باید نهادهای فرهنگی با یکپارچگی و هدفمندسازی برنامههای خود به طور جدی وارد عمل شوند چرا که امروز حوزه فرهنگ مورد حمله دشمنان قرار گرفته و نیاز به کار عملی دارد.
هر سال در آئین چهارشنبه سوری با اخبار ناگواری از حوادث در سراسر کشور مواجه می شویم اما خوشبختانه در هشترود چنین اخباری شنیده نمی شود.
ازآنجاکه فرهنگ یک مقوله اجتماعی است و ریشه در بنیانهای اعتقادی و یا آدابورسوم یک جامعه دارد معمولاً با تقابل صریح نمیتواند با آن مقابله کرد بلکه باید بهصورت خاموش و به شیوه زیرپوستی آن را تغییر دارد