انتقال آب از خزر به ارومیه؛ راهکار یا ادعا؟!

هر چند که ایده انتقال آب از خزر به ارومیه بارقهای از امید برای احیای نگین آبی خشک شده ایران را در دلها روشن میکند اما چنانکه ذکر شد چندان هم تحقق این پروژه راحت نیست؛ اما نمایندگان حتی بعضا بحث انتقال آب از خلیج فارس به ارومیه نیز مطرح میکنند.
به گزارش پیک هشترود به نقل از آناج، پروژهٔ انتقال آب خزر بهعنوان تنها راه نجات دریاچه از خطر مرگ در شرایطی اتفاق میافتد که پیش از این در سال ۱۳۹۳، این راهکار توسط ستاد احیای دریاچه ارومیه مورد بررسی قرار گرفته است. در آن زمان، با وجود حمایت رئیسجمهور وقت از اجرای پروژه، با انجام مطالعات مفهومی و روشن شدن آثار مخرب انتقال آب، پیگیری این راهکار با مخالفت شدید دبیر وقت ستاد روبهرو شد و از مجموع راهکارهای ۲۷گانهٔ مصوب ستاد حذف شد.
در نگاهی کلی، اجرای این پروژه بهعلت هزینه بالا، کیفیت آب انتقالی و گذشتن از مجموعهای از بکرترین مناطق حفاظتشده موجب بروز خسارات گستردهٔ اجتماعی و محیط زیستی میشود و به نوعی میتوان گفت یک طرح تخیلی است.
با توجه به شوری آب امکان ساخت کانال یا حفر تونل وجود ندارد و انتقال آب میبایست با احداث خط لوله انجام پذیرد. این خط لوله به طول ۳۶۰ کیلومتر و عرض متوسط حریم ۱۵۰ متر، سالانه بیش از ۳ میلیارد مترمکعب آب را از منطقهای در نزدیکی شهر آستارا و با گذشتن از جنگلهای خزری در ارتفاعات البرز در استان گیلان، وارد استان اردبیل میکند. پس از آن، با گذر از جنگلها و مراتع این منطقه، وارد آذربایجانشرقی و از آنجا راهی دریاچه ارومیه میشود.
اولین نکته قابل توجه، اختلاف ارتفاع موجود در مسیر خط لوله است. دریای خزر در ارتفاع ۲۶ متر پایینتر از سطح دریاهای آزاد و دریاچه ارومیه در تراز یکهزار و ۲۷۰ متری قرار دارد. وجود رشتهکوههای البرز در میانهٔ مسیر (با ارتفاعی بالغ بر دو هزار متر از سطح دریا) و ارتفاعات میان استانهای اردبیل و آذربایجانشرقی، موجب میشود تا اجرای این خط لوله با احتساب تلفات، به پمپاژ آب به ارتفاعی معادل با دو هزار و ۵۰۰ متر نیاز داشته باشد.
برای پمپ آب به این ارتفاع، به ساخت چندین ایستگاه پمپاژ، فشارشکن و مخازن ذخیره در طول مسیر نیاز است. این ایستگاهها برای تأمین برق خود به نیروگاهی با ظرفیت سالانه پنج هزار و ۵۰۰ مگاوات برق متکی خواهند بود. بزرگی این رقم زمانی مشخص میشود که بدانیم میزان کسری برق کشور در تابستان امسال براساس اعلام مسئولین حداقل ۱۰ هزار مگاوات بوده است؛ یعنی برق مورد نیاز این پروژه معادل ۵۵ درصد از کسری برق کشور است.
این رقم نجومی تنها گوشهای از اعداد شگفتآور مندرج در این گزارش است. وزن فولاد مورد نیاز برای خط لولهٔ انتقال ۵.۴ میلیون تن، تقریباً معادل با یکچهارم محصولات فولادی تولیدشده در کشور در سال ۱۴۰۱ است. جادههای دسترسی، خط لولهٔ انتقال گاز به نیروگاه، خطوط فشار قوی انتقال نیرو، پستهای متعدد برق و سازههای تقاطعی در برخورد با جادهها، رودخانهها و… از دیگر ملزومات اجرای چنین پروژهای هستند.
براساس برآوردهای انجامشده، هزینهٔ سرمایهگذاری برای این طرح در سال ۱۳۹۳ حداقل برابر با ۱۴.۸ میلیارد دلار بوده است. بااینحال، این تمام بودجهٔ مورد نیازِ این پروژه نیست! تملک قریب به شش هزار هکتار از بهترین و مرغوبترین اراضی جنگلی و مراتع کشور نیز مبلغی گزاف به این رقم خواهد افزود. هزینهٔ برق مصرفی سالانه ۴.۸ میلیارد دلار و هزینهٔ استهلاک، تعمیر و نگهداری و دستمزد پرسنل ۵۰۰ میلیون دلار در هر سال برآورد شده است. ارقامی که در شرایط فعلی کشور، تأمین آنها بسیار دور از ذهن به نظر میرسد
بودجه تنها مشکل موجود بر سر راه این پروژه نیست. حتی درصورت تأمین مالی به موقع و بدون کموکاست، مطالعات پروژه به حداقل دو سال و ساخت خط انتقال آب به ۱۰ تا ۴۰ سال زمان نیاز دارد. بازهای که با توجه به وضعیت فوقبحرانی دریاچه ارومیه، اجرای این طرح را عملاً به نوشدارو پس از مرگ سهراب تبدیل خواهد کرد. به این موارد پیشبینی کاهش تراز سطح آب دریای خزر بر اثر تغییراقلیم را نیز باید افزود.
اگرچه ارائهٔ مجوز محیط زیستی به پروژههای انتقال آب از طرف سازمان حفاظت محیط زیست همواره با انتقاد فعالین و دلسوزان کشور روبهرو بوده است و این پروژه نیز از این امر مستثنی نخواهد بود، اما در اینجا پای سایر کشورهای حاشیهٔ خزر نیز در میان است و انفعال آنها بعید به نظر میرسد: بهویژه این که براساس پروتکلهای کنوانسیون «چارچوب حفاظت از محیط زیست دریاییِ دریای خزر (کنوانسیون تهران ۲۰۰۶)»، ارزیابی اثرات محیط زیستی اجرای طرحهای عظیم انتقال آب از دریای خزر (بیش از ۱۰۰ میلیون مترمکعب در سال) باید بهصورت فرا ملی انجام پذیرد.
تخریب گستردهٔ ارزشمندترین پوشش جنگلی کشور و مراتع بکر نواحی شمالی و شمالغربی، تخریب اکوسیستم مناطق مبدأ و مقصد، انتقال گونههای مهاجم، آلودگیهای نفتی و عناصر شیمیایی از خزر به ارومیه، عبور خط انتقال از گسلهای متعدد و احتمال شکستگی خط لوله، نشت آب شور و تبعات ناشی از آن برای محدودههای مجاور و مسائل و چالشهای اجتماعی تنها بخشی از صدمات این طرح خواهند بود.
در بررسی دقیقتر موارد بالا باید گفت که شاید در نگاه اول شور بودن آب هر دو دریاچه یک مزیت به نظر برسد؛ اما در عمل، آزمایشهای انجامشده از ترکیب نمونهٔ آب خزر و ارومیه نشان میدهد که تفاوت عناصر شیمیایی آنها ایجاد رسوبات سولفاته، تهنشینی آنها در بستر دریاچه ارومیه و کاهش عمر آن به ۵۰ سال را در پی خواهد داشت. این کار همچنین با ایجاد افت کیفیت در نمک دریاچه، از ارزش اقتصادی آن میکاهد.
از بقیه استدلالهای علمی که بگذریم؛ چندین روز پیش بیشاز ۵۰ نماینده مجلس استانهای آذربایجانشرقی، غربی و کردستان در نامهای به رئیسجمهوری و دفتر رهبری خواستار بررسی و مساعدت برای ورود مجدد به این راهکار و همچنین انتقال آب از وان به ارومیه شدهاند.
البته مطلوب است پیوستهای مطالعاتی این طرح ضمن اینکه در مجامع نخبگانی مورد بررسی قرار میگیرد برای عموم نیز به پیوست این تیترهای رنگ و لعابدار گفته شود تا شائبه کار تبلیغاتی دم انتخابات و یا بعد از خبری شدن انتقال آب از عمان به مشهد و زاهدان مرتفع شود.
هر چند که خود این خبر بارقهای از امید برای احیای نگین آبی خشک شده ایران را در دلها روشن میکند اما چنانکه ذکر شد چندان هم تحقق این پروژه راحت نیست؛ اما نمایندگان حتی بعضا بحث انتقال آب از خلیج فارس به ارومیه نیز مطرح میکنند.
علی علیزاده نمایندهٔ مراغه و عضو هیئت تحقیق و تفحص مجلس از ستاد احیای دریاچه ارومیه در ۹ مرداد، اجرای طرحهای انتقال آب را تنها امید احیای دریاچه ارومیه خوانده و گفته بود «با برنامههای تخیلی امید به احیای دریاچه ارومیه نیست، مگر اینکه با طرحهای انتقال آب از حوزههای دریای خزر و خلیج فارس بتوان این دریاچه را سیراب کرد».
ذاکر، نمایندهٔ مردم ارومیه نیز در ۲۱ مرداد، انتقال آب خزر به دریاچه ارومیه را براساس نظر کارشناسان تنها راهکار احیای دریاچه دانسته و اشاره کرده بود که «انتقال آب از دریای خزر باید بهصورت جدی دنبال شود. دریای خزر شور است و دریاچه ارومیه هم شور است… انتقال آب از دریای خزر قبلاً در قر€ارگاه خاتم مطرح و مطالعه شده است.» «من از سpاه شنیدم که دریاچه خزر مطالعه شده و میتوان عملیاتی شدن و بحث منابع طبیعی و حقوقی دریای خزر را حل کنند و به بخش خصوصی داده و یا به قرaرگاه امتیاز دهند و در این صورت مشکل آیندهٔ کشور را رفع کنند و از آن طرف دریاچه را هم دریابند.»
حتی چندین روز پیش، سیدمحمدرضا میرتاجالدینی، نماینده مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی در گفتگو با یکی از پایگاههای خبری محلی، با طرح ابن گزاره، اذعان داشته است: « نامهای با محتوای انتقال آب از خلیج فارس به دریاچه ارومیه و انتقال پساب تصفیه شده از تبریز ارومیه مراغه و چند شهر دیگر به این دریاچه، از طرف بنده با مشورت متخصصان تنظیم شده و با امضای نمایندگان شمالغرب کشور در مجلس تسلیم دولت خواهد شد.»
انتهای پیام/م.ا
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0