فقر در حاشیه توسعه

بررسیهای جامعهشناسان نشان میدهد بخش قابلتوجهی از بزهکاریها، قاچاق مواد مخدر، بیماریهای مسری، انحرافات اخلاقی و فقر فرهنگی در حاشیه شهرهای توسعهیافته رخ میدهد. با اینکه این مناطق حاشیهای در مجاورت مناطقی قرار گرفتهاند که بیشترین امکانات را در کشور دارند، ساکنان این مناطق بهدلایل گوناگون از بیشتر این امکانات محروم ماندهاند.
به گزارش پیک هشترود به نقل از روزنامه صبح نو؛ آقای مجید ابهری، جامعهشناس و آسیبشناس،با تأکید براینکه براساس آمارهای رسمی و غیررسمی بهطورمتوسط ۳ تا ۷میلیون نفر حاشیهنشین در کشور وجود دارد، میگوید: از نگاه جامعهشناختی حاشیهنشینی دلایل مختلفی دارد که مهمترین آنها عبارتند از: وضعیت نامناسب کشاورزی در روستاها و شهرهای کوچک مانند خشکسالی، سیل، زلزله و مهاجرت روستاییان به شهرهای بزرگ. او تصریح میکند: ازآنجاکه توانایی اقتصادی این اقشار به خرید خانه یا اجاره مسکن در شهرهای بزرگ نمیرسد؛ بنابراین اقامت در حاشیه شهرها را انتخاب میکنند.
ابهری دومین گروه از حاشیهنشینان را اقشار کمدرآمد، بازنشستگان و افراد بیکار در شهرها میداند و میافزاید: این افراد بهدلیل گرانبودن اجاره مسکن به حاشیه شهرهای بزرگ رانده میشوند. این استاد دانشگاه گروه سوم را کانکسنشینهایی میداند که درکنار برجها و شهرکهای ساختمانی اقامت میکنند و توضیح میدهد: درکنار این شهرکها و پروژههای عمرانی، ابتدا کانکسهای فلزی یا آجری ساخته میشود که ویژه اقامت کارگران فصلی است؛ اما بعد از اتمام پروژهها، این کانکسها بهصورت اجاره یا فروش دراختیار افراد مهاجر و کمدرآمد قرار میگیرد.
بهگفته ابهری، در میان حاشیهنشینان علاوهبر کارگران فصلی دستفروشها و بساطگسترها، کسانی هستند که در شهرها دارای بیمار یا همسر شاغل هستند. همچنین افرادی هم هستند که عضوی از خانوادهشان در حاشیه شهر زندانی است. این افراد هم برای نزدیکبودن به عضو خانوادهشان به حاشیه شهرها مهاجرت میکنند؛ اما بعد از حل مشکل خود نیز به زندگی معمول حاشیهنشینی ادامه میدهند.
فرهنگ ویژه حاشیهنشینی
کارگران فصلی، کودکان خیابانی و متکدیان فصلی که در اوقات مختلف سال در جغرافیای مختلف کشور دست به تکدی میزنند، از دیگر اقشار حاشیهنشین هستند که هریک دغدغهها و فرهنگ زیستی متفاوتی دارند. مجید ابهری میگوید: حاشیهنشینی فرهنگ خاص خود را دارد؛ چرا که در یک محله یا کوچه، افراد متفاوتی از اقوام مختلفی اقامت میگزینند؛ یعنی ترک، کرد، لر، فارس و عرب و همچنین افراد مهاجر غیرایرانی با خردهفرهنگها و پارهفرهنگهای مختلف درکنارهم قرار میگیرند و از همین جا تقابل خردهفرهنگها صورت میگیرد.
تقابل فرهنگی و تضاد اجتماعی، تنها معضل ساکنان حاشیه شهرهای بزرگ نیست. ساکنان این مناطق دلمشغولیها و دغدغههای فراوانی برای آینده فرزندانشان دارند؛ زیرا درکنار افرادی که تنها بهدلیل فقر مالی به این مناطق کوچ کردهاند، افراد بزهکار یا معتادی سکونت دارند که مجاورت زیستیشان میتواند سرنوشت فرزندان ساکن این مناطق را بهخطر بیندازد. ابهری با تأکید بر اینکه انتقال بزهکاری و تجارب بزهکارانه یکی از آسیبهای دیگر حاشیهنشینی است، میگوید: افراد حاشیهنشین بهشدت مراقب شرایط یکدیگر هستند. در برخی محلات خانهها به یکدیگر راه دارند و بهمحض ورود پلیس یا مأموران قضایی و امنیتی، اقلام غیرمجاز از خانهای به خانههای دیگر منتقل و در مکان دیگری مخفی میشود.
راهکار چیست؟
باتوجهبه شرایط اقتصادی کنونی و خشکسالیهای پیدرپی، شهرهای بزرگ ناگریز از پدیده حاشیهنشینی هستند؛ اما میتوان راهکارهایی اتخاذ کرد تا این مناطق برای ساکنان آن امن و مسکونی باشد. ابهری پیشنهاد میدهد برای مقابله با مخاطرات و آسیبهای حاشیهنشینی لازم است در ابتدا خانهها و اماکن موجود در حاشیه شهرها، پلاکنمایی و شناسایی و برای آنها شناسنامه صادر شود. او ادامه میدهد: در محلات حاشیهای مانند مرتضیگرد، پلایین، شاتاره، گلدسته، خلازیر و مکانهای دیگری که ویژه حاشیهنشینی است، در فاصله زمانی یک شب تا صبح، یعنی کمتر از ۲۴ ساعت، خانههایی ساخته میشود که ازنظر ایمنی از حداقل اعتبار هم برخوردار نیستند و سند مالکیت هم ندارند.
بهگفته این آسیبشناس، آسیبهای اصلی حاشیهنشینها مصرف رایگان آب و برق است که با سیمهای بسیار خطرناک از برقهای اصلی گرفته و بدون پرداخت هزینه مصرف میشود و بعد از گذشت چند سال، سازمانهای خدماتی مانند شرکتهای آب و برق، مجبور به دادن پروانه یا مجوز به این گونه منازل میشوند. بنابراین، افزایش مصرف آب و برق نیز یکی از آسیبهای اقتصادی در حاشیهنشینی است.
از فرهنگ خودی رانده و از فرهنگ میزبان مانده
مشکلات حاشیهنشینان تنها به همین موارد ختم نمیشود. برخلاف شهرهای بزرگ که هرروز با سرعت بیشتری در مسیر توسعه و رشد قرار میگیرند، حاشیه این شهرها از سرعت رشد پایینی برخوردارند و روزبهروز از پیشرفتهایی فاصله میگیرند که در شهرها صورت میگیرد. باتوجهبه اینکه ساکنان حاشیهای برای دادوستد و اشتغال و گاه رفتن به مدرسه و دانشگاه ناچار از رفتوآمد به داخل شهر هستند، این اختلاف فرهنگی و توسعهای تضادهای درونی و بیرونی متعددی در جامعه ایجاد میکند.
مجید ابهری میگوید: ساکنان حاشیه شهرها تفاوت ماهوی با ساکنان شهرها دارند؛ چراکه فرهنگ میزبان معمولا از پذیرش فرهنگ مهمان خودداری میکند و به دشواری آنها را میپذیرد؛ مگر آنکه مهمانان و حاشیهنشینان دچار استحاله فرهنگی شوند. او توضیح میدهد: این افراد ابتدا نام خود را تغییر میدهند. سپس دچار تحول و تغییر در ظاهر و پوشش میشوند تا بتوانند جایگاهی در میان ساکنان شهرها پیدا کنند. در این صورت رفتهرفته استحاله فرهنگی صورت میگیرد و حاشیهنشینان از فرهنگ خودی رانده و از فرهنگ میزبان مانده میشوند.
این آسیبشناس تصریح میکند: استحاله فرهنگی، افزایش جمعیت شهرها، گمگشتگی فرهنگی و سرگشتگی اقتصادی بخشی از تبعات حاشیهنشینی برای حاشیهنشینان است. افزونبراین، افزایش آمار بزهکاری بهویژه در میان نوجوانان و جوانان از دیگر تبعات این پدیده اجتماعی است. بهاعتقاد ابهری، مقابله با شهرنشینی و افزایش سطح زیرساختها در روستاها و شهرهای کوچک یکی از راهکارهای جلوگیری از گسترش این پدیده آسیبزاست. او تأکید میکند: خدماتی مانند آموزشوپرورش، بهداشت، اشتغالزایی و کارآفرینی درزمینه صنایع کشاورزی و صنایع واسطه میتوانند اهرمهای مؤثری در پیشگیری از مهاجرت روستاییان و افزایش حاشیهنشینان شود.
برچسب ها :فقر
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0