تاریخ انتشار : پنجشنبه 3 مرداد 1398 - 11:28
کد خبر : 74690

نشانه های برجای مانده از یک فراری

نشانه های برجای مانده از یک فراری

به گزارش پیک هشترود به نقل از آناج ،  آغازین پلان های سرخپوست را که می بینی مبهوت رنگ و نورش می شوی و دیگر یادت می رود که قرار است نوید محمدزاده مبدع تیپ جدیدی از شخصیت باشد. داستان بی معطلی می رود سر اصل مطلب و ترجیح می دهد که مکان و زمان و

به گزارش پیک هشترود به نقل از آناج ،  آغازین پلان های سرخپوست را که می بینی مبهوت رنگ و نورش می شوی و دیگر یادت می رود که قرار است نوید محمدزاده مبدع تیپ جدیدی از شخصیت باشد.
داستان بی معطلی می رود سر اصل مطلب و ترجیح می دهد که مکان و زمان و شخصیت را در دل خود روایت کند و مخاطب را با ساختاری جدید آشنا.
همه چیز دست به دست هم داده اند که یک شاهکار را ببینیم، اما انگار هیچگاه هیچ فیلمی در ژانر معمایی و جستجوگرانه قرار نیست بتواند به یک قدمی هیچکاک همیشه استاد برسد‌. هیچکاکی که پدر این گونه ی روایتی است و منطق روایت را جدای از واقعیت نمی داند و برای هر علتی معلولی دارد و برای هر دلیلی، مدلول.
کلیدواژه پرتکرار «واکس» به راحتی می توانست به یک موتیف در داستان تبدیل شود و هر کدام از نشانه های برجای مانده از فراری، پرکننده یک قسمت از پازل و معما. ولی نه آن به موتیف تبدیل می شود و نه هیچکدام از نشانه ها به عنوان یک قسمت از پازل. کارگردان خودش با عنصر تصادف می برد و می دوزد و مخاطب فقط یکه می خورد و دور زده می شود. خود کارگردان حقایق را برای مخاطبش کشف می کند، آن هم نه با سیر تکمیلی و نتیجه دهی بلکه با نیت خلق جذابیت با آن موقعیت بخصوص که هیچ ارتباطی با قبل و بعدش ندارد.
تیزر فیلم، نوید شخصیت پردازی های جدید و متفاوت را می داد که متاسفانه هیچکدام از کاراکترها حتی به یک تیپ هم نرسیده بودند چه برسد به یک شخصیت و …
از همه اینها مهمتر زاویه دید کارگردان نسبت به داستان است. ما با یک جدال بین یک بی گناه و یک افسر گارد شاهنشاهی طرف هستیم. عقلا و منطقا باید طرف بی گناه را در داستان بگیریم، اما کارگردان مخاطب را تشویق به همراهی با آن افسر شاهنشاهی می کند و مجبور به همذات پنداری با او. تا آخر داستان مخاطب خداخدا می کند که آن بی گناه پیدا شود و مجازات و آن افسر به آسایش و موقعیت جدید شغلی برسد.
وقتی هیچ علتی معلولی ندارد و هیچ دلیلی مدلول، تحول شخصیتی پایان فیلم هم قابل توجیه است و مخاطب هم بعلت عادت به این قاعده با یک کلاه گشاد شگفتی سالن را ترک می کند.
در کل به نظر هم باید سرخپوست را دید و هم نباید .

انتهای پیام/

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.