تاریخ انتشار : چهارشنبه 2 مرداد 1398 - 10:52
کد خبر : 74537

آیا ترامپ تغییر می‌کند!؟

آیا ترامپ تغییر می‌کند!؟

در چهل سال گذشته برای هیچ کدام از رؤسای جمهور آمریکا به اندازه ترامپ نقد و نظر نوشته نشده است، تا آنجا که بسیاری در مسیر این نقدها، ناچار به تکرار این جمله شده‌اند که «ترامپ غیرقابل پیش‌بینی» است و ترامپ از تکرار آن بسیار لذت می‌برد! و پایه پیچیدگی و تفاوت خود با رؤسای جمهور گذشته در آمریکا را در همین گزاره می‌داند! اغلب گفته‌ها و نوشته‌ها ترامپ را «نژادپرست»، «شهوت‌ران»،‌ «دیوانه»، «قدرت‌طلب»، «بی‌ادب»، «هتاک» و … نامیده‌اند. این توصیف‌ها اگرچه نمادی از شخصیت رفتاری ترامپ را نشان می‌دهند، اما او را پدیده‌ای استثنایی در تاریخ رؤسای جمهور آمریکا حداقل از چهل سال گذشته تا امروز می‌شمارند.

به گزارش پیک هشترود به نقل از روزنامه اطلاعات ، در دوران مبارزات انتخابی رئیس‌جمهوری، بسیاری تصور پیروزی ترامپ در انتخابات را نمی‌کردند و رسانه‌های آمریکایی مملو از القابی بودند که او را «زن‌باره»، «قمارباز حرفه‌ای»، «عیاش»، صاحب برج‌های عظیم تجاری و مدیر تجاری کلوپ‌های تفریحی و شبانه و … معرفی می‌کردند. جالب اینکه ترامپ نه تنها از این القاب ناخرسند نمی‌شد، که چنین کارنامه و گذشته‌ای را انکار نمی‌کرد و به آن افتخار نیز می‌کرد! دوست داشت تا بجای یک سیاستمدار صاحبنظر به عنوان شخصیتی دارای تجربه‌های موفق تجاری معرفی شود. معتقد بود آمریکا به لحاظ سیاست‌زدگی رؤسای گذشته آمریکا، بخصوص در دوران هشت ساله «اوباما» دچار ورشکستگی مالی و اقتصادی شده است. می‌گفت، سیاستمداران نشسته در کاخ سفید در واشنگتن ـ مرکز قدرت آمریکا ـ غیر از مجموعه‌ای نظرپردازی‌های «ابلهانه» که هزینه‌‌های آن را شهروندان آمریکا پرداخته‌اند،‌ چیز دیگری عاید ملت نکردند و به جای استقرار اصل «آمریکا اول»، کشور و قدرت آمریکای بزرگ را در خدمت دیگر کشورهای جهان قرار دادند. من آمده‌ام تا جهان را به خدمت آمریکا درآورم و شعار مبارزات انتخاباتی‌ام، «آمریکا اول» است.
اگر در جستجوی فلسفه نظری برای ترامپ نباشید، او را باید فردی کاملاً «عمل‌گرا» آن هم برای حصول نتیجه سودآور و ملموس دید. یکی از نویسندگان غربی در این‌باره می‌نویسد،‌ ترامپ را نباید سیاستمدار آن هم در عرف تعاریف نظری از سیاست و سیاستمداری ارزیابی کرد، آنگونه که در اذهان تاریخی ما، سیاستمداران را صاحبان نظریه‌های خاص با مقیاس سنتی از «چپ» تا «راست» ارزیابی می‌‌کنیم که می‌توانند قدرت را در خدمت بسترسازی برای موفقیت برنامه‌ها بر اساس اندیشه‌ورزی سیاسی خود، به استخدام درآورند. ترامپ سیاستمدار نیست؛ تاجر است و در تجارت اصل بر محاسبه عددی سود و زیان است.
آبشخور تربیتی ترامپ از دو جایگاه یکی «درون خانوادگی» و دوم، رشد و زندگی در «نیویورک» اصلی‌ترین شهر جهانی تجارت است. ترامپ، میراث‌دار تعریف تاجر موفق از پدرش است. زندگینامه‌ای که از پدر ترامپ در آمریکا منتشر شده است نشان می‌دهد، او (پدر ترامپ) از بنیانگذاران تجارت در آمریکا بوده است و در سراسر آمریکا این تجارت تفریحی سودآور را رایج و مدیریت می‌کرد. این بخش تجاری بصورت شبکه مافیایی که، همواره از مالیات‌دهی فرار کرده است، شناخته می‌شود.
پدر ترامپ در این بخش تجاری صاحب‌نام و ثروت بزرگ شد. در نگاه کارنامه زندگی ترامپ هم او را نه شخصیتی دانشگاهی یا صاحب نظریه‌پردازی سیاسی می‌بینند که صاحب برج‌های عظیم تجاری، تفریحی و … در سراسر آمریکا در کشورهای اروپایی، حتی در ژاپن و مسکو می‌بینند!
در روزگاری که جهان تعریف دو قطبی (سرمایه‌داری ـ سوسیالیسم) داشت و «جنگ سرد» دو بلوک غربی و شرقی شاخص آن دوران بود، اغلب روسای جمهور آمریکا که در گذشته در کاخ سفید قرار گرفتند، برنامه‌ای تنظیم شده از نقد سیاست‌های داخلی و خارجی براساس نظریه پردازی‌ها با مقیاس‌های چپ میانه و راست داشتند. آن دوران به پایان رسید و از آغاز قرن جدید با شکسته شدن جهان دو قطبی و پایان جنگ سرد، دو اصل یکی «جهانی شدن» و دوم «چند جانبه‌گرایی» طراحی نظری و عملی جهانی گرفت و مدار اصلی تفکرها در سیاست، اقتصاد و فرهنگ در دایره این دو اصل به چرخش درآمد. ترامپ خواهان نابودی این دو اصل و برتری سلطه‌ تجاری بلامنازع آمریکا بر جهان است. یکی از استادان دانشگاه در مقاله‌ای «ترامپ و شکاف در جبهه غربی» در «فصلنامه مطالعات خاورمیانه»‌آورده است: «… نظم جاری جهانی که بعد از جنگ جهانی دوم از سال ۱۹۴۵ شکل گرفته، عمدتاً بر هژمونی جبهه غربی بنا نهاده شده و موتور محرکه آن ایدئولوژی لیبرال ـ دمکراسی و بر محور «وابستگی متقابل» سیاسی ـ اقتصادی کشورها یا «جهانی شدن» است. او در ادامه نوشته تحلیلی خود نشان می‌دهد که «اکنون رشد پوپولیسم (توده‌گرایی)‌در آمریکا و بروز‌ اندیشه‌های راست افراطی و ملی‌گرایی در اروپا و سایر نقاط جهان که به نوعی نتیجه شکست نسبی اندیشه جهانی شدن با محوریت غربی است… در سطح خرد و انفرادی سبب شده توده‌ها به اشکال مختلف روندها و گرایش‌های سیاسی ـ اقتصادی نخبگان در قالب بورکراسی عمیق را به چالش بکشند. همین امر، منجر به شکل‌گیری موج جدیدی از پوپولیسم در جهان شده است. بعضی از تحلیل‌های غربی به ویژه اروپایی، ظهور دونالد‌ ترامپ در آمریکا را مبنای شکل‌گیری این شکاف در جبهه غربی در نظر می‌گیرند. منفعت طلبی ترامپ که به ارزش همکاری و شرکت در یک دنیای چند قطبی بهایی نمی‌دهد، منجر به شکاف بین اروپا و آمریکا شده و همین تحول نوعی سردرگمی در معادلات منطقه‌ای و جهانی به وجود آورده ‌است.»
در این راستا بزرگ‌ترین بازوی اجرایی ترامپ، صهیونیست‌ها در آمریکا، اروپا و در اسرائیل هستند. همچنین همکارانی در درون دولت برگزیده است که گرایش شدید صهیونیستی دارند از جمله پمپئو وزیر خارجه و بولتون مشاور امنیت ملی.
ترامپ تغییر نمی‌کند و خود را صاحب اجرای ماموریتی می‌داند که در آن باید همه در جهان هزینه بدهند تا شعار او «آمریکا اول» تحقق پیدا کند. او دو انتخابات را برای همه کشورها در جهان طرح کرده است یا «تمکین» یا «ستیز» که اولی‌ پیشنهادهای تجاری بر اساس «آمریکا اول» دارد و دومی، تحریم و نابودی از طریق اجرای «فشار حداکثری»!

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.