شعر/ محمد شکریفرد
غمت مباد که چون شد، برادر یمنی! / دلت هر آینه خون شد، برادر یمنی!

این روزها یمن به دور از چشم رسانه ها در آتش و خون است، این قطعه شعر تقدیم به نوای مظلومیت شیعیان یمن می گردد.
به گزارش خبرنگار پیک هشترود، متن این شعر از محمد شکریفرد شاعر جوان و ارزشی هشترود بدین شرح است:
غمت مباد که چون شد، سرت سلامت شیخ!
رسیده است کنون فصل استقامت شیخ!
به پاست در همه جا بیرق قیامت شیخ!
رسیده است به گوش جهان پیامت شیخ!
برای کشتن تو هم قسم شدند بدان
و در مقابل ابلیس خم شدند بدان
به گوش باش که بانگ یمن شنیدنی است
که ناله های اویس قرن شنیدنی است
صدای شیون هر پیرزن شنیدنی است
مراثی اش به تن بی کفن شنیدنی است
به پاست هلهله ی جمع شامیان اینجا
چه می کنند خدایا، حرامیان اینجا؟!
چه لاله ها که دمیدند بین آتش و خون
به خون خویش تپیدند بین آتش و خون
دل از زمانه بریدند بین آتش و خون
و تا به عرش رسیدند بین آتش و خون
کنون دل همه ی بچه شیعه ها خون است
به جای آب زلال شریعه ها، خون است
به نام نامی حق بود ریخت از تن، ترس
نداشت هیچ کسی از به جنگ رفتن، ترس
چنان که نیست از آن در دل تهمتن، ترس
همیشه بانگ رجز های ماست، دشمن ترس:
حدود گفتنش از هر کلام بیرون است
که ذوالفقار علی از نیام بیرون است
به شور آمده لشگر، علی علی گویان
هزار مالک اشتر، علی علی گویان
به نام نامی حیدر، علی علی گویان
گشوده شد در خیبر، علی علی گویان
غمت مباد که چون شد، برادر یمنی!
دلت هر آینه خون شد، برادر یمنی!
نوید داده به ما سید یمانی ما
می آید از شب هجران به میهمانی ما
خوشا که می شکند بغض جمکرانی ما
ظهور می کند آن یار بی نشانی ما
غمت مباد که کاشانه ها در آتش سوخت
پر پریدن پروانه ها در آتش سوخت
#محمد_شکری_فرد
مجموعه شعر
#گشایش
انتشارات
#شهرستان_ادب
انتهای پیام/م.ا
برچسب ها :پیک هشترود ، شعر ، محمد شکریفرد ، هشترود ، یمن
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0