تاریخ انتشار : یکشنبه 22 اسفند 1395 - 10:05
کد خبر : 59460

یادداشت میهمان/ شهروند خبرنگار

اندیشه تکانی فرهنگی همراه با خانه تکانی

اندیشه تکانی فرهنگی همراه با خانه تکانی

امیدوارم همراه با خانه تکانی های خانه هایمان کمی هم اندیشه هایمان را بتکانیم. باورها و افکار غلط و فرهنگهای بد را از ذهنمان بیرون بریزیم و یک اندیشه تکانی فرهنگی انجام دهیم. ان شا الله که سال نو را با اندیشه های نو جشن بگیریم.

به گزارش پیک هشترود، شهروند خبرنگار نوشت: چند روزی است حال و هوای شهرم خوب است و در سایه خوب بودن این هوا، خدا رو شکر حال همشهریانم نیز بهتر است و این را از رفت وآمد ها و شور وشوق های آنان در گشت و گذار در خیابانها ودیدن از انواع مغازه ها می توان فهمید.

 

در خانه ها نیز با این هوای خوب کسی بیکار نمی نشیند، همه به فکر خانه تکانی اند. از تابستان که وارد پاییز شدیم هر چیز ووسایل اضافی دم دستمان را در خانه انبار کرده ایم حال چند روزآخر اسفند را می گذاریم برای پاکسازی اندوخته های زمستانی وکنج دل خانه هایمان را از وسایل اضافی وگرد وخاک می زداییم.

 

چند قدم جلوتر،پا به حیاط می گذاریم وبرفها را زیر ورویی می کنیم تا گرمای آفتاب یخ دلشان را ذوب کند.از حیاط که گذشتیم درب را باز کرده قدمی به کوچه می گذاریم.وای!وضع کوچه را!همه زباله ها زیر برفها قایم شده بودند والآن خودی نشان می دهند.باید همتی کرد وبا همسایه ها مشارکت تا دستی هم به سر وروی کوچه کشید.

 

چند روز پیش در پایگاه خبری عکس و خبری را دیدم تحت این عنوان که شهروندان خود دست به کار شده اند وکوچه هایشان را تمیز می کنند. خوب ما شالله به این غیرت وهمت خود جوش. مگر انتظاری غیر این بود؟مردم خود می ریزند وخود باید جمع کنند. مثل خانه هایشان. مگر اسباب ووسایل اضافی وزباله های منازل را کسانی غیر از خودشان می ریزند؟مسلما نه!کوچه ها نیز تا حدی حریم خانه ها تلقی می شوند وزباله هایش را کسی نمی ریزد جز اهالی همان محل یا کوچه.نمونه اش کوچه خود ما!با عرض پوزش!پوشک بچه را بدون اینکه در کیسه نایلونی بگذارند همانطور کنار دیوار می گذارند یا حتی زباله های خانگی را که هر روز بیرون جلوی در خانه هایشان می گذارند بماند که اصلا به فکر بهداشت محیط پیرامون خود نیستند وبه خودشان زحمت نمی دهند ۱۰یا ۲۰متر پایین تررفته در سطل های زباله بزرگ شهرداری بگذارند.

 

بعد هم گلایه می کنند که شهرداری چرا در کوچه ما سطل نگذاشته؟به گمانم تعبیر این گونه افراد از کوچه دم در خانه شان است یا محدوده کوچه را دقیق نمی دانند.حال اگر همین افراد را در هنگام خرید ببینی عینهو فرفره می شوند.

 

برای خرید یک چیز جزیی وکوچک حاضرن چند کیلومتر مغازه گردی بکنند تا بهترین وشیکترین وسیله را بخرند.خوب این حق آنهاست.ولی ای کاش در مقابل این همه حقوق که مدعی اش هستیم تکالیفمان را هم در عالم شهروندی خوب انجام دهیم.

 
آقا اصلا عالم وآدم مقصر.بهتره تو کفه دیگه ترازو کمی هم خودمان را سبک سنگین کنیم وکوتاهی های خودمان را هم ببینیم.زمستان همین امسال برای مثال پیاده رو بلوار تا هلال احمریخبندان بود عین قطب.خوب آیا افراد خاصی موظف بودند هر موقع برف بارید برای برف روبی به خیابانها بیایند؟پس غیرت وهمت آقایان مغازه دار کجا رفته بود؟یه حساب سرجمعی بکنی جلوی هر مغازه دو سه متری می شد.با هر بارش برف،هرکسی جلوی مغازه خودشو پارو می کرد دیگه پیاده رو ها هم پیست اسکی روی یخ نمی شد.در حالیکه همان مغازه دارها با گرم شدن هوا جارو شیلنگ دست می گیرند وبشور بساب راه میندازند.چرا کار سبک رو خودشون انجام میدن ولی کار سنگین رو از دیگران انتظار دارند.نمی دونم شاید هم به خاطر این باشه که می خواهیم پول اونا حلال باشه.چون معمولا وقتی هم زباله می ریزیزم مطمئنیم که کسی هم هست که اونا رو برداره.در حالیکه عده ای پشت میزها حقوق های بدون زحمت می گیرند.!

 
بعد هم موقعی که جای بحث نقد سازمانی یا تربیتی پیش می آید مدعی روشنفکری می شویم وهی از عقب ماندگی وبد بختی جامعه اسلامی وپیشرفت وبروز بودن کشور های اروپایی وغربی حرف می زنیم.که مثلا در ژاپن مدارسشان خدمتگذار ندارند.چرا؟ چون هر بچه ای می دان که جای مسلم وطبیعی زباله در سطل زباله است.بله کسی منکر این فرهنگ خوب وعالی آنها نیست.پس چرا ما این فرهنگ خوب را از مردمان لائیک یاد نمی گیریم؟ودم از مسلمانی می زنیم.

 

مگر نه این است که النظافت من الایمان.اینها را چه کسی به آنها می آموزد؟ والدین در خانه ومعلمان در مدرسه.اما وقتی آدم مادری را می بیند که پلاستیک بستنی رادر خیابان باز می کند وبستنی را دست بچه داده وپلاستیکش را به آب روان جوی می سپارد چه می شود گفت؟(بستنی در عصر نسبتا خنک ۱۷اسفند!بماند که این خود یک بحث تربیتی جداگانه دارد.که بچه با کاپشن وکلاه در هوای بادی بستنی می خورد که این شعر را به خاطرم آورد: زدست دیده ودل هر دو فریاد که هرچه دیده بیند دل کند یاد)

 
یا آن مغازه داری که کارتن اجناسش را از داخل به سمت جوی آب نشانه می رود؟ واقعا اینجا چه کسی مقصر است؟ما هنوز یک فرهنگ ساده وبه ظاهر مسئله کوچک را نتوانسته ایم در اندیشه مان ریشه ای کنیم که بدون تذکر،بدون چماق بر سری یه کار را خودمان با وجدان،درست انجام دهیم.خداوند رحمت کند بزرگان وادیبان کشورم را که این ضرب المثل را به یادگار گذاشته وگفته اند: از ماست که بر ماست.خودمان یک سری فرهنگها وآداب غلطی را عادت خود می کنیم وبعد از مدتی که پی به اشتباه بودنش بردیم از همان آداب وفرهنگ غلط واز بنیان گذارانش شکایت به پیش بزرگان می بریم.

 
بر سنگ قبر کشیشی در سن پترزبورگ چنین نوشته بود:
آن هنگام که جوان بودم وفارغ از همه چیز وتخیلم مرز ومحدوده ای نمی شناخت در سر آرزوی تغییر دنیا را می پروراندم.بزرگتر وخردمند تر که شدم دریافتم جهان به این سادگی تغییر پذیر نیست.پس افق اندیشه ام را محدودتر کردم وبر آن شدم تا تنها کشورم را تغییر دهم اما این هم عملی نبود.پس از سالها زندگی وتجربه آخرین تلاش نا امیدانه خود را صرف تغییر خانواده ام کردم.اما افسوس آنها نیز که نزدیکترین کسان به من بودند تغییر نکردند.

 
اکنون که در بستر مرگ آرمیده ام به ناگاه حقیقتی را یافته ام.تنها اگر خودم را تغییر داده بودم آن گاه نمونه ای می شدم برای اعضای خانواده ام تا آنان نیز خود را تغییر دهند.

 
با انگیزه وتشویق آنها چه بسا شهر وکشیورم نز اندکی اصلاح می شدشاید می توانستم آن موقع دنیا را هم تغییر دهم.

 
فصل الخطاب کلام سخن کریم اهل بیت امام حسن مجتبی (ع) باشد؛تعجب میکنم از کسانیکه در غذای جسم خود فکر میکنند ولی در امور معنوی و غذای جان خویش تفکر نمیکنند.

 
(بحار الانوار،ج۱،ص۲۱۸

 

امیدوارم همراه با خانه تکانی های خانه هایمان کمی هم اندیشه هایمان را بتکانیم.باورها وافکار غلط وفرهنگهای بد را از ذهنمان بیرون بریزیم ویک اندیشه تکانی فرهنگی انجام دهیم.ان شا الله که سال نو را با اندیشه های نو جشن بگیریم.

 

یک شهروند

 

 

 

پایان پیام/م.ا

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.