چرا امیرکبیر صدراعظم شد؟
ناصرالدین شاه در ازای خدمات امیرکبیر، وی را به مقام صدرات می رساند. میرزا تقی خان، ابتدا توسط ناصرالدین شاه به امیرنظام و سپس امیرکبیر و اتابک اعظم ملقب میگردد.
محمدتقی فراهانی از کودکی تا صدارت
دوستی و نزدیکی ناصرالدین شاه و صدراعظم
همراهی و نزدیکی امیرکبیر به ولیعهد، ضمن ایجاد موجبات دوستی و الفت این دو، باعث شد تا مقدمات جلوس ناصرالدین شاه ولیعهد، به تخت سلطنت توسط امیر فراهم گردد. امیر نقش مهمی در تسهیل امور جهت پادشاهی ناصرالدین شاه داشت. از این رو ناصرالدین شاه نیز در ازای خدمات امیرکبیر، وی را به مقام صدرات می رساند. میرزا تقی خان، ابتدا توسط ناصرالدین شاه به امیرنظام و سپس امیرکبیر و اتابک اعظم ملقب میگردد. بنابراین می توان یکی از دلایل ناصرالدین شاه در اعطای مقام صدارت به امیر را در وهله اول شناخت او و نزدیکی و الفت این دو دانست. امیرکبیر طی همراهی خود با ناصرالدین شاه در جریان اتفاقات و یا سفرهای خارجی به خوبی توانسته بود کاردانی و شایستگی اش را به اثبات رساند.
افزایش قدرت مرکزی و مبارزه با قدرتهای محلی
از سویی تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی که بخشی از آن متاثر از تحولات جهانی بود، منجر به تغییرات و جابه جاییهای قدرت میان دولت و ملت نیز شده و بر قدرت و نفوذ قشرها و گروه هایی چون بازرگانان و تجار نیز تأثیر نهاده بود. از این رو بهتدریج شاهد شکل گیری طبقه بازرگانان و تجاری هستیم که مستقل از دولت و گاه بر علیه قدرت مرکزی عمل می کردند. این موضوع می توانست برای دولتهای مطلقه و یا مستبد، به عنوان یک تهدید تلقی گردد.
ناصرالدین شاه، امیر را گزینه مناسبی جهت مقابله با جنبشهای محلی می دانست. این جنبشها که خود را در شکل شورشهای محلی نیز نشان می داد، محصول دوران محمدشاه بود. یکی از این گروهها، «اشرافیت تنبلی بود که در واقع ثمره زن پرستی و بلهوسی فتحعلیشاه بهشمار رفته و تعدادشان بر اثر بروز جنگهای داخلی بیشتر شده بود.»
از این رو ناصرالدین شاه با درک این موضوع، خود را وارث مشکلاتی می دید که می توانست قدرت مرکزی را با تهدید و اختلال مواجه نماید. چنین وضعیتی، وجود صدراعظمی مقتدر همچون امیرکبیر را ایجاب می کرد. چنانچه در دوره ناصرالدین شاه «فتنه محمدحسن خان سالار در خراسان که از اواخر ایام سلطنت محمدشاه شروع شده و تا دوره ناصرالدین شاه نیز امتداد داشت و اگر جلادت و کفایت میرزا تقی خان امیرکبیر نبود؛ بیم آن میرفت که آتش فتنه آن غالب نقاط ایران را بگیرد.»۳
برخورد با بهائیت، عامل استحکام قدرت مرکزی
مبارزه با مداخلات کشورهای بیگانه
میرزا آقاخان نوری، فردی بود که سوابق الفت او با مادر شاه و روابط حسنه او با سفارت انگلیس، بر همه روشن بود و به همین اتهامات نیز به کاشان تبعید شده بود. وی با توطئه سفارت انگلیس، بدون کسب اجازه از مقامات مربوطه، به پایتخت مراجعه کرده و برای ارعاب مخالفین یکراست به سفارت انگلیس رفته بود. در این شرایط امیرکبیر برای زهر چشم گرفتن از مخالفین و کسانی که با حمایت کشورهای خارجی درصدد احراز مقام یا برهم زدن نظم کشور بودند، فرمانی از شاه خطاب به میرزا آقاخان نوری گرفت، که فوراً به تبعیدگاه خود بازگردد. گرچه در نهایت نوری به کمک سفارت انگلیس و روس، به تبعیدگاه خود نرفت و امیر به دلیل آنکه غیر از امارت نظام سمت دیگری نداشت، نتوانست مقاومت بیشتری در برابر دول خارجی نماید، اما بارها به مخالفت با مداخلات آنها برخاسته و در برابر آنان مقاومت نمود.۸
به عبارتی می توان گفت، بخشی از تلاشها و اقدامات سیاسی امیر معطوف به محدود ساختن قدرت و نفوذ کشورهای خارجی بود، در واقع اقدامات او «که به ضرر منافع شخصی رقبایش و دول خارجی بود دشمنان او را برانگیخت تا او را از صدارت برانداختند و فرمان قتل او را به هر ترتیبی که بود از شاه بگیرند.»۹ البته برخی نیز معتقدند ناصرالدین شاه نیز از موضوع قدرت یافتن امیرکبیر بیمناک بوده و به او مظنون گشته بود، با این حال نقش اساسی در تحریک شاه نسبت به امیر را دول خارجی و کسانی که از اقدامات امیر متضرر شده بودند، ایفا کرده و باعث شدندتا فرمان قتل وی توسط پادشاه صادر گردد.
منابع
۱٫فریدون آدمیت، امیرکبیر و ایران، تهران، شرکت سهامی انتشارات خوارزمی، چاپ هفتم، ۱۳۶۲، ص ۵۳٫
۲٫پیتر آوری، تاریخ معاصر ایران (از تأسیس تا انقراض سلسله قاجاریه)، ترجمه محمد رفیعی مهرآبادی، تهران، انتشارات عطایی، ۱۳۷۶، چاپ سوم، ص ۷۶٫
۳٫عباس اقبال آشتیانی، میرزا تقیخان امیرکبیر، تهران، موسسه انتشارات نگاه، ۱۳۹۰، ص ۱۰۳٫
۴٫اکبر هاشمی رفسنجانی، امیرکبیر (قهرمانان مبارزه با استعمار)، جلد اول ،تهران، مؤسسه انتشارات فراهانی، ۱۳۴۶، ص ۶۵- ۶۶٫
۵٫همان، ص ۹٫
۶٫پیترآوری، همان، ص ۱۲۷٫
۷٫عباس اقبال آشتیانی، همان، ص ۳۹۶٫
۸٫ اکبر هاشمی رفسنجانی، همان. ص ۵۱- ۵۲٫
۹٫ایرج افشار، چهل سال تاریخ ایران در دوره پادشاهی ناصرالدین شاه، تهران، مرکز تحقیقات علوم اسلامی، ۱۳۶۷، ص ۴۵۷٫
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0