چرا توافق جامع هستهای حاصل نشد؟

رصد مذاکرات و تحلیل محتوایی اظهارات مقامات امریکایی نشان میدهد که آنان براساس ۶ خواسته صهیونیستها به دنبال تحمیل خواستههای خود به ایران برای رسیدن به یک توافق نهایی و جامع هستند.
۱- ایستادگی و مقاومت دولت و تیم مذاکرهکننده بر حقوق ملت
طی ۱۲ سال گذشته و در تمامی دولتها، نظام اسلامی با یک هدف راهبردی بر سیاست مذاکره در موضوع هستهای تأکید و تاکنون این مذاکرات را برای تحقق همین هدف، یعنی تأمین «حقوق ملت ایران» دنبال کرده است. دولت یازدهم نیز در نهایت با آشکار شدن نیات طرف مقابل مبنی بر عدم آمادگی برای پذیرش حقوق ملت ایران، ایستادگی و مقاومت بر خطوط قرمز ترسیم شده از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی را به صورت جدی در مذاکرات مورد توجه قرار داد.
امریکاییها با یک برآورد غلط از وضعیت داخلی ایران، بر این تصور بودند که در نهایت این دولت ایران خواهد بود که از خواستههایش عقبنشینی کرده و در برابر زیادهخواهیهای آنان تسلیم میشود. اما واقعیت صحنه به گونهای دیگر و بر خلاف تصور غربیها و امریکاییها رقم خورد و تیم مذاکرهکننده هستهای با شجاعت و قاطعیت روی حقوق ملت ایران پافشاری کرد. اکنون در ایران یک اجماع کاملاً مشهود در موضوع مذاکرات دیده میشود. در این اجماع ملی که در اظهارات تمامی مسئولان و به ویژه دولتمردان و اعضای تیم مذاکرهکننده هستهای قابل مشاهده و درک است، روی دو نکته اساسی تأکید میشود:
۱- در قبال اقدامات اعتمادسازی ایران باید طرف مقابل، ظرفیت غنیسازی ایران را در سطح برطرفکننده نیازهای کشورمان بپذیرد و ایران هرگز به یک تأسیسات هستهای کاریکاتوری و نمایشی رضایت نمیدهد.
۲- در قبال تعهدات و اقدامات اعتمادسازی ایران باید تمامی تحریمهای ظالمانه وضع شده علیه ایران لغو شود.
بدیهی است که این خواستههای قانونی و به حق جمهوری اسلامی در نقطه مقابل دیدگاههای امریکا قرار دارد.
۲- زیادهخواهی امریکاییها
عدم پذیرش حقوق هستهای ملت ایران از سوی امریکاییها، از دلایل اصلی نرسیدن به توافق جامع و نهایی پس از یک سال مذاکرات فشرده و سخت بین ایران و گروه ۱+۵ است. امریکاییها در مسقط با پیشنهاد هشت صفحهای و با نوعی عقبگرد به گذشته نشان دادند که قصد ندارند حتی به آنچه در توافق ژنو متعهد شدهاند، پایبند باشند و حقوق هستهای ایرانیان را تحمل کنند. رفتار امریکا در خلال مذاکرات طی یک سال گذشته و به ویژه در مذاکرات مسقط نشان داد که آنان میز مذاکره را فرصتی میدانند برای تحمیل خواستههای حداکثری خود به ملت ایران و بر همین اساس از یک طرف حاضر به پذیرش ظرفیت غنیسازی در سطح واقعی و متناسب با نیاز ملت ایران برای جمهوری اسلامی نیستند و از طرف دیگر، حاضر به لغو تمامی تحریمها نمیباشند. در واقع روحیه زیادهخواهی و خلقوخوی استکباری امریکاییها سبب شده تا رفتار آنان در مذاکرات، بر خلاف فلسفه مذاکرات باشد. فلسفه مذاکرات آن است که در قبال اقدامات اعتمادسازی ایران نسبت به صلحآمیز بودن فعالیت هستهای کشورمان، طرف مقابل از یک طرف حقوق ملت ایران در حوزه دانش و فناوری هستهای را بپذیرد و از طرف دیگر، تحریمهای ظالمانهای را که به بهانه تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هستهای وضع کرده تماما لغو کند.
رفتار امریکاییها نشان میدهد که آنان مانند ۱۲ سال قبل اساساً نمیخواهند جمهوری اسلامی دارای چرخه سوخت باشد و وضع تحریمها نیز اهدافی فراتر از فعالیتهای هستهای را دنبال میکند و از نظرشان باید ساختار این تحریمها برای حفظ فشار بر ملت ایران همچنان حفظ شود.
نگاه دولت اوباما به حقوق هستهای ایران، همان است که ایشان در مصاحبهای با صراحت گفت، اگر ممکن بود پیچ و مهرههای تأسیسات هستهای کشورمان را با دستان خودش باز میکرد. رفتار امریکاییها در خلال مذاکرات نشان میدهد که آنان قصد دارند ایران را در مسیری به حرکت درآورند که اگر موفق نمیشوند پیچ و مهرهها را باز کنند، در نهایت ایران را از یک تأسیسات هستهای کاریکاتوری و نمایشی برخوردار سازند!
آقای اوباما طی ماههای اخیر، بارها این جمله را تکرار کرده که از نظر دولت وی عدم توافق با ایران بهتر از یک توافق «بد» میباشد. فرانسویها نیز این گزاره را تکرار کرده و گفتهاند برای توافق هستهای با ایران عجلهای ندارند. امریکاییها در هر نوع توافقی با ایران به دنبال کسب رضایت متحدین خود در منطقه از جمله صهیونیستها و آلسعود هستند. «آیپک» قویترین و مؤثرترین گروه فشار صهیونیستی در امریکا به حساب میآید و تجربه نشان میدهد تصمیمات و نوع نگاه کمیته امور عمومی امریکا و رژیم صهیونیستی (آیپک) که بزرگترین لابی این رژیم در ایالات متحده است، همواره بر تصمیمات دولت امریکا و کنگره این کشور تأثیرگذار بوده است اخیراً این کمیته با انتشار مطلبی در بخش «ایران» وبگاه خود، خواستار در نظر گرفتن شش شرط مشخص در هرگونه توافق نهایی با ایران بر سر برنامه هستهای شد. این شروط عبارت است از:
۱- ایران باید زیرساخت سانتریفیوژهای خود را برچیند به گونهای که هیچ راهی برای تبدیل اورانیوم به یک بمب هستهای نداشته باشد.
۲ – ایران باید تأسیسات آب سنگین اراک را برچیند یا اینکه آن را به یک رآکتور آب سبک تبدیل کند، در نتیجه هیچ راهی برای تبدیل پلوتونیوم به یک بمب هسته ای نداشته باشد. ۳ – بازرسان بینالمللی باید اجازه دسترسی به هر نقطهای را داشته باشند تا تقلب ایران را کشف کنند! ۴ – ایران باید به طور کامل تلاشهای گذشته خود را برای مسلح شدن (به بمب اتم) توضیح دهد. ۵ – کاهش تحریمها باید به صورت مرحله به مرحله انجام شود تا زمان کافی برای قضاوت در مورد پایبندی ایران (به تعهداتش) وجود داشته باشد. ۶ – توافقنامهای که بتواند برنامه هستهای ایران را محدود کند، باید برای دههها (چندین دهه) و نه چندسال باشد.
رصد مذاکرات و تحلیل محتوایی اظهارات مقامات امریکایی نشان میدهد که آنان براساس همین شش خواسته صهیونیستها به دنبال تحمیل خواستههای خود به ایران برای رسیدن به یک توافق نهایی و جامع هستند. بدیهی است تا این دو دلیل تغییر نکند، نباید امیدی به توافق هستهای با گروه ۱+۵ داشت و معنای این سخن آن است که ملت و دولت ایران هرگز نباید حل مشکلات کشور را به مذاکرات گره بزنند. جمهوری اسلامی براساس منطق خود مذاکرات را پی خواهد گرفت، لکن مذاکرات یکسال اخیر باید این درس بزرگ را برای مسئولان ما داشته باشد که با فرض ادامه تحریمها برای سالهای طولانی، باید در جستوجوی راههای حل مشکلات کشور بود و این راهها وجود دارد.
برچسب ها :پیک هشترود ، توافق هسته ای ، مذاکرات وین
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0