دین و مذهب
چرا کافر شرعاً نجس است؟

حضرت آیت الله سبحانی در تفسیر آیۀ ۲۸ سوره توبه آورده اند؛ کافر همچون الکل نجس است منتها نجاست کافر سیاسی است تا به جهت نجاست ارتباط مسلمانان با این دو موجود پلید قطع شده و ایمان و پاکی آنان براساس عدم آمیزش، دست نخورده بماند.
به گزارش پیک هشترود به نقل از خبرگزاری حوزه، حضرت آیت الله سبحانی در تفسیر آیۀ ۲۸ سوره توبه آورده اند؛ کافر همچون الکل نجس است منتها نجاست کافر سیاسی است تا به جهت نجاست ارتباط مسلمانان با این دو موجود پلید قطع شده و ایمان و پاکی آنان براساس عدم آمیزش، دست نخورده بماند.
* مشرکان داخل مسجدالحرام نشوند
قرآن کریم می فرماید: «یَا أَیُّها الَّذِینَ آمَنُوا إِنَّما الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاَ یَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هذَا وَإِنْ خِفْتُمْ عَیْلَهً فَسَوْفَ یُغنیکُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ إِنْ شَاءَ إِنَّ اللّهَ عَلیمٌ حَکیمٌ». (۱)
اى گروه با ایمان، به راستى مشرکان(بت پرستان) پلیدند، (لذا) نباید پس از گذشتن امسال (سال نهم هجرت) به مسجدالحرام نزدیک شوند و هرگاه از نیازمندى خود بترسید (و ممنوع بودن رفت و آمد مشرکان موجب کساد کسب و کار شما شود) به زودى خدا شما را، اگر بخواهد، از فضل و کرمش بى نیاز مى سازد، خدا دانا و حکیم است».
* معناى نَجَسْ چیست؟
عرب این واژه را در موارد زیر به کار مى برد:
* چیزهایى که یک نوع پلیدى ذاتى دارند که خردمندان طبعاً از استعمال و تماس با آنها پرهیز مى کنند؛ مانند منى، بول، خون و…. عرب این سنخ موجودات را «نَجَسْ» و ما آنها را «پلید» مى نامیم.
* به دردهاى درونى که دیر درمان مى پذیرد، «نَجَسْ» مى گویند.
* اشخاص پست و فرومایه را نیز با این کلمه توصیف مى کنند.
* پیرى و فرسودگى بدن را نیز «نَجَسْ» مى نامد، چنان که شاعر گفته است:
و الشّیبُ داء نجیس لا دواء له للمرء کان صحیحاً صائب القُحم (۲)
پیرى درد پلیدى است که براى آن دارویى نیست، براى مردى که تندرست بوده و در شداید رأى صایب دارد.
مؤلف لسان العرب، بزرگ فرهنگ نویس عرب، موارد دیگرى نیز براى این کلمه شمرده است. از ملاحظه مجموع آنها استفاده مى شود که معناى حقیقى این کلمه در زبان عرب وسیع تر از آن است که ما امروز از این کلمه مى فهمیم؛ زیرا آن چه ما امروز از این کلمه مى فهمیم همان معناى اوّل است که غالباً با پلیدى طبیعى همراه است؛ یعنى در مکالمات روزمره خود، بیشتر این کلمه را در نجاسات شرعى به کار مى بریم.
ولى معناى لغوى آن، که قرآن نیز بر طبق آن نازل گردیده معناى جامع و وسیعى است که با تمام موارد یاد شده سازگار است. اگر که بخواهیم در زبان فارسى کلمه اى به جاى آن به کار ببریم مى گوییم «آلودگى»، خواه این آلودگى، طبیعى و محسوس باشند، مانند بول و خون؛ و خواه غیر طبیعى و نامحسوس باشند، مانند آلودگی اى که در قمار و افراد شرور هست و در تمام اینها یک نوع آلودگى و پلیدى مخصوصى است که از آثار و حرکات آنها کاملاً روشن است.
گواه دیگر بر این که مقصود از این لفظ در آیه، نجس شرعى نیست این است که، نجاستى که آیه براى کافر فرض کرده در برابر طهارتى است که براى مسجد اثبات نموده است و از این لحاظ مى فرماید: این افراد پلید (مشرکان) نباید به این محل پاک نزدیک شوند و از آن جا که مقصود از طهارت مسجد در این آیه طهارت معنوى است که در برخى از اشیا، مانند قرآن موجود است، ناچار باید گفت مقصود از نجاست مشرکان، پلیدى و آلودگى باطنى است که نوعاً در افراد ناپاک و شرور وجود دارد.
* مقصود از پلیدى کافر چیست؟
از آثار و نحوه کردار هر کسى مى توان به ملکات و صفات درونى او پى برد: شما دزدان مسلّح و غارتگر را «آلوده و نجس» مى خوانید؛ زیرا تا روان شخص، آلوده و دستخوش بى رحمى نباشد، هیچ گاه دست به این چنین کارهاى ضد انسانى نمى زند.
روى این مقیاس، مشرک پلید است؛ به یقین کسانى که جلو نشر دعوت پیامبران و آموزگاران الهى را مى گیرند و نمى گذارند آن رادمردان الهى، جامعه را از انحطاط اخلاقى و فساد اجتماعى برهانند و انسان را، که گل سرسبد موجودات است، از سنگ و چوب پرستى، از زنا و فحشا و… نجات دهند، پلیدند.
برنامه پیامبر اسلام (ص) روشن بود و همه مى دانستند که پیامبر اسلام (ص)، مانند پیامبران دیگر مى خواهد یک سلسله ارزش هاى اخلاقى را در اجتماع نشر دهد. با وجود این، مشرکان بزرگ ترین مانع بر سر راه نفوذ اسلام بودند و هرگز حاضر نبودند یک گام با رسول خدا (ص) بردارند، بلکه پیوسته با او به نبرد برخاسته مقدمات کشتن او را آماده مى کردند و پیمان هاى خود را با حضرت مى شکستند، در این صورت این افراد ناپاک بودند.
* چرا کافر شرعاً نجس است؟
بحث پیش روشن ساخت که آیه ناظر به نجاست شرعى کافر نیست، در این صورت نجاست کافر دلیل دیگرى دارد. از این رو مناسب است در این جا به این پرسش پاسخ داده شود و آن این که، چرا کافر در شرع اسلام نجس است؟ چرا ملاقات دست تر با او، مایه آلودگى مى گردد؟ اگر اسلام، بول و مردار و… را نجس شمرده، براى این است که: آنها کانون انواع میکروب ها و ریشه بیمارى ها هستند، ولى کافرى که از نظر ظاهر پاک و تمیز است، چرا نجس است؟ چرا ملاقات با رطوبت با او سبب مى شود که دست خود را آب بکشیم؟ چرا مسلمان نمى تواند با او هم غذا شود؟ و هم چنین سؤال هاى دیگر.
پاسخ: این که دین مقدس اسلام، بت پرست و مشرک، بلکه مطلق کافر حتّى اهل کتاب را نجس شمرده است، به دو جهت است:
اوّلاً؛ بدن و لباس و ظرف آنها غالباً آلوده است؛ زیرا آنان از نجاسات اسلام غالباً پرهیز نمى کنند و گوشت خوک و شراب جزو زندگى آنهاست، از این جهت یک نوع نجاست عَرَضى دارند.
ثانیاً؛ هرگاه مسلمان با کافر مانند برادران دینى خود معاشرت داشته باشد در این صورت به حکم قانونِ «محاکات و همرنگى» به رنگ آنان درمى آید و احکام خدا در نظر آنان بى ارزش جلوه مى کند. هرگاه مسلمانان با گروه کافر، به طور آزاد و به سان برادران دینى نشست و برخاست کنند، نتیجه این آمیزش این مى شود که رفتار و کردار گروه کافر در روحیه مسلمانان اثر بگذارد و به سان آنان، از شراب و قمار و دیگر محرّمات اسلام اجتناب نورزند.
جاى گفتگو نیست که تأثیر رفتار و کردار یک فرد خارجى که برنامه زندگى او مطابق درخواست هاى نفسانى و غرایز انسانى است، سریع تر و نافذتر است؛ زیرا در زندگى او، اختلاط زن و مرد، رقص، شراب، قمار، برخى از اعمال منافى عفّت، بى اشکال است و مسلماً تأثیر این عوامل، سریع تر از تأثیر رفتار و کردار مسلمان بر روى کافر است. البته ما منکر آن نیستیم که گاهى ممکن است معاشرت یک مسلمان، روى افراد کافر اثر بگذارد و تأثیر این نوع معاشرت ها، به مراتب کمتر از تأثیر معاشرت کافر روى مسلمانان است. مى بینیم امروزه معاشرت آزاد مسلمانان با گروه کافر چه آثار منفى و بدى در روحیه مسلمانان نهاده است.
* سه قراردادی که اندلس (اسپانیا) را از اسلام جدا کرد
هنوز حادثۀ جانگداز اندلس از صفحه خاطرها فراموش نشده است. استقلال اندلس بر اثر سه قرارداد زیر با مسیحیان، در خطر افتاد و از بین رفت که آن سه قرارداد عبارت بود از:
* آزادى دین؛
* آزادى تجارت؛
* آزادى تعلیمات.
* آنان به خوبى آگاه بودند که با به دست آوردن امتیاز اوّل مى توانند راه را براى کشیشان باز کنند و جهادى که سرچشمه آن، علاقه به دین است، از بین ببرند.
* رابطه بازرگانى نیز بهترین وسیله براى اختلاط و آمیزش است و به واسطه آمیزش آنان با مسلمان ها، سرانجام مسلمانان استقامت خود را در راه حفظ شعایر ملى و دینى از دست مى دهند.
* آزادى تعلیمات نکته مهم ترى داشت؛ زیرا وقتى فرزندان مسلمانان زیر دست آموزگاران مسیحى تربیت یافتند قطعاً حسّ خضوع در شاگرد سبب مى گردد که تمام سخنان او را دربست بپذیرد، هر چند با اصول اسلام سازگار نباشد.
مسیحیان، بر اثر آمیزش با مسلمانان اندلسى، توانستند مُسکرات را میانشان رواج داده و آنان را به میخوارگى و میگسارى عادت دهند و کم کم بر اثر هوسرانى و آلوده شدن به گناهان، عزّت نفس و غرور ملّى را از دست دادند.
یکى از اقدامات مسیحیان در اندلس این بود که در کنار رودخانه قرطبه، باغى در میان مزارع ترتیب دادند و عمارت زیبایى در آن جا برپا کردند که گردشگاه جوانان باشد تا علاوه بر گردش، از دیدن دختران مسیحى نیز بهره مند گردند.
بدین ترتیب نیروى ایمان و غرور ملّى مسلمانان این کشور که تا آن زمان همه جا موجب و مایۀ پیشرفت و پیروزى آنان در جنگ با مسیحیان بود، تدریجاً بر اثر میگسارى و تسلّط آموزگاران، به خضوع و فروتنى در برابر دشمن مبدّل گردید. پایتخت اندلس و سایر شهرستان ها جولانگاه بیگانگان شد. خلط و آمیزش و آزادى تجارت، نفوذ اقتصادى آنها را مسلّم کرد و مقدمات نفوذ سیاسى پى ریزى شد و سرانجام این کشور پهناور اسلامى بر اثر همین ارتباط ها و آمیزش ها، در اواخر قرن نهم اسلامى به کلّى سقوط کرد.
بى جهت نیست که بنیانگذار اسلام میان مسلمانان و کافران حصارى کشیده و آنان را از اختلاط هاى فوق العاده باز داشته است، تا آن جا که آنان را روى سیاست اسلامى «نجس» و لازم الاجتناب خوانده است.
از این بیان روشن مى گردد که کافر به سان الکل، نجس است؛ منتها نجاست کافر، سیاسى است تا به جهت نجاست، ارتباط مسلمانان با این دو موجود پلید، قطع گردد و ایمان و پاکى آنان بر اثر عدم آمیزش، دست نخورده بماند؛ به عبارت دیگر هدف از نجس شمردن کافر و الکل، یک نوع مبارزه منفى بر ضدّ کفر و الکلیسم است، تا از این طریق، این دو نوع پلیدى از جامعه مسلمانان رخت بربندد و محیط اسلامى از آنها پاک گردد.
برچسب ها :پیک هشترود ، توبه ، کافر ، نجس
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0