تاریخ انتشار : دوشنبه 25 مرداد 1395 - 19:57
کد خبر : 45293

جیب بعضی ها وابسته به نوشتن این جملات است!

جیب بعضی ها وابسته به نوشتن این جملات است!

جیب بعضی ها وابسته به نوشتن این جملات است!

پایان زندگی احسان علیخانی در یک تصادف فجیع!
دفتر زندگی پدرسالار بسته شد!
طلاق دوباره، زندگی دوباره؛ ماجراهای خانم بازیگر!
مجری معروف و محبوب صدا و سیما عصر دیروز در یک سانحه از دنیا رفت!
مرگ مشکوک، فرجام زندگی یک برنامه ساز تلویزیون!
همسر یک والیبالست انتقامش را از شوهر گرفت !
بی تعارف؛ جیب بعضی ها به نوشتن این جملات وابسته است.

  به گزارش پیک هشترود به نقل از تبیان ،قدیم ترها، روزنامه و مجلات به اصطلاح “زرد”، مطبوعاتی بودند که چه در حوزه مسائل اجتماعی چه در حوزه ی مسائل سیاسی، یا از انتشار اخبار دروغ و بی اساس نان می -خوردند یا از بازی کردن با زندگی و آبروی افرادی که خواسته یا ناخواسته، کمی مشهور شده اند.
عواطف و احساسات یا حس کنجکاوی مردم، همیشه بازیچه ی جنجال های مجلات و نشریات زرد قرار می گرفت. اکنون هم هنوز نشریات زرد وجود دارند اما سرعت رشد تکنولوژی، کمی آنها را عقب رانده است. مدتی است که سایت های خبری در اینترنت و یا کانال های رنگارنگ تلگرام، یا انواع دیگری از شبکه های اجتماعی، به اندازه ی چندین و چند روزنامه و مجله، مشغول تولید و نشر انواع محتوا هستند؛ با سرعتی فوق العاده و کیفیت و تنوعی چندین برابر.
سخن، بر سر این نیست که چه کسی و با چه ابزاری شایعه بسازد و منتشر کند؛ مسئله، مسئله ی اخلاق است.

شاید امروز تشخیص اینکه کسی که خبر آورده فاسق است یا مؤمن، در بیشتر موارد، برای ما امکان پذیر نباشد. یک خبر، انقدر دست به دست می چرخد و سریع منتشر می شود که منبع اولیه ی خبر، برای ما گم می شود. اما این، وظیفه ی تحقیق را از عهده ی ما بر نمی دارد. این دلیلی نیست برای زود باور بودن یا بی سند و مدرک حرف زدن.

آیا هر آنچه که منفعت ما را تأمین می کند، انجامش جایز است؟ ممکن است منفعت، پول بیشتر باشد؛ مثلاً برای گردانندگان نشریات زرد؛ ممکن است منفعت، فقط یک سرگرمی و تفریح باشد؛ یا جذب تعداد بیشتری بازدید کننده یا حتی ممکن است منفعت ما، کمی تنبلی باشد که حال نداریم دنبال منبع درست خبر بگردیم و قبل از کپی کردن آن برای دوست و آشنا، صحت و درستی آن را بررسی کنیم.
در حالی که قرآن، روش دیگری را پیش رویمان می گذارد: “یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جاءَکُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلى‏ ما فَعَلْتُمْ نادِمِین‏” (حجرات، ۶) اى کسانى که ایمان آورده ‏اید اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بیاورد درباره آن تحقیق کنید، مبادا به گروهى از روى نادانى آسیب برسانید، و از کرده خود پشیمان شوید.
“ولید بن عقبه” را پیامبر صلوات الله علیه براى جمع ‏آورى زکات از قبیله “بنى المصطلق” اعزام داشت، هنگامى که اهل قبیله باخبر شدند که نماینده رسول اللَّه صلوات الله علیه مى ‏آید. با خوشحالى به استقبال او شتافتند، ولى از آنجا که میان آنها و “ولید” در جاهلیت خصومت شدیدى بود تصور کرد آنها به قصد کشتنش آمده ‏اند. خدمت پیامبر صلوات الله علیه بازگشت (بى آنکه تحقیقى در مورد این گمان کرده باشد) و عرض کرد: آنها از پرداخت زکات خوددارى کردند! (و مى ‏دانیم امتناع از پرداخت زکات یک نوع قیام بر ضد حکومت اسلامى تلقى مى‏ شد، بنابراین مدعى بود آنها مرتد شده‏اند!)
پیامبر صلوات الله علیه سخت خشمگین شد، و تصمیم گرفت با آنها پیکار کند، آیه فوق نازل شد (و به مسلمانان دستور داد که هرگاه فاسقى خبرى آورد در باره آن تحقیق کنید)  بعد از اخبار “ولید” درباره ارتداد قبیله “بنى المصطلق” پیامبر صلوات الله علیه به “خالد بن ولید بن مغیره” دستور داد به سراغ قبیله “بنى المصطلق” رود، ولى فرمود شتابزده کارى انجام مده.
“خالد” شبانه به نزدیکى قبیله رسید، و ماموران اطلاعاتى خود را براى‏ تحقیق فرستاد، آنها خبر آوردند که بنى المصطلق به اسلام کاملا وفا دارند، و صداى اذان و نماز آنها را با گوش خود شنیده ‏اند، صبحگاهان “خالد” شخصاً به سراغ آنها آمد، و صدق گفتار مخبرین را ملاحظه کرد، خدمت پیامبر صلوات الله علیه بازگشت و ماجرا را به عرض رسانید، در این هنگام آیه فوق نازل شد و به دنبال آن پیامبر مى‏فرمود: “التأنى من اللَّه، و العجله من الشیطان” درنگ کردن و تحقیق از سوى خدا است و عجله از شیطان است.( تفسیر نمونه، ج‏۲۲، ص: ۱۵۲)

آیا هر آنچه که منفعت ما را تأمین می کند، انجامش جایز است؟ ممکن است منفعت، پول بیشتر باشد؛ مثلاً برای گردانندگان نشریات زرد؛ ممکن است منفعت، فقط یک سرگرمی و تفریح باشد؛ یا جذب تعداد بیشتری بازدید کننده یا حتی ممکن است منفعت ما، کمی تنبلی باشد که حال نداریم دنبال منبع درست خبر بگردیم و قبل از کپی کردن آن برای دوست و آشنا، صحت و درستی آن را بررسی کنیم.

شاید امروز تشخیص اینکه کسی که خبر آورده فاسق است یا مؤمن، در بیشتر موارد، برای ما امکان پذیر نباشد. یک خبر، آنقدر دست به دست می چرخد و سریع منتشر می شود که منبع اولیه ی خبر، برای ما گم می شود. اما این، وظیفه ی تحقیق را از عهده ی ما بر نمی دارد. این دلیلی نیست برای زود باور بودن یا بی سند و مدرک حرف زدن.
در حیطه ی اخلاق ارتباطات، در یک سخن گفتنِ عادی، قرآن جز به سخنِ محکم و متقن، راضی نمی شود: “یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدیداً “(احزاب،۷۰) اى کسانى که ایمان آورده ‏اید تقواى الهى را پیشه کنید و سخن حق و درست بگویید.
حالا به طریق اولی، وقتی سخن گفتن و خبر دادنی باشد که پای زندگی و آبروی دیگران در کار است، هیچ جوره نمی شود از درستی و محکمی حرف ها و خبرها و تحلیل ها کوتاه آمد. اخلاق، غیر از این را نمی پذیرد. برای داشتن اخلاق در حوزه ی ارتباطات، اول تقوا لازم است. آیه ی بالا، پیش از توصیه به قول سدید، امر به تقوا می کند.
تقریباً همه ی ما، به مدد گسترش و سرعت تکنولوژی، با یک گوشی تلفن همراه در دست، خودمان یک پا خبرگزاری شده ایم. روزانه ده ها پُست، خبر، کلیپ، تحلیل و توصیه به دستمان می رسد. حتی بسیاری را بهترین و قابل اعتمادترین دوستانمان فرستاده اند؛ اما باز هم برای باور کردن، برای اعتماد کردن و از همه مهم تر، برای کپی کردن و منتشر کردن آن ها، تحقیق و بررسی لازم است. گاهی صبر لازم است. اگر بی مهابا صرفاً به خاطر جذابیت یک مطلب، آن را برای دیگران ارسال کنیم، بیم آن می رود که در چرخه ی شایعه پراکنی برای ضربه زدن به زندگی و آبروی کسی، یک حلقه شده باشیم.
مواظب باشیم اخلاقمان زرد نشود!


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.