تاریخ انتشار : سه‌شنبه 5 مرداد 1395 - 9:26
کد خبر : 43112

پاسخ های نگارنده کتاب آسیب شناسی توسعه در هشترود به نقدهای ممکن؛

دین خود را به منطقه هشترود ادا کرده ام/ توسعه یک جامعه بدون توجه به مقوله مشارکت اجتماعی امکان پذیر نیست

دین خود را به منطقه هشترود ادا کرده ام/ توسعه یک جامعه بدون توجه به مقوله مشارکت اجتماعی امکان پذیر نیست

نویسنده کتاب آسیب شناسی توسعه در هشترود به نقدهای مطرح شده در مورد نوشته های وی پاسخ داد.

به گزارش خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پیک هشترود، سیدجواد سیدین نویسنده کتاب “آسیب شناسی توسعه در هشترود” در پاسخ به نقدهای منتشر شده در این سایت با عنوان ” آیا استفاده محض از نظریه های جامعه شناسی می تواند گره گشای توسعه هشترود باشد؟”

جوابیه ای را به تحریریه پیک هشترود ارسال کرده است:

 

مجموعه جواب های ممکن برای نقدهایی که در مورد کتاب آسیب شناسی توسعه در هشترود نوشته شده و یا بصورت ارتباط تلفنی با نویسنده مطرح شده است :

 

در نقدهای موثری که در پیک هشترود انعکاس یافته و توسط آقای کریمی مطرح گردیده اند ، ضمن تشکر از دقت و تیزبینی این ناقد محترم به عرض می رساند اینجانب ضمن تامل منطقی و مکث لازم برای پاسخ به نقدهای ایشان که لازمه عقلانیت در زندگی و عصر کنونی است پس از گذشت دو ماه و بررسی های مجددی که بر روی اثر کوچک خود داشته ام ضروری می دانم تا حدودی به رفع برخی ابهامات و توضیح بعضی مطالب در خصوص این نقدها بپردازم .

 

ناقد محترم چنین مطرح کرده اند که نویسنده قصدی برای ورود و شناسایی و استخراج آسیب های زیربنایی و بومی و تاریخی این منطقه نداشته اند ، توضیح این است که فی الواقع توسعه یکی از بحث های پیچیده و بسیار گسترده می باشد و اصولاٌ نمی توان آنرا بی ارتباط با موضوع توسعه در کل کشور و حتی در جهان گیتی پیش برد ؛ بعبارتی برای استخراج آسیب های زیربنایی بعنوان مثال تحت سیطره بودن نظام های حاکم را بایستی درنظرگرفت و یا میزان تعامل با سایر دول و چگونگی این تعامل را مشخص نمود از سوی دیگر به لحاظ صرف بومی و شرایط اکولوژیکی نمی توان بی ارتباط با مسائل کلان و عمده اجتماعی و نظام ایدئولوژی حاکم بر آن به شناسایی آسیب هایی پرداخت که در منطقه شکل گرفته و استمرار یافته اند . از آنجاییکه نظام های حاکم در طول چندین سده در کشورمان حداقل از نوع غیردموکراتیک بوده اند ، عمده آسیب های زیربنایی ، تاریخی و تلویحاٌ بومی در وهله اول با نبود ارگان های مردم نهاد که می توانستند نقشی در کنترل سلطه حاکمیت بر آحاد جامعه داشته باشند ، بصورت چشمگیری نمایان می گردد . از این رو تاکیدی که بر نقد قدرت در کتاب آسیب شناسی داشته ام نشانگر این موضوع مهم و اساسی است که اصولاٌ لازمه توسعه وجود سیستمی از توازن قدرت در نظام اجتماعی است ، بی تردید هرنوع قدرتی که به چالش کشیده نشود و یا با هاله های رمز و راز و لایه های تقدس در توان اندیشگی مردم خدشه وارد کند و تنها به بازتولید روزافزون خود بپردازد در کل نمی توان به موضوع توسعه پرداخت مثل اینها بستن گاری به اسب برای کشیدن اسب است نه گاری به اسب ! البته حقیر این تجربه تلخ را قبل از آنی که مشغول نوشتن کتاب باشم در وجودم احساس می کردم با این حال از نقطه ای شروع کرده و به طرح بخشی از آراء اندیشمندان جامعه شناسی در مورد مسائل اجتماعی پرداختم و همانطوریکه نقد کرده اند بخشی از کتاب درس نامه است ؛ ولی سئوال بنیادین این است که آیا بدون طرح مبانی نظری و تئوری های حداقلی می توان به یک موضوع علمی ورود پیدا کرد ؟

 

همچنین دست نوشته اینجانب یک زندگی نامه تلقی شده است که چنانچه اینطور هم باشد حداقل حس تعلق و وفاداری خود را به این منطقه نشان داده ام ؛ ای کاش کسانیکه بواسطه الطاف سازمانی موجود در هشترود هم اینک در شهرهای دیگر از گذشته محدود خدماتی خویش در هشترود به عنوان عمری که در آنجا تلف کرده اند یاد می کنند ؛ هر کدام اثری کوچک در حد تنها یک برگ می آفریدند !!

 

اما در مورد منابع آماری و نحوه ارائه برخی موضوعات قبل از نوشتن کتاب با بسیاری از دوستان و بویژه اساتید بزگوارم جناب آقای سید علی موسوی و جناب آقای قدرت جمشیدی بحث های متفاوتی داشته ام و در مواقع بیشماری اقدام به جمع آوری اطلاعات از منابع رسمی اداری و نیز منابع غیر رسمی مردمی داشته ام که متاسفانه نقاط قابل اطمینانی حاصل نگردید و مایل بودم یک کار کمی کاملاٌ متکی به منابع آماری که تحلیل آنها خیلی جذاب است ، داشته باشم اما موفق نشدم . از اهل علم تقاضا دارم که اقدام به پژوهش میدانی کنند اما چنین کاری به آسانی میسور نخواهد شد !

 

کتاب حقیر را به عنوان نقطه شروع می توان درنظر گرفت ، این اثر کوچک و ناقص است ، از نویسندگان بعدی موضوع توسعه بخواهید که جایگاه هشترود را در نقشه توسعه ایران بیاورند همچنین یادآور می شوم ورود به عوامل جغرافیا با بحث توسعه در یک منطقه بی ارتباط است که البته به بحث (درسنامه) شاخص های توسعه بصورت علمی پرداخته شده است و بخشی از آمارهایی را که از قابلیت اعتبار برخوردار بوده اند بصورت کلی و با احتیاط مطرح کرده ام .

 

ناقد محترم یادآور می شوند که نویسنده بدون معرفی و شناساندن مختصات جغرافیایی و … شهرستان هشترود به آسیب شناسی آن پرداخته که یافتن ارتباط بین هشترود و آسیب شناسی توسعه آن برای خواننده ای که شناختی از این شهرستان ندارد یک کار غیرممکن خواهد بود . به اطلاع می رسانم اولاٌ بخش های زیادی از مطالب نوشته شده قبل از چاپ با صلاحدید!! مسئولین محترم ارشاد حذف گردیده اند و این موضوع به پیوستار مطالب لطمه وارد ساخته است و نیز شناساندن مختصات نقد شده را ضروری ندانستم زیرا در این صورت اولاٌ حجم کتاب و به تبع آن قیمت برای خواننده افزون می شد ضمن اینکه بنده این کتاب را برای هشترودی ها نوشته ام و تصورم این بوده که به حد کافی در باره این مختصات از سوی صاحب منصبان بشکل صوری بحث شده و نیز نویسنده توانمند هشترودی جناب آقای سیفی جغرافیای این شهرستان را در اثر بسیار مفید خود نمایان ساخته اند .

 

ناقد محترم مطرح کرده اند که حقیر از مفاهیم جامعه شناسی سیاسی استفاده کرده ام که این مطلب تا حدودی درست است چون کسی که تصور کند امر توسعه بدون پرداختن به مسائل مشارکت اجتماعی و حقوق شهروندی می تواند در نظام های توتالیتر به سرانجام برسد قطعاٌ بهره ای از علم توسعه نبرده است زیرا توسعه در بطن جامعه شناسی سیاسی است و گریز از آن اجتناب ناپذیر است و چنانچه اثری از توسعه بی ارتباط با آن نوشته شود مثل بسیاری از تحقیقات لوکس و فانتزی کشور ، مطلوب حاکمان ضد توسعه خواهد بود !

 

از ناقد محترم درخواست می نمایم بخش مربوط به مهاجرت پنهان را دوباره مطالعه فرمایند ؛ آنچه ایشان نقد کرده اند به مهاجرت آشکار اشاره دارد نه مهاجرت پنهان . همچنین اثر ناقص بنده تنها به عنوان طرحی از نظریات جامعه شناسی ، شناسانده و القاء می گردد .

نخست اینکه آیا به نظر جناب عالی ایران زمین مهد نظریات جامعه شناسی است ؟! بایستی عنوان کنم که خاستگاه این علم غرب است چه با ذائقه ما بسازد یا نسازد . دوم ، مردمی که به دنبال توسعه هستند نباید شرمگین باشند که از علم غرب بهره می برند !

 

در جای دیگر ناقد محترم اشاره می کنند که نویسنده نمی تواند به ذهنیت غالب و تا حدودی غیرعلمی و غیرمنطقی حاکم در جامعه که همانا ختم شدن تمام راههای توسعه و آبادانی به نماینده است غلبه نماید . در این مورد گفتنی است پس از انتشار کتاب توسط ناشر ، پیشنهادهایی از سوی برخی افراد وابسته به جناح هایی برای بهره برداری از این اثر به حقیر شد که از افشاگری آنها اکراه دارم بدیهی است بی نصیب بودن افرادی از موقعیت فراهم آمده ، آنها را آشفته و عصبی سازد در خاتمه اذعان دارم همینکه تا حدودی توانستم در توان اندیشگی این منطقه مثمر ثمر واقع گردم احساس رضایت دارم و فکر می کنم به هدفم رسیده ام . مشتاقانه منتظرم از توسعه نوشته شود و امیدوارم برای آثارسودمندی که همشهریان عزیزم (اگر بنده را قابل می دانید) به چاپ خواهند رساند ؛ قبل از رونمایی از کتاب ، عجولانه مورد نقد قرار نگیرد !!

 

  سید جواد سیدین ۲/۵/۱۳۹۵

 

پایان پیام/م.ا

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ناشناس سه‌شنبه , 5 مرداد 1395 - 17:48

مگر سیدجواد سیذین درچه حدی توانایی دارد؟