آقای مولوی این شما هستید که معنی خسته از جنگ را نمی دانید برای اینکه از جنگ منفعت دیده اید.خداوند انسانها را نیافریده است که باهمدیگر جنگ کنند، هیچ انسانی در سایه جنگ و زیر رگبار مسلسلها رشدو توسعه و تعالی نمی یابد.آقای مولوی از چه صحبت می کنید؟مردم افغانستان بیش از ۳۰ سال است که اسیر جنگ شده و از خانه و کاشانه خود فراری هستند.شما در افغانستان خبری از زندگی نمی بینید.برای چه صلح نکنند؟ این چه تحلیلی است که شما دارید؟یا مردم فلسطین ۶۰ سال است که در جنگ بسر می برند.یعنی فردی ۶۰ سال از زندگی اش را در بین گلوله و آتش بوده آیا فکر می کنی این آدم ها خبری از زندگی دارند؟آیا فکر می کنی زندگی یعنی جنگ؟نه دوست عزیز زندگی یعنی صلح زندگی یعنی آشتی زندگی یعنی مساوات ، انسانها زمانی م یتوانند از حق خود دفاع کنند که فرصت بلند کردن سر خود را داشته باشند نه اینکه زیر آتش خماپاره باشند.مردم افغانستان و فلسطین از جنگ خسته اند و زمانی خواهند توانست به حق خود برسند که صلحی پایدار حاکم باشد
یادداشت/ آدرس اشتباه دربارۀ جنگ

شاید مسرت بخش ترین خبری که به گوش اشغالگران می رسد همین «خستگی از جنگ» از جانب مجاهدان و مدافعان از وطن باشد و اگر این خبر از زبان مقامات ارشد باشد که جای خود دارد.
پیک هشترود– حسن مولوی: ارگان تبلیغاتی استکبار با تهیّۀ مستندهایی از کشورهای جنگ زده و اغلب مسلمان و تکرار عبارت «خسته از جنگ»، آن هم بطور گسترده، نه از سر دلسوزی، بلکه دنبال اهداف شیطانی خود است که آن را طی سالیانی بس دراز آزموده و نتیجه گرفته است.
امروز سه شنبه ۸ مهر ۹۳، «اشرف غنی احمد زی» یک روز بعد از رسیدن به ریاست جمهوری افغانستان، ضمن امضای پیمان امنیتی با آمریکا و ناتو، طی جملاتی این پیمان را تعامل با جهان خواند و از «صدای آشنای یک افغان خسته از جنگ» سخن گفت.
هم زمان با این رویداد، تلویزیون فارسی BBC نیز با تهیّۀ مستندی از خانواده های کشته شدگان افغانی و پخش گریه های مادران داغدار بارها با تکرار عبارت «این مادر خسته از جنگ» یا «این مردم خسته از جنگ» توسط مجری، به این عبارت مشکوک دامن می زد.
یاسر عرفات، رئیس وقت حکومت خودگردان فلسطین هم در پنجاه و سومین نشست عمومی سازمان ملل در سال ۱۹۹۸، با دست کشیدن از دفاع از وطن و صلح و سازش با استکبار و صهیونیست ها– که صلح خود را «صلح شجاعان» نامید- پیام این «خستگی از جنگ» را به گوش آنها رساند و خود را محبوب جبهه استکبار ساخت.
این جمله انحرافی و دشمن شادکن (خسته از جنگ)، متأسفانه از زبان رئیس جمهوری اسلامی ایران در سوم مهرماه ۱۳۹۳، در شصت و نهمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل نیز تکرار شد. آنجا که آقای روحانی آدرس سیاستمداران و نخبگان معتدل را –که نه غرب ستیزاند و نه غرب گرا – به اعضای سازمان ملل داد و از «صدای آشنای یک افغان خسته از جنگ، عراقی قربانی افراطی گری و …» سخن گفت و نیز اذعان داشتند که ملت های منطقه غفلت هایی هم تراز با نقش استعمار غرب در عقب افتادگی منطقه دارند.
در تمام کشورهایی که آقای روحانی برشمردند، عیان است که آمریکا و غرب مهاجم و آغازگر جنگ و نیز اشغالگر است با این حال هیچ علامتی از خستگی از جنگ از خود بروز نمی دهند ولی مدافعان از وطن متهم به خشونت و جنگ طلبی می شوند و پیام «خستگی از جنگ» به طور دائم و از طرق گوناگون به گوش مردم منطقه می رسد.
شاید مسرت بخش ترین خبری که به گوش اشغالگران می رسد همین «خستگی از جنگ» از جانب مجاهدان و مدافعان از وطن باشد و اگر این خبر از زبان مقامات ارشد باشد که جای خود دارد.
اما با مطالعه آموزه ها، متون و تعالیم دینی از آدم تا خاتم و از اوصیا تا اولیای الهی عبارت «خسته از جنگ» ویا عبارتی شبیه به آن مستفاد نشده است.
اما عبارات ترغیب ملت ها و امت ها به جنگ با استکبار و اشغالگر تمام صفحات تعالیم دینی را پر کرده است. آنجا که حضرت امیر(ع) شبانه روز مردم را به جنگ دعوت می کنند و عواقب «خستگی از جنگ» را گوشزد می نماید، در فرازی از خطبه ۲۷ نهج البلاغه می فرمایند:
” بدانید که من شب و روز و نهان و آشکار، شما را به جنگ این قوم دعوت کردم، به شما گفتم که با اینان بجنگید پیش از اینکه با شما بجنگند، به خدا قسم هیچ ملّتى در خانهاش مورد حمله قرار نگرفت مگر اینکه ذلیل شد. اما شما مسئولیت جهاد را به یکدیگر حواله کردید و به یارى یکدیگر بر نخاستید تا دشمن از هر سو بر شما تاخت، و شهرها را از دست شما گرفت.”
به هر حال غرب تاثیر این عبارت سحرآمیز را آزموده است و در بلاد اسلامی از این راه به نتایج مهمی از جمله تسلط بر جان و مال و اموال و ناموس آنها دست یافته اند. مبادا با این آدرس اشتباه ما را نیز از جنگ خسته کنند. ولی به کوری چشم دشمنان، جمله زیبای «کی خسته است؟ دشمن» یادمان نرفته است.
حسن مولوی- کارشناس مسائل سیاسی
برچسب ها :اخبارهشترود ، پیک هشترود ، حسن مولوی ، سایت خبری هشترود ، هشترود
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
جنگ همیشه مظلومان را هدف قرار میدهد کشت وکشتار دراسلام هیچ جایگاهی ندارد وجمله زیبای کی خسته است رادراین موقعیت بایدبا منطق گفت وگو خسته کرد واز پای در آورد
سلام :
با همه احترامی که به اقای مولوی داریم اما کاملا مخالف افکار و عقاید ایشان هستیم .تاریخ ایران نشان میدهد که ایرانی ها مردمانی صلح دوست و صلح طلب هستند اما این صلح طلب بودن مانع دفاع از کیان و خاک میهن خود نشده است و هر زمانی که بیگانه ای قصد تجاوز به اب و خاک میهنش را نموده پشیمان گشته است .متاسفانه اقای مولوی در این مقاله دلواپسی خود را بیش از اندازه بروز داده و افکار کاملا طالبانی و داعشی خود را نشان داده است .مردم ایران جنگ را دوست ندارند زیرا صلح طلب بوده و برای همه جهانیان صلح و ارامش را ارزومندند .هیچ کس جنگ را دوست ندارد همه از جنگ بدشان میایید ما هم که میگوییم از جنگ خسته شده ایم نشان از خستگی ۸ سال جنگ تحمیلی است ولی هیچ کس از دفاع خسته نمیشود خدای نکرده اگر چشم تجاوزکارانه ای به کشور عزیزمان خیره شود تک تک ایرانی ها ان چشم را از حدقه اش در میاورند و در این مبارزه خسته هم نمیشوند حتی اگر جان عزیزشان را فدا کنند .برای تمام مردم دنیا صلح را ارزو میکنیم
آقای م آیا به نظر شما ظالمان هم مثل شما به “زندگی یعنی آشتی زندگی یعنی مساوات” اعتقاد دارند و آن را محترم می شمارند؟ صلح و آشتی زمانی است که مساوات در دنیا ایجاد شود . آیا این همه نا آرامی که در جهان است به خاطر وجود مساوات است یا عدم آن؟اگر مساوات باشد کسی خریدار جنگ که نیست. بلکه از آن نفرت هم دارد. دوما واضح بفرمایید که نسخه ای که برای آشتی و صلح می پیچید نسخه برگرفته از آموزه های تعالیم الهی است یا غیر؟چون همه ادیان الهی برنامه شان برای صلح عین همند. حال این نسخه مربوط به چه نوع تفکری است جسارتا نمی دانم! و الا یاسر عرفات هم این شعار را خوشبینانه فریاد کشید تا اینکه آنهایی که برایش به نشانه تشویق به صورت ممتد کف می زدند ، وی را مسموم و گم و گورش کردند!
خواهشمند است در مورد فروشگاه فرهنگیان هم بنویسید
با سلام
آقای مولوی به روحیه قوی و قلم صریح شما احترام قائلم و برای هشترو د مایه افتخاری. بنویس که وظیفه در نوشتن، اما نه همه جوری نوشتن بلکه درست دیدن و درست به نقد کشیدن و از روی خیرخواهی که با چشم باز و بدون اشتباه و غرض سیاسی و حزبی نوشتن ضرورت جامعه ماست. ولی همه بدانیم نیت خیر باید توام با بصیرت کافی باشد وگرنه نیت خیر به تنهایی کافی نیست.
موفق سربلند باشی نویسنده جوان
با سلام خدمت همه دوستان
به نظر من تحلیلی که اقای مولوی دارند درست است ایشان نوشته اند”عیان است که آمریکا و غرب مهاجم و آغازگر جنگ و نیز اشغالگر است با این حال هیچ علامتی از خستگی از جنگ از خود بروز نمی دهند ولی مدافعان از وطن متهم به خشونت و جنگ طلبی می شوند و پیام «خستگی از جنگ» به طور دائم و از طرق گوناگون به گوش مردم منطقه می رسد.”
این که کسی قب
اتفاقا مشکل آقای نویستده و طرز تفکری که ایشان به آن وابستگی دارند در نداشتن تحلیل و سطحی نگری است.جالب است که ایشان سخنان پر مغز ریاست جمهوری ایران را در سازمان ملل به سخره گرفته اند و اسم آن را تحلیل می گذارند.شما انتظار داشتی روحانی در سازمان ملل از جنگ دفاع می کرد؟ ایشان به زیبایی به تندرو ها و خشونت طلب ها تاختند و اتفاقاً غرب و کشورهای دیگر را به بی تفاوتی و عدم اتحاد در برابر افراطی گری محکوم کردند.آغاز سخنان ایشان را بخوانید:
عالیجنابان،
خانمها و آقایان،
در آغاز، مایلم تبریکات صمیمانه خود را به مناسبت انتخاب شایسته جنابعالی به ریاست مجمع عمومی ابراز دارم و از تلاشهای دبیرکل محترم، آقای بانکیمون تقدیر نمایم. امیدوارم نشست امسال مجمع عمومی، جهان را در شرایط حساس کنونی، به امنیت و آرامش انسانها که از اهداف اصلی سازمان ملل است، گامی نزدیکتر کند.
آقای رئیس،
من از منطقهای میآیم که بخشهای مهمی از آن در آتش تندروی و افراطیگری میسوزد. در شرق و غرب کشور من، افراطیگری، همسایگان ما را تهدید میکند و خشونت میورزد و خون میریزد. آنان البته تنها به یک زبان سخن نمیگویند و حتی رنگ پوستشان هم، یکی نیست و یک ملیت واحد ندارند. آنان از کشورهای مختلف به خاورمیانه آمدهاند. اما ایدئولوژی واحدی دارند: «افراطیگری و خشونت». و هدف واحدی دارند: «نابودی تمدن، اسلامهراسی و ایجاد زمینه برای مداخله مجدّد بیگانگان در منطقه».
با کمال تأسف، تروریسم، جهانی شده: «از نیویورک تا موصل، از دمشق تا بغداد، از شرقیترین تا غربیترین نقطه جهان، از القاعده تا داعش». افراطیون جهان، یکدیگر را یافتهاند و ندا سر دادهاند که: «متحد شوید». اما آیا ما در برابر افراطیون متحدیم؟! افراطیگری یک مسئلۀ منطقهای نیست،که فقط ملتهای منطقه ما با آن درگیر باشند، افراطیگری،مسئلهای جهانی است. برخی از کشورها در پیدایش آن مؤثر بوده و در مبارزه با آن ناکام. و اکنون ملتهای ما، تاوان آن را پس میدهند. غربستیزی امروز، فرزند استعمارگری دیروز است. غربستیزی امروز، واکنش به نژادپرستی دیروز است. برخی از سازمانهای اطلاعاتی، تیغ را به دستِ زنگی مست دادهاند و او نیز همه را از دم تیغ میگذراند. همه آنان که در ایجاد و تقویت این گروههای تروریست نقش داشتهاند، باید به اشتباهات خود در پدیدار شدن افراطیگری اعتراف کنند و نه تنها در پیشگاه گذشته که در برابر آینده هم عذرخواهی کنند.
برای مقابله اصولی با تروریسم، باید ریشههای آن را شناخت و چشمههای آن را خشکاند. تروریسم در بستر فقر ،بیکاری، تبعیض ،تحقیر و بی عدالتی میروید و با فرهنگ خشونت رشد میکند. برای ریشهکنکردن تروریسم باید عدالت و توسعه را گستراند و از تحریف ادیان الهی برای توجیه قساوت و بیرحمی جلوگیری کرد. درد بزرگتر آن است که این تروریستها به نام دین، خون میریزند و به نام اسلام سر میبُرند. میخواهند این حقیقت مسلّم تاریخ را پوشیده نگه دارند که بر اساس آموزه همه پیامبران الهی از ابراهیم و موسی تا عیسی و محمد، کشتن یک انسان بیگناه همانند کشتار همه بشریت است. من در شگفتم این گروههای آدمکش، گروه خود را اسلامی مینامند و شگفتآورتر آنکه رسانههای غربی نیز درهمراهی با آنان، این نام مجعول را که تنفر همه مسلمانان را برمیانگیزد، تکرارمیکنند؛ غافل از آنکه مسلمانانی که هر روز خدای خویش را به صفت رحمانیت یاد میکنند و از پیامبر خویش درس عطوفت و محبت آموختهاند،این افتراءها را ،بخشی از پروژه اسلام هراسی میشمارند.
آقای نویسنده این در مورد سخنان آقای روحانی ولی اینکه ما بیائیم سخنان آقای اشرف غنی احمد زی را که نماینده مردم افغانستان است به سخره بگیریم، درست نیست.شما در پشت میزتان نشسته اید و در کمال آسایش سخنان کسانی را به باد انتقاد می گیرید که سالهاست درون خون آتشند.
خلاصه اینکه : جنگ راهش نیست، هیچ ملتی از راه جنگ به توسعه و آرامش نرسیده است.تنها راه همان است که ریاست محترم جمهوری ایران گفتند، اتحاد برای مقابله با افراطی گری در درجه اول تفکر افراطی گری و بعد خود افراط گرایان و خوب می دانی که مبارزه فکری با اسلحه نمی شود.مبارزه فکری ،پرورش اندیشه می خواهد و زبان صادق و عمل به ایمان.
مشکل ما اینست که همه چیز را به خودمان می گیریم و فکر می کنیم همه به ما تاخت دارند م عزیز اینفدر عصبی نباش، ارامش شما ارزوی قلبی ماست. اندکی فکر باید کرد تا از فضای احساساتی و شتابزده فاصله گرفت و به عبارتی چشم ها را باید شست و جور دیگری نگریست. بدبین نباش عزیزم…………………..؟ اندکی …
سلام.اگر چه تحلیلی را که جناب مولوی بیان داشته اند ما قبول نداریم ولی این دلیلی نمیشود که افکار ایشان را به طالبان و داعش منتصب کنیم.دوستان بهتر است یادداشت حسن مولوی را نقد کنید نه شخصیت وی را.این نیز بسیار بدیهی است که ریس جمهور ایران در سازمان ملل از صلح سخن گفت و نه در دفاع از جنگ.در ضمن هنگام سخنرانی دکترر وحانی هیچ کس صندلی خود را ترک نکرد.حال پیدا کنید پرتقال فروش را.
جناب اسماعیل زاده شما مطلبی را در ماههای قبل برایتان فرستادم به تندی مقاله جناب مولوی نبود.چطور شد شما این مطلب به این تندی را در صفحه اصلی گذاشتید ولی مطلب مرا منتشرنکردید.البته مدیریت این رسانه با جنابعالی است و در این شکی نیست ولی نباید انتظار داشته باشید که همه مثل شما و تیمتان فکر کنند وبا شما همکاری داشنه باشند.دقیقا به این علت بود که به جنابعالی گوشزد کردم که در فضایی فکری که این رسانه کار میکند جایی برای امثال من نیست.بهتراست که این رسانه سایز کوچک روزنامه کیهان نباشد.
حرف حق تلخه
متاسفم
ایا قبول دارید که شیطان یکی از دشمنان ما است وآیا سخن رهبر کبیر که میفرمایند :امریکا شیطان بزرگ است از این سخنان بدون اینکه کسی از سیاست بفهمد میداند
باسلام
با تشکر از جناب آقای مولوی بابت تحلیل منطقی و خوبی که ارائه نموده اند و همچنین آقایان محترمی که در مخالفت با ایشان ابراز نظر فرموده اند ولی خدمت این آقایان محترم خیلی خلاصه عرض کنم تا ظالم هست مبارزه و جنگ و خون هست!
تحلیل این عزیزان مرا یاد جملات زیبایی از آیت الله جوادی آملی انداخت. بخوانید و دوباره نظر دهید:
« زاهدان و عابدانی که پیوندی با جهاد و شهادت و مبارزه ندارند، خواسته یا ناخواسته دوستدار امام غایب اند نه امام قائم؛ مطلوب اینان غایب آل محمد است نه قائم آل محمد»
با تشکر
هوا بس ناجوانمردانه سرد است. نگه جزپیش پا را دید نتواند که ره تاریک و لغزان است. …………………. هوا کز گرمگاه سینه می آید برون ابری شود تاریک چو دیوار ایستد درپیش چشمانت. نفس کین است پس دیگرچه داری چشم زدوستان دور یا نزدیک زمستان است
انصافا جناب آقای مولوی هر آنچه که نوشته حرف دل مردان و زنان مبارزی است که سالها مبارزه کردند ولی خسته نشدند و اعلام خسته گی هم نکردند اما آنان که درک شان همیشه در جامعه ضعیف بوده و سال ها سال بعد ماجرا را درک می کنند و یا خود را به خواب زده اند از این انتظاری بیش نیست که بفهمند موضوع از چه قرار است . افرادی که با افکار مثلا روشنفکرانه حرف میزنند در حالی که هیچ از در و رنج ظلم هائی که در زمان استعمارگری می گذرد خبر ندارند که بفهمند استقلال چیست ؟ آزادی یعنی چه؟ مبارزه با تجاوزگران یعنی چه ؟ متاسفانه این جور افراد آزادی را همان می دانند که غربی ها به خوردشان داده اند. جنگ درست است خوب نیست اما نه به هر قیمتی … تا زمانی که ظلم است مبارزه هم هست حتی اگر کسانی باشند که در کنار مان باشند اما آب در آسیاب دشمن بریزند.
ضمن تشگر از نگارنده مقاله و تیز بینی ایشان وحساسیت بهمواضع سران اجرایی کشور لازم است مطالب زیر مورد توجه قرار گیرد.
تصمیم نهایی هر ملتی با عالی ترین مقام آن کشور است که دولت و ملت همه پیرو ولایت هستیم و رئیس جمهور محترم نیز به عنوان فرد از این امر مستثنی نخواهند بود.
۲- حقیر به عنوان یک رزمنده دوران دفاع مقدس هیچ وقت از کلمه جنگ استفاده نمیکنم چرا که ما دفاع کرده ایم و هیچ فرد مسلمانی از دفاع خسته نمیشود .
۳- مقام معظم رهبری خوشبین نبودن به مذاکرات را با توجه به شناختی که از پس پرده شیطان بزرگ میدانند بیان فرمودند بنابراین هیچ وقت از دسیسه این شیطان به دور نخواهیم بود حتی اگر تفاهمی صورت پذیرد
۴- از ملت عزیز استدعا دارم با کمی قناعت و بدور انداختن چشم هم چشمی می توانیم بر همه مشکلات غلبه کنیم و نیازی به دست دراز کردن پیش این و آن نداریم –
برادر مبارزم زمزمه کن بهار را .بچین ز شاخه یقین میوه انتظار را. بهار شد بهار شد وطن چو لاله زار شد تا که شمارد اینهمه میوه انتظار را…” سپیده کاشانی” در فرهنگ ایینی ایرانی وباتلاتر از ان در فرهنگ اسلام و انسانی جنگ با هر شکل ورنگش زشت ونا مطلوب است و ما فر هنگ مقدس دفاع را داریم ودفاع حتی تا مرحله از جان گذشتن و تمام هستی خویش را باختن بسیار مقدس وقابل احترام است.مسلمان باید اهل منطق وتفکر عمیق باشد وباری بهر جهت نباشد وانسان را موجود ذی شعور متفکر وابزار ساز معرفی کرده اند و این انسان متفکر با ایمان و…باید دانش داشته باشد و بالاترین دانش ایمان قلبی به ارزش هاست و ارزش ها نان به نرخ روز خوری نیست وچند صباح زندگی مادی گذراست و بهتر است در کاری که هستیم وبر ان اشراف داریم به خدمت محرومان بپرداریم و فن را به اهلش بسپاریم که در کشور من همه اهل نظرنند و اهل خدمت وعمل اندک است .به مددجویان بیشتر خدمت کنیم.
سلام
دوست بزرگوار،آقای مولوی
آیامی دانید باتفسیرنادرست شما،دشمنان شیعه وولایت امیرالمومنین(ع)رازیزسئوال می برید؟
تفسیرنادرست ازخطبه نهج البلاغه دشمنان شیعه راتیزترمی کند،که شیعیان جنگ طلب هستند.
پس درگفتارونوشته هایمان دقت بیشتری کنیم…..
حسین جان
کاش تفسیر درست خطبه را می فرمودید
سلام دوست عزیز:
بنده وامثال بنده (شما)به جایگاهی نرسیدیم که تفسیرخطبه های نهج البلاغه رابکنیم(تفسیرهای بزرگانی چون علامه امینی ….)وامثالهم رابخوانید.فقط این رامی توانم بگویم که امیرالمومنین علی (ع)هرگزجنگ طلب نبودند.
برای دفاع راهی به غیر از مبارزه وجود ندارد. حضرت علی شب و روز و نهان و آشکار مردم را به جنگ با معاویه – که صد هزار بار از آمریکا بهتر بود – دعوت می کرد.
شما نه تنها به اعتراف خودتان به جایگاهی نرسیده اید که تفسیر خطبه های حضرت امیر را بکنید بلکه متاسفانه در تفسیر مطلب کوتاه بالا نیز عاجزید. جنگ طلبی به غیر از جنگ برای دفاع است. در یادداشت بالا هیچ علامتی از جنگ طلبی نیست. سراسر مطلب بوی دفاع می دهد. خطبه های حضرت را در مجلدهای زرنگار ببوسید و در طاقچه های تان نگهدارید تا روز موعود.
ضمناً هرکس می تواند از جانب خودش اظهار نظر نماید. و مطلب علمی را فقط می توان با مطلب علمی رد کرد نه با جملاتی مانند مخالفم، غلط است، نمی پسندم، جایگاه ندارید، اگر آیه ای، روایتی و حدیثی برای توجیه «خستگی از جنگ « دارید بیاورید. هاتوا برهانکم
حسین آقا
کاش تفسیر علامه امینی را می آوردی
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 24 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 24