پرسمان قرآنی :
آیا روح انسانی که در خواب است به قیامت می رود؟!

یکی از سئوالاتی که همواره در اذهان مردم وجود دارد و از آن سئوال می شود راجع به ماهیت و حقیقت مرگ ،مراتب روح درموجودات و فلسفه مرگ است این مقاله با استناد به آیات قرآن به این سئوالات پاسخ می دهد.
مرگ، از نظر قرآن امرى وجودى است; یک انتقال و عبور از جهانى به جهان دیگر است و لذا در بسیارى از آیات قرآن، از «مرگ» تعبیر به «توفى» شده که به معناى بازگرفتن و دریافت روح به وسیله فرشتگان است. در بعضى آیات، مرگ، صریحاً مخلوق خدا شمرده شده است: (الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَوه)[۱]; کسى که مرگ و زندگى را خلق کرد.
به گزارش پیک هشترود به نقل از خبرگزاری حوزه ،یکی از سئوالاتی که همواره در اذهان مردم وجود دارد و از آن سئوال می شود راجع به ماهیت و حقیقت مرگ ،مراتب روح درموجودات و فلسفه مرگ است این مقاله با استناد به آیات قرآن به این سئوالات پاسخ می دهد.
مرگ، از نظر قرآن امرى وجودى است; یک انتقال و عبور از جهانى به جهان دیگر است و لذا در بسیارى از آیات قرآن، از «مرگ» تعبیر به «توفى» شده که به معناى بازگرفتن و دریافت روح به وسیله فرشتگان است. در بعضى آیات، مرگ، صریحاً مخلوق خدا شمرده شده است: (الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَوه)[۱]; کسى که مرگ و زندگى را خلق کرد.
در روایات اسلامى تعبیرهاى مختلفى درباره حقیقت مرگ آمده است: امام جواد(ع) مى فرماید: هُوَ النَّومُ الَّذى یَأْتیکُمْ کُلَّ لَیْلَه اِلاّ اَنَّهُ طَویلٌ مُدَّتُهُ، لا یَنْتَبِهُ مِنه اِلاّ یَوْمَ القِیامَهِ;[۲] مرگ همان خوابى است که هر شب به سراغ شما مى آید، جز این که مدتش طولانى است و انسان از آن بیدار نمى شود تا روز قیامت! از این که در مباحث مربوط به برزخ آمده که حالت اشخاص در برزخ متفاوت است، مى فهمیم که مرگ فنا و نابودى نیست.[۳]
*مفهوم حیات و مرگ از دیدگاه قرآن کریم
در تعبیرهاى معمولى، موجود داراى حیات و زنده به چیزى گفته مى شود که نمو، تغذیه، تولید مثل و جذب و دفع و احیاناً حس و حرکت داشته باشد، ولى معناى واقعى حیات عبارت است از: «علم» و «قدرت» و در حقیقت با علم و قدرت، موجود زنده از غیر زنده تشخیص داده مى شود، امّا نمو، حرکت، تغذیه و تولید، لازمه حیات نیست، بلکه لازمه موجودهاى ناقص و محدود است. حیات در قرآن کریم به زندگى عادى انسان، حیوان و نبات، حیات دینى و ایمانى و به حیات آخرت اطلاق شده است. (مریم، ۳۱; انبیاء، ۳۰; نحل، ۶۵; یس، ۷۰; انعام، ۱۲۲; فجر، ۲۴ و …)
«موت» در مقابل «حیات» است. پس نبود هر حیاتى مرگ خواهد بود. اصطلاح رایج مرگ عبارت است از: انتقال از جهانى به جهان دیگر، نه فنا و نیستى. بنابراین امر وجودى است و مخلوق خداوند مى باشد. خداوند در این باره مى فرماید: (اَلَّذى خَلَقَ المَوتَ والحَیوهَ لِیَبلُوَکُم اَیُّکُم اَحسَنُ عَمَلاً)[۴]; او کسى است که مرگ و زندگى را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید.
از دیدگاه قرآن حیات واقعى، حیات آخرت است. آن جا سراسر حیات است و مرگى نیست، ولى حیات دنیا همراه با مرگ است.[۵]
تفاوت موت، فوت و وفات
براى دانستن فرق سه واژه «موت، فوت و وفات» کافى است که معانى استفاده شده آنها را در قرآن بدانیم و با هم مقایسه کنیم: «فوت» به دو معنا در قرآن به کار رفته است: الف) از دست دادن: (لِّکَیْلاَ تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَکُم)[۶]; [این را بدانید]تا بر آن چه از دست شما رفته اند اندوهگین نشوید. ب) به معناى اختلاف و اضطراب: (الَّذِى خَلَقَ سَبْعَ سَمَـوَات طِبَاقًا مَّا تَرَى فِى خَلْقِ الرَّحْمَـنِ مِن تَفَـوُت فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُور);[۷] همان که هفت آسمان را طبقه طبقه بیافرید. در آفرینش آن[ خداى]بخشایشگر هیچ گونه اختلاف [و تفاوتى] نمى بینى. باز بنگر، آیا خلل [و نقصانى]مى بینى؟
وفات و توفى به معناى گرفتن تمامى یک چیز به کار رفته است.[۸]
موت در معانى گوناگونى در قرآن آمده است:
الف) در مقابل قوه نامیه موجود در انسان، حیوانات و نباتات;[۹]
ب) از بین رفتن قوه احساس;[۱۰]
ج) از بین رفتن قوه عاقله (جهل);[۱۱]
د) براى تشبیه هر امرى که زندگى را تیره کند (موت در این معنا غیر حقیقى است و به صورت مجاز به خاطر شباهت، به مرگ حقیقى اطلاق مى شود);[۱۲]
هـ ) به معناى خواب;[۱۳]
و) در مقابل حیات و از بین رفتن قوه حیوانى و جدایى روح از بدن.[۱۴]
آیا قرآن کریم، روح و جان را یکى مى داند؟ ـ البته منظورم معناى روح نیست ـ اگر یکى است، پس چرا حیوانات با انسان ها فرق دارند؟ و اگر دوتاست، آیا انسان هر دو را داراست؟ در این صورت آیا بدن بدون روح، ولى با جان، ممکن است؟ چرا هنگام خواب روح مى رود، ولى انسان زنده است؟
روح و جان به یک معنا است. واژه روح، عربى و واژه جان، فارسى است. آن چه میان دانشمندان اختلاف است درباره روح و نفس است که آیا این دو یک چیزند یا دو حقیقت مى باشند. خداوند متعال مى فرماید: (وَ یَسْـَلُونَکَ عَنِ الرُّوحِ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّى)[۱۵]; و درباره روح از تو مى پرسند، بگو: روح از [سنخ] امر پروردگار من است.
کلمه «روح» در لغت، به معناى نفس و مبدأ حیات است که موجود جاندار به وسیله آن، قادر بر احساس و حرکت مى شود.[۱۶]
قرآن کریم در برخى آیات، روح و نفس را یکى مى داند و با اشاره به قبض ارواح توسط فرشتگان، مى فرماید: (اللَّهُ یَتَوَفَّى الاَْنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَ الَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِى قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الاُْخْرَى إِلَى أَجَل مُّسَمًّى إِنَّ فِى ذَ لِکَ لاََیَـت لِّقَوْم یَتَفَکَّرُونَ)[۱۷]; خداوند ارواح را هنگام مرگ، به تمامى باز مى ستاند و ارواحى را که نمرده اند، هنگام خواب مى گیرد; سپس ارواح کسانى که فرمان مرگشان را صادر کرده است، نگه مى دارد و ارواح دیگرى را[ که باید زنده بمانند] باز مى گرداند، تا سرآمدى معیّن. در این امر نشانه هاى روشنى است براى کسانى که اندیشه مى کنند!
خداوند در آیه فوق، با تعبیر «توفّى» درباره قبض روح و جان انسان ها سخن مى گوید و روح و نفس را به یک معنا گرفته است.
*مراتب روح درموجودات
روح در تمام موجودات زنده موجود است، ولى مراتب آن متفاوت است.
مرتبه اى از روح که در گیاهان وجود دارد، «روح نباتى» نام دارد و مرتبه اى از روح که در حیوان ها موجود است، نفس سیّاله یا روح حیوانى نام دارد. مرتبه اى از روح که در انسان وجود دارد، نفس ناطقه انسانى نام دارد. انسان داراى مراتبى از روح است که اگر بُعد حیوانى پیدا کند، «نفس اماره بالسوء» مى شود و اگر بُعد انسانى به آن داده شود، «نفس لوامه» یا «مطمئنه» یا «راضیه» و «مرضیه» و … مى گردد. در امامان معصوم روحى وجود دارد که به آن «نفس قدسیه» گفته مى شود، که نسبت آن به نفس ناطقه انسانى همانند نسبت نفس ناطقه انسانى به نفس سیّاله حیوانى است.
روح حیوانى و نباتى به مجموعه اى از نمو، تغذیه، تولید مثل، حس و حرکت اطلاق مى شود. انسان نیز داراى روح حیوانى و نباتى است.
افزون بر آن، روحِ انسان مستقل است و گاهى به این بدن مادى تعلق مى گیرد و گاه از آن جدا مى شود. «روح» انسان ها نیز مراتبى دارد. برخى از انسان ها داراى روح شریف و قوى هستند و بعضى نیز از روحى ضعیف ـ در بُعد انسانیت ـ برخوردارند.[۱۸]
*فلسفه مرگ چیست؟
فلسفه و هدف مرگ و حیات، آزمایش انسان است: (تَبَـرَکَ الَّذِى بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَ هُوَ عَلَى کُلِّ شَىْء قَدِیر * الَّذِى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَیَوهَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ)[۱۹]; پربرکت و زوال ناپذیر است کسى که حکومت جهان هستى به دست او است و بر همه چیز قادر است. همان کسى که مرگ و زندگى را آفرید تا شما را بیازماید که کدامتان نیکوکارترید و او شکست ناپذیر و بخشنده است.
زندگى انسان در دنیا محدود است و هر حیاتى با مرگ همراه خواهد شد، در این جا نخستین سؤالى که پیش مى آید، این است که هدف از این حیات و مرگ چیست؟ قرآن مجید در آیه شریف، نخست آفرینش مرگ و حیات را به عنوان نشانه اى از قدرت بى پایانش معرفى مى کند، سپس مى فرماید: هدف از این آفرینش آزمایش حسن عمل است، آزمایشى که به معناى پرورش انسان ها و هدایت آنها به سوى مسیر قرب پروردگار است.[۲۰]
*چگونگی جدایی روح از بدن هنگام خواب
از دیدگاه قرآن حقیقت انسان به روح اوست. اگر روح نباشد، انسان به جسم بى حرکت و مرده تبدیل مى شود; همان گونه که هنگام مرگ روح از بدن جدا مى شود، در موقع خواب هم روح از بدن جدا مى شود، با این تفاوت که در موقع مرگ ارتباطش به طور کامل قطع مى شود و به بدن برنمى گردد، امّا در موقع خواب ارتباطش کاملا قطع نشده، بلکه کم مى شود و دستگاه درک و شعور از کار مى افتد و چون ارتباطش به طور کامل قطع نشده به همین خاطر قسمتى از فعالیت هایى که براى ادامه حیات بدن ضرورت دارد; مانند: ضربان قلب و گردش خون و فعالیت دستگاه تنفس و … ادامه مى یابد. و چون روح انسان در هنگام خواب از بدن جدا مى شود، (شبیه حالت مرگ) و با حواس ظاهرى ارتباط ندارد، حقایق بیشترى را درباره آینده و یا امور پنهانى درک مى کند و این امر، اساس رؤیاهاى صادقه را تشکیل مى دهد.[۲۱] امّا چگونگى جداشدن روح از بدن هنگام خواب، براى ما قابل درک نیست.
تفاوت خواب و مرگ چیست؟ آیا انسان به هنگام مردن مانند خواب رفتن، چیزى را درک مى کند؟
در دو قسمت به پاسخ پرسش مى پردازیم: الف) مردن مثل خواب است; ب) همان طور که انسان در خواب متوجه چیزهایى است، در مرگ و پس از مرگ نیز متوجه چیزهاى بیشترى مى شود.
در مورد قسمت اوّل، این توضیح لازم است که مرگ و خواب، شباهت بسیارى به هم دارند، ولى یک تفاوت عمده و اساسى میانشان هست که آنها را از هم متمایز مى سازد و آن این که خداوند هم در مرگ و هم در خواب روح انسان را قبض مى کند، امّا در مرگ دیگر روح به بدن باز نمى گردد و دستگاه مغز آدمى تعطیل مى شود، ولى در خواب، فقط بخشى از دستگاه مغز تعطیل مى شود و روح دوباره به بدن باز گردانده مى شود: (اللَّهُ یَتَوَفَّى الاَْنفُسَ حِینَ مَوْتِهَا وَ الَّتِى لَمْ تَمُتْ فِى مَنَامِهَا فَیُمْسِکُ الَّتِى قَضَى عَلَیْهَا الْمَوْتَ وَ یُرْسِلُ الاُْخْرَى إِلَى أَجَل مُّسَمًّى)[۲۲]; خداوند ارواح را به هنگام مرگ به تمامى باز مى ستاند و ارواحى را که نمرده اند نیز به هنگام خواب مى گیرد; سپس ارواح کسانى را که فرمان مرگ آنها را صادر کرده، نگه مى دارد و ارواح دیگرى را [که باید زنده بمانند]تا سرآمد [وقت]معیّنى باز مى گرداند.
به این ترتیب، روشن مى شود که خواب برادر مرگ و شکل ضعیفى از آن است. از امام جواد(ع) سؤال شد مرگ چیست؟ فرمود: مرگ همان خوابى است که هر شب به سراغ شما مى آید، جز این که مدّتش طولانى است و انسان از آن بیدار نمى شود تا روز قیامت.[۲۳]
در مورد قسمت دوم سؤال، باید چنین توضیح داد: چنان که انسان در خواب چیزهایى را متوجه مى شود، پس از مرگ نیز در مقیاس وسیع تر مسائل را مى فهمد. وقتى انسان مى میرد، پرده از مقابل چشمان او کنار مى رود و عالَمى فراتر از عالم دنیا را مشاهده مى کند. در آن عالَم، محدودیت هاى این عالم وجود ندارد و زمان و مکان در آن جا مطرح نیست. زندگى آخرتى در مقایسه با زندگى دنیایى، بسیار عمیق تر و پر دامنه تر است; قرآن کریم در این مورد مى فرماید: (وجاءَت سَکرَهُ المَوتِ بِالحَقِّ ذلِکَ ما کُنتَ مِنهُ تَحید * ونُفِخَ فِى الصّورِ ذلِکَ یَومُ الوَعید * وجاءَت کُلُّ نَفس مَعَها سائِقٌ وشَهید * لَقَد کُنتَ فى غَفلَه مِن هـذا فَکَشَفنا عَنکَ غِطَـاءَکَ فَبَصَرُکَ الیَومَ حَدید)[۲۴]; و سرانجام سکرات [و بى خودى در آستانه] مرگ، حقیقت را[ پیش چشم او] مى آورد[ و به انسان گفته مى شود] این همان چیزى است که تو از آن مى گریختى و در صور دمیده مى شود; آن روز، روز تحقق وعده وحشتناک است. هر انسانى وارد محشر مى گردد در حالى که همراه او حرکت دهنده و گواهى است. [به او خطاب مى شود] تو از این صحنه [و دادگاه بزرگ] غافل بودى و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم و امروز چشمت کاملا تیزبین است.
آیا روح انسانى که در خواب است مى تواند به روز قیامت برود؟
روح انسان مى تواند در خواب اخبار قیامت و آینده دور را به دست آورد و از آن جا خبر گیرد. از برخى آیات قرآن استفاده مى شود که پاره اى از خواب ها انعکاسى از آینده دور یا نزدیک است. آیات ۳۶ تا ۴۳ سوره یوسف، رؤیاى پیغمبر اکرم(ص) که در سوره فتح آیه ۲۷ آمده و خواب حضرت ابراهیم(ع) که در سوره صافات آیه ۱۰۲ آمده، از جمله این آیات است. از این آیه ها استفاده مى شود که دستگاه گیرنده حساس روح آدمى، از طریق ارتباط مرموزى، مى تواند از حوادث آینده خبر آورد. خواب در اسلام حرکت روح به سوى عالم ارواح شمرده شده است. روح انسان در عالم خواب، قالب مثالى (برزخى) به خود مى گیرد و به پرواز در مى آید و عوالمى را سیر مى کند که در بیدارى میسر نیست; این آگاهى بستگى به تکامل روحى افراد دارد، لذا تنها بعضى از ارواح به آنها آگاه مى شوند; همان گونه که براى برخى از اولیاى خداوند متعال در بیدارى نیز چنین چیزى ممکن مى باشد.
رسول اکرم(ص) بنابر آن چه در روایت معراجیه آمده است، در عالم بیدارى و از نزدیک، بهشت و جهنم را مشاهده فرمودند.[۲۵]
برچسب ها :بهشت وجهنم ، پرسمان قرآنی ، پیک هشترود ، خواب در اسلام ، روح انسان
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0