معرفی برخی بازیهای سنتی موثر در خلاقیت کودکان
معرفی برخی بازیهای سنتی موثر در خلاقیت کودکان

بازی های بومی ایران دارای انواع وسطوح مختلفی هستند که به طور کلی هرکدام به نحوی دستگاه عصبی را تحریک نموده و کودک را به فعالیت وا می دارند و ضمن ایجاد نشاط و آمادگی عصبی ، موجب برانگیختگی و تعامل بخش های حسی – ادراکی و تصمیم گیری کودک می گردند. آشنایی با بازیهای بومی ایران و تحلیل آنها می تواند برای متخصصان و دست اندرکاران آموزش دید گاهی نوین و ایده های خلاقی را به همراه آورد در این تحقیق ضمن کاوش در بازیهای سنتی ، تاثیرات این نوع بازیها بر شکل گیری شخصیت کودک و ایجاد خلاقیت در کودکان توسط بازیهای بومی مورد بررسی قرار گرفته و با اشاره به تناسب بازی های سنتی و ایجاد خلاقیت در کودکان و با طرح جایگاه جامعه محور و پیشگیرانه این بازیها نکاتی در مورد چگونگی ایجاد خلاقیت و بکارگیری آنها در زندگی کودک مطرح می شود.
به گزارش پیک هشترود به نقل از هنرهای تجسمی ،دوره های طلایی رشد کودک از مسیر بازی می گذرد و در فرایند طبیعی بازیها ، کودکان ابتدا خود و سپس جهان بیرون را درک کرده و می شناسند و سپس با بازیهای تعاملی و نمادین ، با والدین و همسالان به جامعه وارد شده و نقش های آینده خود را تمرین می کنند . بنابر این تحول جسمانی ، ادراکی ، شناختی و هیجانی کودک مرهون محیط غنی و فعالیت های مناسبی است که فرصت تمرین و تقویت عصبی – ماهیچه ای ، تعامل عاطفی – هیجانی را فراهم آورد و کودک به فردی خلاق تبدیل شود و بازیهای سنتی تمامی این فزصت ها را در خود جای داده و به کودک و جامعه هدیه می کند.
امروزه با افزایش جمعیت و گسترش آپارتمان نشینی ، گرایش کودکان بیشتر به سوی بازی های تک نفره و بازی های کامپیوتری است و بازیهای سنتی دیگر رنگ و بوی قدیمی را ندارند در این میان ، این بسیار روشن است که بازیهای کامپیوتری محصول کشور های خارجی ، با فرهنگ ایرانی اصلا سازگار نیستند و بازیهای تک نفره نمی توانند خلاقیت کودک را شکوفا سازند پس می طلبد در کنار بازیهای امروزی به بازیهای سنتی و قدیمی هم پرداخته شود ، این امر هم میسر نمی شود مگر با همکاری و هماهنگی اولیای مدرسه و نهاد های مرتبط در این امر. «ریشه بازی های سنتی و قومی در خرد جمعی است و این بازی ها زاده روابط و شرایط اجتماعی زمان ابداع خود است. هدف آنها افزون بر پرورش جسم، پرورش ذهن، کسب لذت و آرامش؛ پاسخگویی به نیازهای عاطفی، زیستی، اجتماعی، تخیلی و شناختی انسان هاست .»[۱]
مفهوم خلاقیت :
خلاقیت شکل دادن به عناصرمتداعی به صورت ترکیبات تازه است که با الزامات خاص مطابقت داشته باشد یا به شکلی مفید باشد و هر چه عناصر ترکیب جدید ناهمگون تر باشد، فرآیند حل کردن خلاق تر خواهد بود. عده زیادی به خلاقیت بر اساس محصول توجه نموده اند به طور مثال (گیزیلین)[۲] معتقد است : «خلاقیت ارایه کیفیت های تازه ای از معانی و مفاهیم است .»[۳]
(تیلور)[۴] خلاقیت را« شکل دادن به تجربه ها از سازمان بندی های تازه می داند .»[۵]
همان طور که ملاحظه می شود تازگی و نو بودن ، وجه اشتراک این تعاریف است اما تازگی به تنهایی نمی تواند مفهوم خلاقیت را روشن کند .زیرا بسیاری از چیز ها نو و تازه اند اما خلاقانه نیستند . اشکالی که در تعریف خلاقیت بر مبنای تازگی وجود داشت محققان را بر آن داشت تا عنصر ارزش را به آن اضافه کنند ، و لذا ملاک خلاقیت در بسیاری از نظریه های معاصر تازگی و تناسب و ارزش است.
با این وجود در یک تعریف کلی می توان خلاقیت را تفکر واگرا در حل مسایل دانست.
میل به بازی های سنتی در میان عامه مردم :
بازیهای قومی و سنتی از درون زندگی مردم عادی برخاستهاند، لذا ارتباط تنگاتنگی با روند زندگی روزمره آنها داشتهاند. بازیهای ساده و کاربردی گاه تمرینی برای فعالیتهای روزانه بودهاند. مردم عادی برای مقابله با طبیعت و امرار معاش نیازمند بدنی ورزیده و مقاوم بودهاند.بازی وسیلهای بوده است که ورزیدگی آنها را بالا میبرده و اوقات فراغتشان را نیز پر میکرده است. بازیهای میدانی ورزشی که نوعی رقابت و مبارزهجویی در آنها دیده میشود، ازاین نوع بازیهاست. انواع کشتیهای محلی در جامعه روستایی و مسابقههای اسبدوانی در بین ایلنشینان از آن جمله است.«بازیها گاه صرفا جنبه سرگرمی داشته و ارتباط چندانی با حرفه مردم نداشتهاند و مردم فقط برای فراموش کردن دشواریهای زندگی به آن رو میآوردهاند. این بازیها البته از جنبههای هوش ورزانه و راهبردی بیبهره نبودهاند، نظیر دوزبازی و ترنا بازی سادگی، بیتکلف بودن و انعطافپذیری در زمان، مکان، تعداد بازیکنان، مقررات بازی و در دسترس بودن ابزارهای آن؛ مهمترین ویژگیهای بازیهای سنتی و قومی است»[۶]. همین ویژگیهاست که میل به بازی را در مردم دامن میزده و همگان را از پیر و جوان و کودک به میدان فرا میخوانده است، به طوری که همه مایل بودهاند بازیکن باشند تا تماشاگر. فقط در معدود بازیهای نمایشی یا ورزشی که پیش زمینهای از استعداد و توان لازم بوده است، تعداد بازیگران از تماشاگران کمتر بوده است.
بیشتر مردم شناسان و رفتارشناسان بر این باور هستند که هدف بازی در انجام مراحل آن نهفته است. بازی سنتی و قومی، فعالیت جسمی یا ذهنی و سرگرمکنندهای است که، بیآنکه منشاء شناختهشدهای داشته باشد توسط مردم ابداع و در طول زمانهای متمادی به کار گرفته شده است. بازی کردن به معنای این است که برای لحظاتی از زندگی چیزی جز آنچه هست نخواهیم و هیچ هدفی غیر از خود آن نداشته باشیم.
طبقه بندی بازی های سنتی بر اساس ابزار لازم :
اگر بخواهیم بازیهای سنتی ایران را بر اساس ابزار آنها طبقهبندی کنیم، به این نتیجه میرسیم که بسیاری از بازیها نیازمند ابزار به خصوصی نیستند. در بازیهایی که استفاده از ابزار ضرورت پیدا میکند یا آنها را از میان در دسترس ترین و فراوانترین اشیاء پیرامون خود بر میگزینند، یا با اندک تغییری در این اشیاء آنها را به صورت ابزار بازی در میآورند.
بر اساس اطلاعات کتاب راهنمای بازیهای ایران، چوب، خاک، سنگ، پارچه، استخوان، طناب، توپ، کلاه، کمربند و گردو متداولترین ابزار بازیهای سنتی ایران به شمار میآیند که پس از چوب، سنگ در مرتبه دوم قرار دارد.
جهان پیشرفته صنعتی اکنون دریافته است که کودکان با در اختیار داشتن همه امکانات پیشرفته و ابزارهای گران قیمت دچار نوعی انزوای ناخواسته شدهاند. بازی با ماشینهای مکانیکی یا التکرونیکی جای بازی با حریفان زندهای را که میتوانستند صدای نفسهایشان را بشنوند گرفته است. فضای بازی نیز که بیشتر دامن طبیعت بود به داخل فضاهای بسته و در میان دیوارها منتقل شده است. به این دلیل است که متخصصان بازی در کشورهای پیشرفته اراده کردهاند که با برگزاری سمینارها و کنفرانسهای بین المللی و برپایی جشنوارههایی که در آنها بازیهای سنتی انجام میشود، سر زندگی و نشاط و در دامن طبیعت زیستن را دوباره به نسل جوان خود بازگردانند.
برخی کشورهای در حال توسعه نیز از منظر دیگری به این بازیها مینگرند. نبودن امکانات، ابزارها و فضاهای کافی بازی برای همه کودکان و نوجوانان و دیدن تجربه کشورهای پیشرفته، آنها را بر آن میدارد که به زنده نگه داشتن و احیاء آن دسته از بازیهای سنتی خود بپردازند که هنوز برای کودکان و نوجوانان جاذبه کافی دارند و به دلیل سادگی در اجرا و مقررات تقریبا در همه وقت و همه جا قابل استفاده هستند و به این ترتیب با روحیه خمودگی و سرخوردگی در نسل جوان خود مبارزه میکنند
تقسیم بندی بازیهای سنتی :
بازیهای سنتی به دو دسته بازیهای سنتی جنبشی و غیر جنبشی تقسیم می شوند.
بازیهای سنتی جنبشی :
«با کمی دقت در بازیهای بومی ایرانی می توان دریافت که بازیهای بومی با به کارگیری مناسب دستها و پاها و دیگر اعضای بدن موقعیتهای مناسبی را برای اجرای حرکات درشت فراهم می آورند . چنانکه برخی از آنها نظیر بازیهای : آسیا بچرخ ، لی لی ، به گونه های مختلفی حرکات پایه ای نظیر دویدن ، پریدن و جست و خیز های متناوبی را فراهم می آورند وبدین ترتیب سوخت و ساز کلی بدن را افزایش می دهند ، ماهیچه ها و مفاصل را به کنش و واکنش وا داشته و دستگاه دهلیزی ( مربوط به تعادل )را تحریک و مناطق مختلفی از قشر حسی حرکتی مغز را با تحریک روبرو می سازند.»[۷]
بازیهای سنتی غیر جنبشی :
برخی دیگر از بازیهای بومی که اغلب بخشی از فعالیتهای غیر جنبشی هستند با نیاز به فضایی اندک، فعالیتهای ارزنده ای را برای حیطه حرکات ظریف به همراه دارند. بازیهایی مانند: « یک قل دوقل »، « نان بیار کباب ببر» و … از جمله این بازیها هستند. به گونه ای که با درگیر کردن هدفمند و پویای دستها و چشمها، آنها را در قالب استفاده از ابزارهای نظیر سنگ، چوب، و وسایل دیگری از بافتها و رنگهای مختلف، به کار می گیرند و با فعال ساختن هماهنگی چشم و دست، هماهنگی دو دست و تنظیم دست با حرکات فرد مقابل، در مجموع بخشهای مختلفی از قشر حسی حرکتی بدن را فعال می سازند. «توجه و تامل دربازی های بومی نشان می دهد که این فعالیت ها محرک های مختلفی در زمینه بساوایی، حرکتی، گرانشی، شنوایی و بینایی را برای فرد مهیا می سازند و مرور اهداف فوق و توجه به ویژگی های بازی های بومی همخوانی بالای آنها را آشکار می سازد. به عبارتی آنچه در توان بخشی و آموزش ویژه به عنوان آمال و اهدف درمانی مد نظر قرار گرفت است در بازی های بومی به عنوان خصیصه و ویژگی درونی بروز پیدا کرده است»[۸]
بازی های سنتی و شکل گیری شخصیت کودک :
شخصیت کودک در ضمن بازی شکل می گیرد ، دگرگونی های زیادی در روحیات و خلقیات کودک روی می دهد و همه اینها تکامل و پیشرفت را برای کودک مهیا می کند .بازی های سنتی هیچ نقش منفی در شخصیت کودک ندارند اما برعکس در بازیهای کامپیوتری کودک کاملا در حصار بازی ، گیر کرده و ناچار شخصیت حاضر در بازی را به عنوان شخصیت خود می پذیرد .
تاثیر بازی های سنتی برحیطه های حسی- عصبی کودک :
بازیهای بومی در برگیرنده موقعیتهای تحریکی متنوعی هستند که دروندادهای برانگیزاننده حسی- عصبی مختلفی در خود نهفته است و با تحلیل فعالیت بازی های بومی از یک سو و با در نظر داشتن حیطه های حسی- عصبی بساوایی، حرکتی، گرانشی، بینایی و شنوایی می توان فعالیت های بازی محور آموزشی و درمانی مناسبی را طر احی و اجرا نمود.فرصتها و فعالیتهای مزبور در بازی های بومی مختلفی فراهم می شود که به برخی از آنها بدین شکل می توان اشاره نمود که تماس های ملایم در بازی تپ تپ خمیر ، لمس شدن یا لمس کردن ضربه های ناگهانی و واکنش های سرعتی در نون بیار کباب ببر و در شمع و گل و پروانه و قلقلک و خاراندن در اتل متل، حرکات سریع در هفت سنگ و موش بدو گربه بدو و حرکات قدرتی در خروس جنگی و کبدی و پریدن در لی لی و سنگ سنگ چلیپا، چرخیدن در کبدی و گوشه بازی و جابجایی عمودی در شمع و گل و پروانه و در آسیاب بچرخ، صداهای ناگهانی در اکثر بازی ها به خاطر ابراز هیجانات بازیکن، حریفان و تماشاچیان احتمالی، صداها و نغمه ها برانگیزاننده (در قالب اشعار و کلمات حین بازی هایی نظیر تپ تپ خمیر، عمو زنجیر باف، آسیاب بچرخ و سکوت در لال بازی، موقعیت های دیداری محرک (در لی لی، و در هفت سنگ، نور و رنگ قایم باشک و اشیای متحرک در هفت سنگ و الک و دولک، درگیری چشم و دست در اکثر بازی ها از جمله یک قل دو قل، نون بیار کباب ببر، الک دولک، سه به سه قطار و … و در نهایت این که درونداد حسی عصبی برانگیزاننده ای نظیر تغییر جهت های حرکت در بازی های بومی نظیر آسیاب بچرخ، کبدی، هفت سنگ، گوشه بازی و … وجود دارد.بدین ترتیب بررسی ابعاد و فعالیتهای نهفته در بازیهای بومی، سرنخها و الهامات بسیاری را جهت استخراج موقعیتها و محرک های برانگیزاننده در حیطه های حسی- عصبی چندگانه فراهم می آورد و طراحی مداخلات توانبخشی و آموزش ویژه غنی و جذاب را امکان پذیر می کند آنچنانکه ضمن لحاظ کردن دروندادهای حسی- عصبی، کودک ، والدین و متخصص را در بستری فرح بخش و با نشاط قرار می دهد که به خاطر در بر داشتن ویژگی ذاتی بازی گونه بودن، انگیزه های درونی لازم را برای درگیر شدن با فعالیت تخصصی و امکان لازم را برای تصمیم به دیگر فعالیت ها فراهم می آورد.بنابراین، تامل و تعمق در کارکردهای عصب – روانشناختی بازی های بومی ایران نشان می دهد، می توان مناسب با گروههای سنی مختلف و مناسب با انواع اختلالات و مشکلات افراد، برای غنی سازی و ملموس کردن برنامه های حسی- حرکتی به صورت فردی یا گروهی از بازی های بومی و محلی استفاده نمود.
تاثیر روانشناختی بازیهای سنتی برخلاقیت کودکان :
تجربههای دوران کودکی که در مواردی توسط بزرگسالان برای کودکان طراحی شده است سبب رشد روانی کودکان میشود. در فرآیند رشد روانی، کودک عواطف گوناگون را میشناسد، میآزماید و تجربه میکند. حس برتری طلبی، مهرورزی، خشمهای فروخورده، ترس، و … همه به گونهای مجاز و بیخطر اجازه بروز مییابند. بازیها یکی از درخشانترین زمینههای این تجربهها به شمار میآیند. کودکان در انجام فعالیتهایی که به مهارت نیاز دارد ناکارآزموده هستند و میتوانند از راه بازیهای تقلیدی این امور را تجربه کنند. آن هنگام که کودکان موفق به انجام بازی میشوند به نوعی رضایتمندی از خود و اعتماد به نفس دست مییابند. آنها بر ترسهای خود غلبه میکنند، عواطف و احساسات خود را بدون ترس از سرزنش شدن بروز می دهند و تواناییهای خود را در رویاروی با موقعیتهای دشوار محک میزنند و در واقع به نوعی خودشناسی میرسند. بازیهای سنتی و قومی به دلیل تنوع و وسعت، میدان عمل مناسبی برای بروز این عواطف است.
کودکی که از دنیای ناشناخته پیرامون خود میهراسد از طریق بازیهای سنتی آن را میشناسد و مفاهیم مختلفی نظیر شب، روز، تاریکی، گرما، سرمایه و درد را تجریه میکند. جهان بازی برای کودک بستری مناسب برای کشف و شناخت است و از این نظر هیچ تجربهای نمیتواند با آن برابری کند. به خصوص آنگاه که کودک به مدد تخیل قوی و پویای خود در شکل گیری مراحل و مقررات بازی نقش فعال داشته باشد. زیرا بازی دقیقا به تخیل مربوط است.تجربه ذهنی تخیل به صورت بیان فعال در شکل بازی انجام میشود.
بازیهای امروزی، نقطه مقابل بازیهای سنتی :
چرا این بازیها ی سنتی به گوشه ای رانده شده اند و چرا شناخت جامعه نسبت به آن ها بسیار ناقص است. شاید والدین بچه می پندارند، بازی های سنتی تاریخ مصرف دارند و دوره ی آن ها سپری شده است، چرا که با کامپیوتر می توان بازی های بسیار پیشرفته ای انجام داد. «بازی های سنتی مانند انواع دیگر فرهنگ عامه حرفی برای گفتن دارند. چرا ما هنوز داستان های ۲۰۰۰ سال پیش را می خوانیم، شاهنامه فردوسی و دیوان حافظ را می خوانیم، چرا قصه های عامیانه را دوست داریم اگر عمر این ها گذشته بود آن ها را به موزه ها می سپردیم.»[۹] ولی می خوانیم چون هنوز حرف برای گفتن، و دلایلی برای ادامه حیات دارند. وقتی امروزه دیوان حافظ می خوانیم، برداشت خودمان را از حافظ داریم که الزاماً برداشت انسان هایی که در عصر حافظ زندگی می کردند، نیست. فرهنگ پدیده ی زاینده ای است که با انسان ها رشد می کند، منجمد نمی شود و مثل اشیای موزه ای نیست که بگذاریم و نگاه اش کنیم. فرهنگ آموزش دادنی نیست، که پرورشی و زندگی کردنی است. فرهنگ بر بستر زندگی رشد می کند و در تعامل با آن پرورده می شود. ما که بازی های سنتی یا هر یک از انواع فرهنگ عامه را به فراموشی سپرده ایم باید کمی با خودمان اندیشه کنیم که این بازی ها یا انواع دیگر فرهنگ عامه ی هر جامعه، چه دستاوردی برای هر نسلی دارد که برای هر نسلی یکسان نیست. قصه های عامیانه را برای ما گفته اند ولی دوران کودکی ما با دوره ی بچه ی خودمان فرق دارد ما آن را با بچه مان سهیم می شویم؛ البته نه با این تصور که همان تاثیری که در ما داشته، در او نیز دارد، زیرا کودک ما متعلق به عصر دیجیتال و الکترونیک است می دانیم که ۹۰ درصد بازی های فولکلور در دامن طبیعت انجام می شود. در بازی های سنتی، مقررات بازی، تعداد بازیکن و رفتارهای قابل انعطاف هستند، به طوری که می توانیم خودمان قانون بگذاریم. مثلاً در بازی هفت سنگ هر جمعی می تواند برای خودش قانونی بگذارد و بر اساس آن بازی کند.امروز دو فکر وجود دارد: فکری که می گوید بازی های سنتی هنوز چیزهای زیادی برای گفتن دارند و کسانی که می گویند عمر این بازی ها گذشته است و بهتر است بچه ها را راحت بگذاریم. بچه ها از بازی چه انتظاری دارند؟ شادی، لذت، سرگرمی، تحرک بدنی و نوعی تعامل و بده و بستان می خواهند، بچه ها در بازی نظم و قاعده می خواهند، تا موقعی که بازی های سنتی مناسب با این انگیزه ها باشد. چه چیزی می تواند جانشین این بازی ها شود، بازی را نباید نامگذاری کرد. اول بچه ها باید بازی کنند اگر لذت بردند پس امروزی است بهتر است شناسنامه به بازی ندهیم. ممکن است بازی ۲۰۰۰ سال پیش بتواند به بچه ی قرن بیستم لذت بدهد و بر خلاف خشونت رایج در بازی های کامپیوتری بچه را در یک تعامل صلح آمیز قرار بدهد. بازی های سنتی اکثراً تنش زدایی می کنند، در صورتی که بازی های کامپیوتری امروزی تنش زا هستند. در بازی های سنتی، برنده و بازنده هر دو لذت می برند و از هم فاصله چندانی ندارند.در بازی های سنتی ۸۰ درصد بازی می کردند و ۲۰ درصد تماشاچی بودند ولی امروزه بر عکس است.
تاکید آکادمی طب اطفال آمریکا :
آنچه کودکان برای رشد سالم واقعا به آن نیاز دارند، بازی بهتر و بیشتر به سبک قدیم است. در گزارش جدید این آکادمی آمده است،« بازی های خودانگیخته آزاد مانند دویدن به دنبال پروانه، بازی با اسباب بازی های حقیقی مانند قالب و عروسک و یا حتی ورجه و ورجه کردن معمولی همراه با پدر و مادر اغلب در این روزها قربانی تلاشهای بزرگترها برای تقویت توانایی های فرزندانشان می شود. مطالعات بی شماری نشان داده اند که بازی هایی سازمان نیافته و معمولی کودکانه فواید زیادی دارند. این بازی ها می توانند به خلاقیت کودکان، کشف علایق آنها، رشد مهارت ها برای حل مشکلات، ارتباط با دیگران و سازگاری آنان با محیط مدرسه کمک کند. بر اساس این گزارش، لوازم تقویت فکر و فعالیت های سازمان دهی شده می توانند مفید باشند، اما نباید به عنوان یک شرط لازم برای پرورش کودکان موفق تلقی شوند.»[۱۰]
نتیجه گیری :
بازیهای سنتی اغلب تاکید بر جنبه حرکات بدنی و فیزیکی دارد در ضمن اینکه می توان بازیهایی نظیر بند بازی با دست ، اسم و فامیل ، دوز بازی را نام برد که جنبه خلاق این بازیها بر جنبه فیزیکی آن می چربد ، ولی غالبا تاکید بر جنبه حرکتی بازیهای سنتی می شود . در این میان نکته قابل ذکر این است که ضمن اعتراف به این موضوع که جنبه خلاق بازیهای جدید خیلی زیاد تر از بازیهای سنتی است که حتی این بازیها را با عنوان بازیهای خلاق یا فکری بیان می کنند ، این نکته مهم است که «خلاقیت زمانی به درد کودک می خورد که در زندکی آن را به کار گیرد و این موضوع نیاز به مهارت کافی دارد که این مهارت را بازیهای سنتی در اختیار کودکان قرار می دهد نه بازیهای خشک و بی روح جدید امروزی»[۱۱] ، ولی با این توصیف نباید نقش پیشرفت تکنولوژی و علم و در یک کلام سبک زندگی انسان و فرهنگ قالب را ندیده گرفت .
«کلام آخر : اسب شو تا کودکیت تو را سوار شود و بتازاند تا جایی عقب تر ، گاهی وقتها بد نیست. »[۱۲]
برچسب ها :بازیهای سنتی ، پیکک هشترود ، خلاقیت ، کودکان
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0