تاریخ انتشار : یکشنبه 9 خرداد 1395 - 10:42
کد خبر : 37048

قطعه شعر «فتح خرمشهرها در پیش روست»

تا سحرگاهِ خیالِ وصل دوست – فتح خرمشهرها در پیش روست

تا سحرگاهِ خیالِ وصل دوست  –  فتح خرمشهرها در پیش روست

در پاسخ به اظهارات سخیف و توهین‌آمیز وزیر خارجه آل سعود نسبت به سردار قاسم سلیمانی و سپاه قطعه شعر «فتح خرمشهرها در پیش روست» تقدیم به سرداران سپاه ظهور می گردد.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر پیک هشترود، متن این قطعه شعر زیبا بدین شرح است:

 

ای علی را تشنۀِ خون گشته‌ها –  بر مسلمانان چو طاعون گشته‌ها

ای ابوجهلان آلِ بولهب – حامیان ظلم داعش در حلب

بر شکوه و فَرّ ایران حاسدان  –  جیره‌خواران شما دیو و ددان

فتنه‌ها در شام و لبنان و عراق –  کرده برپا مسلمین را از نفاق

از جهالت کَر شده هم لال و کور –  ای خوارج‌های دوران ظهور

در حَرورای جهالت گِردِ هم  –  چون خَوارج کرده بیرق‌ها علم

در پی لا حُکم اِلّا نفسِ خویش –  لشکر تکفیر را افکنده پیش

ای وزیر کوچک و خرد و نحیف  –  کم کُن اظهارات بی‌مغز و سخیف

لب فرو دربند و دیده وا نما  –  کمتر افکار تَوهم‌زا نما

یا کمی کمتر به شب‌ها باده‌نوش  –  یا که در هنگامِ مستی شو خموش

ای به صلحِ با یمن در التماس  –  دَم مزن با ما ز تهدید و هراس

ای خمار از باده‌نوشی‌های شب  –  خورده ضربِ شستِ از ما در حلب

ای گرفتار تَوَهُم گشته باز  –  کُن به حد آن گلیمت پا دراز

در غریبی کَم بزن بیهوده لاف  –  کُن تو این شمشیر چوبی را غلاف

عرصۀِ سیمرغِ ما، ای بوالهَوَس  –  نیست جایِ عرض‌اندامِ مگس

وقت آن آمد که ما در نهروان –  ذوالفقار حیدری بسته میان

در هجومی تندوتیز و بی‌امان  –  نقش داعش محو سازیم از جهان

ای یمن را غرقه در خون کرده‌ها  –  بصره را اِی سحر و افسون کرده‌ها

جیره‌خواران ملوکِ خار و پست  –  عاقبت سهم شما باشد شکست

در عراق و شام و لبنان، ضربِ شست  –  بس که از ما خورده‌اید ای قوم پست

در زبونی هم چنان دجاله ها  –  می‌کنید از سوز دل این ناله‌ها

ای سلیمانی هراس‌انگیزتان  –  ذوالفقار حیدری خون‌ریزتان

بشنوید این شور و غوغا و خروش  –  این به رگ‌ها خونِ از غیرت به جوش

این دودَم در دستِ بر دُل‌دُل نشین  –  بر شما این اَشترِ مرگ‌آفرین

هیبتِ قاسم سلیمانیست این  –   پوزه مالیده شما را بر زمین

این علم‌های به رنگ زرد و سبز  –  کربلایِ گشته بر پا کُلُّ ارض

این غبار گشته برپا در دمشق  –  باشد از غوغایِ لشکرگاه عشق

لشکری می‌آید از رَه پرشتاب –  آن قمر رویانِ شهرِ آفتاب

بسته بر سر کُلنا عباس‌ها  –  آن مدافع بر حریم یاس‌ها

سوریان، افغانیان، ایرانیان  –  بسته تیغِ حیدری را در میان

از میِ شورِ حسینی گشته مست  –  با ولایت بسته‌ها عهد الست

هم زِ لبنان، هم عراق و هم یمن –  با سلیمانی و با سید حسن

لشکر سبز ظهور مهدی است  –  ذوالفقار حیدری بگرفته دست

این علم‌های خراسانی فراز –  این دل‌آشوبیِ کعبه در حجاز

این زلالِ سبزِ اشکِ یاس‌ها  –  رَدّ خون بر چهرۀِ عباس‌ها

این شقایق‌های پرپر در حلب –  عاشقانِ نام یا زهرا به لب

زلفِ خونینِ بهارِ اعتراض  –  عطر نرگس در تب تند حجاز

اشتیاق و شوقِ ایران و عراق  –  شیعه را بیتابی از درد فراق

این به خون آغشته گیسوی دمشق  –  این علمداریِ سرداران عشق

می‌دهد این مژده بر عاشق به شور –  از شروعِ عصرِ سرسبزِ ظهور

ما سپاه عاشقان فاطمه  –  بی‌هراس و ترس و یأس و واهمه

در پیِ سید علی پُرشور و شِین  –  مستِ ذکرِ یا لثارات الحسین

تا سحرگاهِ ظهورِ یارِ خویش  –  می‌رویم این راه خونین را به‌پیش

تا ظهور حضرت صاحب زمان  –  در پیِ قاسم سلیمانی روان

از شراب ناب کوثر گشته مست  –  این سپاه عاشقان حیدر است

غُرشِ دریایِ طوفانیست این  –  لشکر قاسم سلیمانیست این

او که در سرداریِ عشق اولیست  –  ذوالفقارِ حضرت سید علیست

این به لرزه زیر پای او جهان  –  رستمِ زالِ زَر است این پهلوان

این شکوه و فَرِ سلطانیِ ماست –  هیبتِ قاسم سلیمانیِ ماست

این امیرِ مالکِ اشتر شکوه  –  باوقار و استوار هم چو کوه

سرور و سالارِ لشکرگاه نور –  در یدِ او بیرق سبز ظهور

کربلا را باده‌نوش اشتیاق  –   مُنجیِ لبنان و شام است و عراق

آنچه بر او نقش داغ کربلاست  –   سینۀِ قاسم سلیمانیِ ماست

ای کمین کرده تو او را بر هلاک  –  از شهادت او ندارد ترس و باک

او علمدار یل سید علیست  –  شیعیان را ذوالفقار صیقلیست

بی‌قرار همت و خرازی است  –  او شهیدِ زنده از جانبازی است

جام خونین شهادت را به دست  –  از عسل شیرین‌تر او را بر لب است

بر علمداریِ زینب سرفراز  –  شیعه دارد همچو او بسیار باز

هرچه ما را خون بریزد تیغ خصم  –  پرهیاهوتر شود این راه و رسم

هرچه سر از شیعه بُرّد بیشتر  –  سر نهد بر نطعِ عشق او پیش‌تر

چون سلیمانی هزاران سر به دار  –  شیعه قربانی نموده بهر یار

تا ابد دارد شهادت امتداد  –  شیعه دارد کربلا را تا به یاد

کربلا یعنی بلا را خواستن  –  پیش دلبر خود به خون آراستن

شور رفتن کربلا داریم ما  –  خون‌دل از دیده می‌باریم ما

نسل سرخ سر به دارانیم ما  –  کربلا را جا نمی‌مانیم ما

کربلا را قوم مجنونیم ما  –  از تبارِ فاطمیونیم ما

مست ذکر کلنا عباسِ عشق  –  جان فدایی‌های زینب در دمشق

قصۀِ ما قصۀِ شوق است و شور –  قصۀِ عشق است و ایمان و غرور

زمزم جاریِ از لب‌هایِ نور –  قصۀِ سرسبز دوران ظهور

هرکه خواهد قصۀِ ما بشنود  –  بر سر نِی باید او با سَر رود

بر غم زهرا دل ما مبتلاست  –  قصۀِ ما سِرّ سرخ کربلاست

تا سحرگاهِ خیالِ وصل دوست  –  فتح خرمشهرها در پیش روست

به امید ظهور حضرت یار

شنبه هشتم خردادماه ۱۳۹۵- منصور نظری

 

پایان پیام/م.ا

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.