تاریخ انتشار : دوشنبه 3 خرداد 1395 - 1:46
کد خبر : 36574

نقدی بر کتاب اسیب شناسی توسعه در هشترود، نوشته سیدجواد سیدین

آیا استفاده محض از نظریه های جامعه شناسی می تواند گره گشای توسعه هشترود باشد؟

آیا استفاده محض از نظریه های جامعه شناسی می تواند گره گشای توسعه هشترود باشد؟

نویسنده صرفاً برای توضیح و تبیین نظرات جامعه شناسان غربی و یافتن مصادیقی برای این نظریات در جامعه ایران ، از نام هشترود استفاده نموده و قصدی برای ورود و شناسایی و استخراج آسیب های زیربنایی و بومی و تاریخی این منطقه را ندارد.

به گزارش خبرنگار پیک هشترود، مهدی کریمی نوشت:

مقدمه:
سیاست نباید مشغله مردم عادی باشد ، سیاست زدگی شهروند بدون توسعه ی اجتماعی او چه معنایی می تواند داشته باشد؟
سیاست زدگی توده مردم ابزاری در دست حاکمان بوده که انتقاد را به سازنده و مخرب تقسیم کنند!  انتقاد سازنده بهانه ای بوده برای آنسوی روابط قدرت که بر جامعه مسلط بوده تا اکثریت انتقاد ها را نابجا و مخرب جلوه کنند !

در مفهوم شهروند توسعه یافته اگر رابطه های قدرت فرو نریزد، حداقل کم رنگ می شود، اکنون انتقاد محض شهروند ملاک است……(سیدین،سید جواد، ص ۳۴ ).
با این مقدمه کوتاه که عیناً از کتاب ” آسیب شناسی توسعه در هشترود” نوشته سید جواد سیدین ، نشراختر، چاپ اول ۱۳۹۴ ، نقل شد به نقد این کتاب می پردازیم که اخیراً در اقدامی انسان دوستانه ، کل عایدات فروش این کتاب توسط مولف به  کودکان معلول مقیم در مرکز توانبخشی و نگهداری معلولین ذهنی موسی بن جعفر (ع )شهرستان هشترود بخشیده شده است و در مراسمی پس از ماهها گذشتن از زمان انتشارش بالاخره از آن رو نمایی خواهد شد.
ضمن احترام به شخصیت فهیم و روشنفکر اقای سیدین و تقدیر و تشکر از تلاشهای بی شائبه  ایشان در شبکه بهداشت هشترود ، تالیف این کتاب و نهایتاً تقدیم آن به جامعه معلولین این شهرستان که خود نگارنده این متن نیز از خادمین این عزیزان هستم، مطالب این کتاب را قابل نقد دانسته و با آرزوی رسیدن به توسعه ای پایدار در ایران عزیز و گذر از مسیر های پر پیچ و خم رسیدن به  توسعه ی پایدار که مستلزم چنین تلاشها و مباحثی است ، باب این نقد را گشودم تا گفتگو و مباحثه  برای توسعه ی جامعه به دغدغه ای برای کل افراد جامعه به ویژه اهل علم و دانش تبدیل شود و بی شک انتقادات مطرح شده ، نظرات شخصی بنده می باشد که خود نیاز به نقد وبررسی دارد.

 

کتاب آسیب شناسی توسعه در هشترود با جلدی زیبا ، مزین به نقشه این شهرستان که پشت زمینه کرم رنگ  عبارت برجسته شده ی “توسعه درهشترود ” با رنگی قرمز طراحی گردیده و در نگاه اول هر خواننده ای را که به این مرز و بوم تعلق خاطر دارد ، برای یافتن آسیب هایی که مانع از توسعه این شهرستان شده است، ترغیب می کند.
نویسنده  در این کتاب ۱۰۸ صفحه ای با مقدمه ای بی ارتباط به مفاهیم “توسعه” و “هشترود” در ادامه به تعریف توسعه  از منظر جامعه شناسی رسیده و با طرح چهار رویکرد تاریخی درمورد توسعه  ،استراتژی های توسعه،  توضیح چگونگی انعکاس یک مسئله اجتماعی ، تعریف جامعه شاختی “قدرت” ، توضیح نماگرهای اجتماعی و نماگرهای توسعه ، درس نامه ای از علم جامعه شناسی ارائه می دهد که با تورق ۵۰ صفحه از کتاب ۱۰۸ صفحه ای همچنان خواننده را از دریافت تصویر روشن از اهداف کتاب و معرفی هشترود به عنوان شهرستانی که عقب ماندگی و عدم توسعه آن توسط یک جامعه شناس مورد آسیب شناسی قرار گرفته است ، محروم می کند.
به عبارتی نویسنده بدون معرفی و شناساندن مختصات جغرافیایی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی شهرستان هشترود به آسیب شناسی آن پرداخته که یافتن ارتباط بین ” هشترود ” و “آسیب شناسی توسعه آن ” برای خواننده ای که شناختی از این شهرستان ندارد یک کار غیر ممکن خواهد بود.
لذا به نظر من جای خالی ترسیم یک نیم رخ از شهرستان در ابتدای کتاب و روشن کردن ابعاد آسیب شناسی  توسعه این شهرستان و همچنین ارائه سطحی از توسعه و اینکه این شهرستان بر اساس معیارها و شاخص های علمی توسعه در کجا و در کدام سطح قرار دارد، کاملا احساس می شود چرا که بدون این معرفی، ارزیابی و سطح بندی ، آسیب شناسی این شهرستان راه به جای مشخص نبرده و نمی توان افق روشنی برای آن تصور کرد.
نقد اساسی دیگری به این کتاب ، عدم تناسب و عدم سنخیت  رویکرد های مطرح شده برای توسعه یک جامعه با معیارهای توسعه یک شهرستان کوچک به نام هشترود می باشد.
از آنجائیکه جامعه شناسان و تمام اندیشمندان علوم انسانی درغرب برای اثبات فرضیات خود و برای تحکیم پایه های نظری و طرح نظرات علمی خود ، اقدام به تحقیق و پژوهش میدانی در کشور خود و جوامع دیگر می نمایند تا دامنه نظریه خود را منحصر به کشور خود نکرده و اکثرا در سطح قاره اروپا و آمریکا می گسترانند. حال نویسنده بدون در نظر گرفتن این مهم که اولاٌ هشترود یکی از شهرهای کوچک ایران بوده و تابع سیاستهای خرد و کلان حاکمیت نظام جمهوری اسلای ایران می باشد.
دوماً توسعه هشترود به تنهایی در ذیل چهار رویکردی که در صفحه ۱۱ کتاب و همچنین استراتژی های مطروحه در صفحه ۱۵ کتاب نمی گنجد، و اگر از دریچه این رویکردها و استراتژی به توسعه هشترود بنگریم ابتدا باید به اسیب شناسی توسعه در ایران بپردازیم تا مشخص شود که اگر این رویکردها و استراتژی ها در ایران پیاده و اجرایی شده ، سهم هشترود به چه میزان بوده ؟ و آیا هشترود توانسته است خود را با این رویکرها  و استراتژی ها همگام و همراه سازد یا خیر؟  دلایل و آسیب های این عدم هماهنگی و عقب ماندگی چه بوده است؟
به نظر من بدون درنظر گرفتن جایگاه هشترود در نقشه توسعه ی ایران ، نمی توان آسیب ها و موانع توسعه هشترود را شناسایی و بیان کرد.گذاشتن هشترود در کفه مقابل نظرات، رویکردها و استراتژی های جهانی توسعه  به مانند این است که انگشتر طلای چند مثقالی را با باسکول ۶۰ تنی وزن و سنجش کنیم….
مسئله ای که در حین خواندن هشتاد صفحه اول این کتاب به ذهن خواننده متبادر می شود و نباید از کنار آن گذشت، قدرت نویسنده کتاب در انتخاب مفاهیم جامعه شناسی سیاسی است که درایران معاصر بیشترین کاربرد را داشته و دارد ، مفاهیمی مثل توسعه ، شهروند ، مشارکت اجتماعی ، نقش قدرت ، توسعه سیاسی و سیاست زدگی ، آزادی، مشارکت زنان در جامعه ، بروکراسی و…. نویسنده به خوبی این نظریات را ساده سازی  نموده و با توضیحاتی که در ادامه نظریات اندیشمندانی همچون امیل دورکیم ، لنسکی ، استونز ، وبرو…. ارائه می دهد ، مفاهیم تخصصی فوق را به خوبی و ظرافت خاصی برای یک خواننده غیر جامعه شناس قابل فهم نموده و آموزش می دهد.
به همین خاطر هشتاد صفحه اول کتاب را می توان به عنوان” درس نامه ی جامعه شناسی توسعه” قلمداد نمود که به تبیین و توضیح جامعه شناسی توسعه می پردازد که اگر تعداد صفحات این کتاب به پانصد یا بالاتر می رسید ، به عنوان یک مقدمه کاربردی می توانست مطرح شود.
از انجائیکه منطقه هشترود در جنوب آذربایجان شرقی و در یک اقلیم آب و هوایی کوهستانی سرد و خشک واقع شده و جغرافیای این منطقه یکی از عوامل اصلی و تاثیرگذار در روند توسعه این منطقه محسوب می شود و از طرفی اقتصاد عمده این منطقه – که وابسته به نزولات آسمانی است – نیز ارتباط مستقیم با جغرافیا و اقلیم آب و هوایی این شهرستان دارد و نیزبا توجه به اینکه جغرافیا و به تبع آن اقلیم آب و هوایی و از آن مهمتر اقتصاد و فرایند امرار و معاش و کسب درآمد از عوامل پایه ای و اصلی توسعه هر منطقه ای می تواند باشد ، متاسفانه در این کتاب اشاره ای به این عوامل نشده و این عناصر مهم توسعه جزو شاخص ها و پارامترهای های توسعه هشترود به حساب نیامده و بررسی نگردیده است.
به نظر نگارنده این مطلب ، عامل جغرافیا سر سلسله عوامل توسعه منطقه هشترود محسوب می شود که اقتصاد و فرهنگ و ارتباطات و تعاملات این شهرستان در ذیل عامل جغرافیا قرار می گیرند.
برای روشن شدن مطلب ، خوانندگان محترم را به ۲۵ الی ۳۰ سال گذشته ارجاع می دهم که فاصله زمانی زیادی نیست در آن سالها برای رفتن به تبریز باید نصف روز زمان صرف می کردیم یا برای رسیدن به اتوبوسهای مراغه و طی کردن این مسیر و رسیدن به مراغه ۴ الی ۵ ساعت زمان تلف می شد و بنابر اقوال گذشتگان در زمانهای گذشته اوضاع از این هم بدتر بوده و حدود ۵۰ -۶۰ سال قبل تر تعداد خودرو های این شهر به تعداد انگشتان یک دست می رسید و این نشان می دهد که ارتباطات مردم این شهرستان با شهرهای همجوار بسیار کم و برای رفع نیازهای ضروری و تامین مایحتاج های ابتدایی بود ولی در قیاس با هشترود ، شهرهایی مثل بناب ، ملکان ، مراغه ، میاندوآب و عجبشیر به دلیل نزدیکی جغرافیایی تعاملات روزانه و مستمر داشتند و در کنار این تعاملات مستمر همگی در کنار دریاچه ارومیه واقع شده و با حفر چاه های کم عمق  در زمینهای مسطح به اقتصاد کشاورزی پر رونقی دست یافته اند و مثل کشاورزان ما منتظر نزولات آسمانی نبودند در کنار اینها ، مسطح و هموار بودن منطقه جغرافیایی این شهرها خود تسهیل کننده توسعه ی آن مناطق به حساب می آید بطوریکه با نگاهی تاریخی به چند دهه اقتصاد این مناطق ، در حال حاضر به نقطه صادرات(کشمش و انواع خشکبار) رسیده اند. در حالیکه اقتصاد کشاورزی و دامداری منطقه هشترود و چاراویماق همچنان در ترس و لرز سالهای خشکسالی در گذشته و احتمال تکرار آن به سر می برند و بقا و دوامش متاثر از عوامل غیر قابل پیش بینی اقلیمی است.
با این مثال ها اهمیت جغرافیا و موقعیت شهرستان در منطقه ای که واقع شده کاملا مشخص می شود.
تاثیرات فرهنگی عامل جغرافیا نیز از عوامل قابل طرح و مهمی است که نباید به راحتی از کنار آن گذشت ، چرا که فرهنگ و ادبیات یک منطقه در سایه ارتباط و تعاملاتش با شهرها و اقوام و مردم شهرها و مناطق دیگر رشد و توسعه می یابد .
برای مثال شهرستانهای مرند و خوی و جلفا را در نظر بگیرید، این شهرها همواره مسیر ارتباط ایران و آذربایجان با کشورهای روسیه و آذربایجان و ارمنستان و در حقیقت پل ارتباطی اروپا و ایران بوده اند و اکثر اتفاقات و تحولات تاریخ معاصر در این مسیر اتفاق افتاده و مردم این منطقه از نزدیک شاهد جنگها و مبارزات ایران و روس از یک طرف و تجارت ، بازرگانی و تعاملات فرهنگی ازطرف دیگر . بودند و یک مسیر حیاتی برای مشروطه و ادامه مبارزات قهرمانان آزادی ایران از یوغ استعمار بود که نتیجه آن یادگیری و تجربه  و تبادل فرهنگی بود .
برای مثال: آن زمان که شهر خوی که در انحصار دیوار های مرتفع قلعه وار بود و توسط نور الله خان و حیدر عموغلو فتح گردید، توسط فاتحانش صاحب نشریه و نظمیه و سیستم مدیریت شهری گردید… خلاصه اینکه، بدون درنظر گرفتن بستر های تاریخی و جغرافیایی یک منطقه، شناسایی آسیب های توسعه آن منطقه به نظر دست نیافتی وغیر واقعی می رسد.
در ادامه نقد کتاب به مبحثی به نام “مهاجرت پنهان “میرسیم که نویسنده عواملی همچون اصلاحات ارضی و مشروطه و تغییرات فرهنگی را عوامل این نوع مهاجرت می داند ، که به نظر من ، دلایل کاهش جمعیت و مهاجرت آشکار مردم منطقه هشترود و چاراویماق بیشتر به خاطر شرایط اقلیمی و خشکسالی های متعدد و تبع آن شرایط سخت زندگی در مناطق روستایی بود که باعث تخلیه تخلیه روستاها شد.
هر چند شرایط فرهنگی –اجتماعی که بعد از اصلاحات ارضی ، رفتن خان ها و پایان سیستم ارباب رعیتی … ، به وجود آمد از عوامل مهم درگیری های و اختلافات بین طوایف و روستاها وظهور قدرت های جدید و در نتیجه مهاجرت تعداد کثیری از جمعیت منطقه شد که در این کتاب به عوامل فرهنگی و تاریخی که خود از اسیب های زیربنایی توسعه هر منطقه می تواند باشد ، اشاره ای نشده و تنها به طرح نظرات جامعه شناختی بسنده نموده است.
در تعدادی از بخش های کتاب ، صرفا به نظرات جامعه شناسان و نظریه پردازان توسعه پرداخته و هیچ اشاره به هشترود و توسعه آن نشده است و یافتن ارتباط بین بحث ها و توسعه هشترود به خواننده واگذار گردیده است که به نظر نگارنده یافتن این ارتباط توسط خوانندگان غیر جامعه شناسی همچون بنده، غیر ممکن می باشد .
از جمله این مباحث ، طرح بحث “جایگاه عدالت در نظام توسعه متوازن” که خواننده موفق به یافتن نام هشترود و آسیب های مربوط به توسعه این شهرستان ، در بین سطور این بخش نمی شود ، در حالیکه از اسیب های اصلی توسعه این منطقه، نبود عدالت و اقتدار در برهه های تاریخی متعدد این منطقه می باشد مثل ، تحولات و تغییرات فرهنگی و اجتماعی بعد از اصلاحات ارضی که شرح آن در سطور بالا داده شد.
این منطقه در کنار نبود سیستم عدالت و اقتدار و ظهور قدرتهای جدید در برهه های تاریخی ، از نبود نظام متوازن و عادلانه توزیع امکانات که از آسیب های زیربنایی و تاریخی توسعه این منطقه می باشد رنج میبرد و باید مد نظر نویسنده قرار می گرفت.
مسئله دیگری که در اکثر بحثها عنوان شده و مدام ذهن نویسنده را به خود درگیر می کند، بحث نمایندگان مجلس ونقش آنها در توسعه ی این شهرستان است که نویسنده در چندین جمله و پاراگراف به آن اشاره می کند (صفحات ۶۱-۴۶-۷۱-۶۴وبخش ماقبل اخرکتاب، صفحه ۸۸) .نویسنده محترم علیرغم طرح استراتژی ها و رویکردهای علمی و تشریح وظایف شهروندان و اهمیت مشارکت همگانی در رسیدن به توسعه ی عقلانی و پایدار و رفع انسدادهای اجتماعی که از ضروریات رسیدن به توسعه ی متوازن و پایدار می باشد، نمی تواند به ذهنیت غالب و تاحدودی غیرعلمی و غیرمنطقی حاکم در جامعه که ” همانا ختم شدن تمام راههای توسعه و ابادانی به نماینده است ” غلبه نماید و به همین خاطر ضمن اشاره متعدد به نقش نماینده در توسعه این منطقه ، از طرح این نقش به عنوان یک شاخص و رویکرد پایه ای پرهیز نموده وبه اهمیت تخصص محور بودن مجلس اشاره می کند  و از اینکه هشترود تاکنون از داشتن نماینده با این ویژگی محروم بوده تاسف می خورد .
ضمن احترام به نظرات نویسنده ، بنده نیز نقش نماینده را در توسعه ی هر منطقه مهم می دانم ولی این نقش زمانی می تواند اجرایی و عملی باشد که
اولا: باید شرایط و بستر ها برای ایفای این نقش ایجاد شود
دوما: مطالبات مردم سمت و سو و رنگ توسعه داشته باشد ، همانطورکه نویسنده در صفحه ۲۸ کتاب از دورکیم نقل می کند:” انتخاب شدگان باید از قید فشار تمایلات کور توده ها آزاد گردد تا بتوانند به ضرورتهای جامعه بیاندیشند…”
دیگر اینکه نباید از نظر دور داشت که هر نماینده ای برآیند افکار و اندیشه ها و نوع و سطح مطالبات همان مردمیست که آن فرد را انتخاب می کند ، پس با این تفاسیر هرچند نمایندگان مجلس در توسعه ی منطقه نقش دارند ولی علت اصلی و یا تنها عامل توسعه نیستند بلکه به عنوان ناظر و تسهیل کننده این مسیر می توانند عمل  کنند.
خلاصه این که به نظر نگارنده ، این کتاب بیان توصیفی پاره  ای ازمشکلات و آسیب های روبنایی این منطقه است و به خواننده چنین القا می شود که نویسنده صرفاً برای توضیح و تبیین نظرات جامعه شناسان غربی و یافتن مصادیقی برای این نظریات در جامعه ایران ، از نام هشترود استفاده نموده و قصدی برای ورود و شناسایی و استخراج آسیب های زیربنایی و بومی و تاریخی این منطقه را ندارد.
هر چند باید قدردان این نویسنده محترم باشیم که بابی برای بحث و گفتگو در مورد توسعه و آسیب ها و موانع آن باز کردند ، باشد که آیندگان با ابزارها و معیار های علمی تر و دقیق تر به این بحث ورود کنند.
در پایان ضمن تشکر مجدد از نویسنده محترم  به جهت پرداختن به این امر مهم و اینکه هشترود را برای تحقیق خود انتخاب کرده اند ، و تشکر و قدردانی مجدد به جهت اهمیت دادن به معلولین ذهنی مقیم در مرکز توانبخشی و نگهداری موسسه موسی بن جعفر (ع) و پرداخت عایدات این کتاب به این مرکز ، پیشنهاد می کنم نویسنده محترم با وجود داشتن این قلم زیبا و توانایی در ثبت و بیان نظراتشان ، خاطرات خود را در زمانی که در شبکه بهداشت و درمان این شهرستان فعالیت می نمودند به رشته تحریر در آوردند .
همانطورکه نویسنده  به خوبی نمونه هایی از این خاطرات را در تشریح رویکردها و نظریات جامعه شناسان غربی در لابلای سطور این کتاب نقل کرده اند که به نظر من یکی از جذابیتهای این کتاب می باشد اگر تاریخ شفاهی و روایت های بدون غرض و مستند افراد باهوش و دغدغه مندی مثل نویسنده این کتاب که همچون ناظری بی طرف شاهد وقایع روزمره این شهرستان بوده اند به کتابت در آید به راحتی می تواند به موانع زیربنایی و عمیق توسعه ی این منطقه پی برد.
بنده نه به عنوان یک منتقد ، بلکه به عنوان یک شهروند علاقمند به گذشته ، حال و آینده زادگاهم کتاب مذکور را خوانده و نظراتم را بدون قصد و غرض خاصی در خصوص مطالب مطروحه در باب توسعه نوشتم که بیشک خالی از ایراد نیست و انتظار دارم مورد نقد و بررسی علاقمندان قرار گیرد.

 

مهدی کریمی

 

پایان پیام/م.ا

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 2 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 2
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

علی دوشنبه , 3 خرداد 1395 - 2:24

سلام آقای کریمی نقد شما باعث شد حتمآ این کتاب رو تهیه بکنم و بخونم.ممنون

م-د دوشنبه , 3 خرداد 1395 - 9:58

نویسنده باید اول بادرایت وروشن بینی معنی لغوی آسیب را بداند