تاریخ انتشار : چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 - 17:50
کد خبر : 35435

در پاسخ به جنایت‌های قوم تکفیری داعش و اربابان حقیرشان

بخیز ای شیعه هنگام خروش است / به‌تنهایی علم زینب به دوش است

بخیز ای شیعه هنگام خروش است /  به‌تنهایی علم زینب به دوش است

جیره‌خواران سعودی دیروز زینبیه را به خاک و خون کشیدند و خاک دمشق را با خون عاشقان زینب گلگون ساختند این پاسخ عاشقان زینب است به جنایت‌های قوم تکفیری داعش و اربابان حقیر آنان.

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر پیک هشترود، متن این شعر زیبا بدین شرح است:

 

هلا ای ددمنش دیوان داعش –  پدیدار از شما زشتیِ فاحش

هلا ای خادمان آل ابلیس –  سگان هار امریکا و پاریس

کریه‌المنظر و کفتار پوزه  – کشید از فرطِ استیصال زوزه

بدانید ای سپاه ظلم ضحاک – ندارد شیعه از هول شما باک

ندارد قوم حیدر باکی از جنگ – به قاموسش ندارد  ذلت و ننگ

به خاک و خون کشید این قوم عاشق –  دوباره سر ببرید از شقایق

کُنید ای قومِ گرگینه ز هاری –  به خون در زینبیه رود جاری

شما که تشنۀِ خون خدایید  –  حلب در کربلا برپا نمایید

به دار آویزه قوم عشق سازید – علی را بیرق کین برفرازید

شما آشفته ای بازار دین را – علم آورده  بیرق‌های کین را

جگرخون کرده قوم مسلمین را  – کشید این زوزه‌های آخرین را

مُهیا کن  سعودی را هدیه  – بکش در خون دوباره زینبیه

دگر شیعه نمی‌سازد تقیه  –  ندارد خاتمه این شقشقیه

سلیمانی به سرداری به‌پیش است – هزاران گِرد او عباس کیش است

ز شیعه لشکری افتاده در راه  – علی هیبت، قدر قدرت، رخان ماه

همه دُل‌دُل سوار و تیغ در کف  – پریشان‌حال و شورانگیز چون دف

بدانید ای شما اُم المَعاصی  – ندارد شیعه از داعش هراسی

هلا ای جیره‌خواران  سعودی – به پایان کارتان آید به‌زودی

ز جنگ با شما ای قوم کرکس – دریغا شیعه یک‌دم پا کِشد پس

قسم بر سینۀِ غمبار زینب – به دستانِ علم بردارِ زینب

به یاس خورده سیلی در مدینه – به دستانِ نحیفِ بسته پینه

به اشک و آهِ زهرا در دل شب – به تک‌تک قطره‌های اشک زینب

به پهلوی شکسته، روی نیلی  – که ‌پیشِ چشم حیدر خورده سیلی

به اشکی که ز چشمان علی ریخت –  به آن سر که عدو بر نیزه آویخت

قسم بر فرقِ خونین علمدار  – قسم بر کربلا ،آن دشت خون‌بار

که می‌سازد به پا شیعه  قیامی – و گیرد از سعودی  انتقامی

چنان موشک بر آنان گردد آوار – که گِرید آسمان بر حالشان زار

به پیکاری چنان سرسخت و خون‌بار  – شود کاخ سعودی‌ها نگون وار

علم بر دوش‌ها در راهِ عشق‌اند  – همه عباسِ زینب در دمشق‌اند

علم بر دوش و مشک و تیغ در دست – خدا از عطر عباسی‌شان مست

به راه افتاده لشکر، سوی شامات  – عیان شد بر ظهور یار علامات

به سر ای بسته‌ها سربندۀ یاس –  به مستی  کلکم گردیده عباس

ز جا خیزید و در کف تیغ‌گیرید   – کلید کعبه از زندیق گیرید

سپاه شیعه را آماده‌سازید  –  سعودی را به موشک‌ها گُدازید

علم‌های خراسانی فرازید – به سفیانی وهابی بتازید

درفش کاویانی کرده آذین – علی وارانه باید رخش را زین

بتازید از حلب تا دیر یاسین –  بگیرید از یهودا پس فلسطین

سواری می‌رسد راه فلق را  – علم سازید بیرق‌های حق را

همه عالم سراپا شوق و شور است – بخیز ای شیعه هنگام ظهور است

ظهور یار را سر زد طلیعه – لثارات الحسین ای قوم شیعه

علم بر دوش آید مهدی ما – دریغا با ولی بدعهدی ما

بخیز ای شیعه هنگام خروش است  – به‌تنهایی علم زینب به دوش است

بخیز ای شیعه از جا وقتِ جنگ است  – تو را یاریِ زینب وقت تنگ است

بخیز ای شیعه وقت کارزار است – که هنگام ظهور آن نگار است

ولی در کربلا چشم‌انتظار است – به ره او را نگاه از بهر یاراست

بگیر ای شیعه در کف ذوالفقارت  – رها کن خان و مان و کار و بارت

نه هنگام نشستن کنج خانه است – ولی در کربلا تنها، یگانه است

بیا تا کربلا را پر بگیریم   – به‌جای فاطمه بر در بمیریم

ز جا برخیز شیعه وقت غوغاست  – و مهدی تشنه‌کام یاریِ ماست

هلا پیر خراسانی تو را میر – ز جا برخیز و بر دوشت علم گیر

قمر رویان علم بر دوش گیرید  – کلام حیدری در گوش‌گیرید

حلب را پس بگیرید از فواحش  – زنید آتش به کاخ ظلم داعش

به‌سوی قدس ازآنجا پر بگیرید  – علی وارانه پس خیبر بگیرید

بخیز ای شیعه از جا، وقت تنگ است –  نه هنگام تأمل یا درنگ است

علم بر دوش بگرفته جلودار  – به یاری‌اش طلب دارد تو را یار

ز خان و مان و جان و تن بِشو دست – حسین دیگری در کربلا هست

مبادا یک حسین دیگری باز  – صدایش گُم شود در رقص و آواز

مباد ا زینبی در بهت و حیرت – ببیند بر سر نیزه حقیقت

مبادا دختر دردانه‌ای ناز –  زند سیلی به رویش خصم غماز

به شهر مردمان ذلت و ننگ – مبادا زینبی دیگر خورد سنگ

ولی را نامه داده بی‌نهایت  – مبادا نقض پیمان با ولایت

اسیری رفتن ناموس حیدر – مبادا شیعه را یک‌بار دیگر

ز مینای شهادت باده‌نوشان – علم‌های خراسانی به دوشان

کفن بر تن شقایق گونه پوشید –  چنان حیدر دلیرانه خروشید

کلید کعبه از کرکس بگیرید –  فلسطین از یهودا پس بگیرید

بخیز ای شیعه هنگام خروش است – که مهدی(عج) خود علم بگرفته دوش است

هل من ناصر ینصرنی ؟؟؟

هفتم اردیبهشت ۱۳۹۵ منصور نظری

 

پایان پیام/م.ا

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.