تاریخ انتشار : جمعه 3 اردیبهشت 1395 - 18:35
کد خبر : 35087

تقدیم به منتظران ظهورِ حضرت عشق:

بسم رب العشق و مهر و ماه و نور / اندک‌اندک می‌رسد وقت ظهور

بسم رب العشق و  مهر و ماه و نور / اندک‌اندک می‌رسد وقت ظهور

شعری از زبان جانباز مدافع حرم علوی که در روز ۲۴ فروردین با حضرت آقا دیدار کرد.

به گزار ش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر پیک هشترود، متن این شعر زیبا که منصور نظری از شاعران خوش ذوق کشورمان سروده، بدین شرح است:

 

به قربانِ هلالِ روی ماهت –  سلام آقا که غم دارد نگاهت

به قربانِ دلِ تنگِ غریبت  – سلام آقا که مستم بوی سیبت

 

به قامت کرده غم برپا قیامت – خراسانی قمر صورت، سلامت

منم آقا علمدار سپاهت –  منم دردآشنای اشک و آهت

 

منم عاشق‌ترین جانباز عشقت – علمدار سپاه در دمشقت

به قربان سر و روی سپیدت –  مبارک باد آقا روز عیدت

 

به قربان دل آلاله رنگت  –  خبرداری دلِ عشاق، تنگت

دلم تنگ است آقا بی‌قرارت – که عمری مانده‌ام چشم‌انتظارت

 

بیا آقا ببوسم تا که رویت –  کِشم تا عاشقانه دست مویت

ندارم دیده‌ای تا بینمت سیر – بیا بوسه زنم بر رویت ای پیر

 

علمدارم که افتاده ز پایم- فدای فاطمه شد چشم‌هایم

منم جانبازِ جنگ در دمشقت – ز گُم گردیدگانِ شهرِ عشقت

 

ببین آقا ندارم چشم دیگر –  ببین آقا تنم را پاره پیکر

تو که عاشق‌ترین ما را امامی –  فدای آن سرت آقا تمامی

 

عدو ترکش اگر بر پیکرم دوخت – فدای آن سرت آقا تنم سوخت

بیا آقا به آغوشت بگیرم – برای بی‌کسی‌هایت بمیرم

 

دلت آشوبِ زینب، دختر عشق – ز دستت دِه مرا انگشتر عشق

ز خون‌دل نمازت را وضو کن –  شهادت را برایم آرزو کن

 

دعایم کن که نوشم از می عشق- به تن پوشم شهادت، جامۀِ عشق

بیا ای پیر عاشق‌پیشۀ ما – پریشان دل مکن اندیشۀِ ما

 

مکن دل بد، حلب را فتح سازیم – علم‌های خراسانی فرازیم

یمن از دست اهریمن بگیریم – کلید کعبه از دشمن بگیریم

 

قسم بر پیکر صد چاک عباس  – به‌تنهایی زینب دختر یاس

به کف تا بیرق عباس داریم  – به جان و دل حرم را پاس داریم

 

پریشان‌خاطری پیر خراسان؟ – برایت مرگ یاران نیست آسان؟

دلت آشوب فرزندان عشق است – گرفتار به زینب در دمشق است

 

سحر دیرآشنای اشک و آهت  – سَرِ جنگِ حلب دارد سپاهت

ز پرپر گشتن آلاله‌هایت –  بلند است آسمان را گریه‌هایت

 

مخور غم بِه شود احوال ما هم – به پایان می‌رسد این ماجرا هم

به آشوبی که در حال عبور است –  خبرداری تو خود عصر ظهور است

 

علمدارِ سپاهِ عشقِ زینب –  سحرگاهی به پایان آید این شب

نگه کُن در فَلَق برپا غباری است – نشانه آمدن از تک‌سواری است

 

نگه کُن آن‌طرف، نزدیکِ آن دور- سواری می‌رسد پا تابه سر نور

نگه کن در کفش تیغ دو دم را –  و نقش یا لثاراتش علم را

 

دلت آقا ترک‌خورده بلور است –  خبردارم خبرداری ظهور است

خبرداری که آقا یار آید  – و او را آمدن دیری نپاید

 

خبردارم خبرداری ز اسرار –  که می‌آید ز راه آن حضرت یار

به امید ظهور حضرت یار

۱۳ رجب ۱۴۳۷ قمری – منصور نظری

 

پایان پیام/م.ا

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.