امام محمدباقر(ع) را چگونه به شهادت رساندند؟

بقیع خونین جگر امروز داغدار آخرین یادگار کربلاست و گویی سوز عطش خیمه ها را با خود مرور می کند …
به گزارش پیک هشترود به نقل از آناج، بقیع خونین جگر امروز داغدار آخرین یادگار کربلاست و گویی سوز عطش خیمه ها را با خود مرور می کند …
منابع روایى و تاریخى علت وفات امام محمد باقر(ع) را مسمومیت دانسته اند، مسمومیتى که دسته اى حکومت امویان در آن دخیل بوده است. از برخى روایات استفاده مى شود که مسمومیت امام باقر (ع) به وسیله زین آغشته به سم، صورت گرفته است، به گونه اى که بدن آن گرامى از شدت تأثیر سم به سرعت متورم گردید و سبب شهادت آن حضرت شد.
در این که چه فرد یا افرادى در این ماجراى خائنانه دست داشته اند، نقلهاى روایى و تاریخى از اشخاص مختلفى نام برده اند.بعضى از منابع، شخص هشام بن عبد الملک را عامل شهادت آن حضرت دانسته اند. بخشى دیگر، ابراهیم بن ولید را وسیله مسمومیت معرفى کرده اند. برخى از روایات نیز زید بن حسن را که از دیر زمان کینه هاى عمیق نسبت به امام باقر (ع) داشت، مجرى این توطئه به شمار آورده اند. به هرحال احادیثی وارد شده که ائمه اطهار علیهمالسلام با شهادت از دنیا میروند نه با مرگ طبیعی که امام رضا علیهالسلام فرمود: به خدا سوگند از ما (ائمه) نیست مگر اینکه مقتول و شهید میشود.
***
آمده است: روزى جابر بن عبدالله انصارى که در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریک شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد. صداى کودکى را شنید، پرسید کیستى ؟ گفت من محمد بن على بن الحسینم، جابر گفت: نزدیک بیا، سپس دست او راگرفت و بوسید و عرض کرد: روزى خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم؛ فرمود: شاید زنده بمانى و محمدبن على بن الحسین که یکى از اولاد من است ملاقات کنى؛ سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حکمت دهد، علم و دین را نشر بده.
امام پنجم هم به امر جدش قیام کرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینى و تعلیم حقایق قرآنى و احادیث نبوى (ص) پرداخت.
در زمان امیرالمؤمنین على ( ع ) گویا هنوز مقام علم و ارزش دانش بر مردم روشن نبود، گویا مسلمانان هنوز قدم از تنگناى حیات مادى بیرون ننهاده و از زلال دانش علوى جامى ننوشیده بودند و در کنار دریاى بیکران وجود على (ع) تشنه لب بودند و جز عده اى معدود قدر چونان گوهرى را نمی دانستند. بی جهت نبود که مولاى متقیان بارها می فرمود: پیش از آنکه من را از دست بدهید از من بپرسید. و بارها میگفت: من به راههاى آسمان از راههاى زمین آشناترم.
ولى کو آن گوهرشناسى که قدر گوهر وجودعلى را بداند ؟ اما به تدریج، به ویژه در زمان امام محمد باقر ( ع ) مردم کم کم لذت علوم اهل بیت(ع) و معارف اسلامى را درک میکردند و مانند تشنه لبى که سالها از لذات آب گوارا محروم مانده و یا قدر آن را ندانسته باشد زلال گواراى دانش امام باقر ( ع ) را دریافتند و تسلیم مقام علمى امام ( ع ) شدند و به قول یکى از مورخان: مسلمانان در این هنگام از میدان جنگ و لشکر کشى متوجه فتح دروازه هاى علم و فرهنگ شدند.
***
امام باقر (ع) دارای خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامی بود. سیرت و صورتش ستوده بود. پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید. در کمال وقار و شکوه حرکت می نمود. از آن حضرت می پرسیدند: جدت لباس کهنه و کم ارزش می پوشید، تو چرا لباس فاخر بر تن می کنی؟ پاسخ می داد: مقتضای تقوای جدم و فرمانداری آن روز، که محرومان و فقرا و تهیدستان زیاد بودند، چنان بود. من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افکار، نمی توانم تعظیم شعائر دین کنم.
***
از نمونه های برجسته فعالیت های امام باقر(ع) در زمینه گسترش اخلاق اسلامی در جامعه، می توان به مبارزه او با افراد متعصب اشاره کرد. آن حضرت، زهد و پرهیزکاری را با بهره مندی از نعمت های دنیوی مغایر نمی دانست. نقل است یکی از حافظان قرآن، آن حضرت را به همراه دو غلام سیاه مشغول کار کردن روی زمین زراعی دید. جلو رفت تا امام را موعظه کند. آنگاه خطاب به امام گفت: اگر در این حال اجلت فرا رسد، چه خواهی کرد؟ امام باقر(ع) فرمود: «اگر در این شرایط از دنیا بروم، در اطاعت خدا بوده ام».
***
امام باقر(ع) در مباحث علمی و دینی اهل جدال نبود. نخست، مطلب حق را می گفت. سپس ساکت می شد و به ذهن ها و اندیشه ها فرصت می داد درباره سخنانش فکر کنند و به جمع بندی و نتیجه گیری دقیق تر برسند. بحث آن حضرت با پیروان ادیان و مکاتب فقهی، بحث غالب و مغلوب نبود، بلکه هدف امام باقر(ع) این بود که طرف مقابل را قانع کند. آن حضرت هرگز در برابر تکذیب ها مقابله به مثل نمی کرد، بلکه می کوشید مطلب را از طریق دیگر و با منطقی دیگر بیان و در پایان، شخص مورد نظر را به حقیقت آگاه کند.
***
غروب غریبت، در لا به لای دقیقه های خاکی بقیع قد میکشد. مدینه، با التهاب به مدار پرواز کبوتران دست می برد تا مردم، آیه های زخمی نشناختنت را به دوش بکشند و عذر نیاورند. زمین، آبستن اشک می شود. خورشید، قد خم می کند و دست های ملتمس عرشیان، همگام با فرشیان، شعر بی قراری را در آغوش میکشند:
من یادگار آخرین کربلایم
من داغدار محنت خون خدایم
از خاطرات کودکی جان بر لبم من
جان می دهم اما به یاد زینبم من
برچسب ها :پیک هشترود ، شهادت امام محمدباقر
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0