تاریخ انتشار : شنبه 3 آبان 1393 - 0:46
کد خبر : 1940

شعر: فاضل دشت بلا

شعر: فاضل دشت بلا

ساقی لب تشنگان رفت که آب آورد/ مشک پر از آب را او به شتاب آورد

فاضل دشت بلا

ساقی لب تشنگان رفت که آب آورد

مشک پر از آب را او به شتاب آورد

خشکی لبهای او طاق مرا طاق کرد

اصغر شش ماهه ام کاش که تاب آورد

سوز و گداز از عطش -خال سیاه لبش

گریه کند اصغرم شیر رباب آورد

شمر دنی را بگو راه چرا بسته ای ؟

ناله طفلان به شب دل به کباب آورد

فاضل دشت بلا مشک پر از آب کرد

تا که بنوشد علی چشم به خواب آورد

چهره اصغر مدام بود در افکار او

پر کند او جام را جرعه ناب آورد

مشک پر از آب را زود به پشتش نهاد

گشت مهیا که او پا به رکاب آورد

تیر جفا از قفا مشک هدف دار کرد

مشگ که خالی بشد خیل عذاب اورد

 

شعر از اسماعیل رحیمی

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 1 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 1
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ب.اقدمی شنبه , 3 آبان 1393 - 23:34

دوست عزیزم با سلام و احترام امیدوارم که حسین ابن علی ع پشتیبانت باشد