تاریخ انتشار : شنبه 16 اسفند 1393 - 17:57
کد خبر : 11282

نقش والدین در پیشگیری از اعتیاد کودکان و نوجوانان

نقش والدین در پیشگیری از اعتیاد کودکان و نوجوانان

احتمال گرایش به اعتیاد یا عدم گرایش انسان‌ها به مواد مخدر بستگی نسبی با چگونگی شرایط زندگی آنها در دوران کودکی دارد.

وبلاگ سبک زندگی بهداشتی:

احتمال گرایش به اعتیاد یا عدم گرایش انسان‌ها به مواد مخدر بستگی نسبی با چگونگی شرایط زندگی آنها در دوران کودکی دارد.

این کافی نیست که تنها مسئولان مانع تولید و عرضه مواد مخدر شوند، بلکه باید بیشتر تلاش در جهت ممانعت از به وجود آمدن و پیشرفت اعتیاد باشد؛ لذا گام اول، مقابله با مواد مخدر نیست، بلکه هدف، پیشگیری از به وجود آمدن اعتیاد است.طی سال های گذشته، متخصصان به این نتیجه رسیده‌اند که یک برنامه صحیح پیشگیری از اعتیاد بسیار زودتر از آن چیزی که قبلا تصور می‌کردند باید آغاز شود، هرچند که یک نسخه صد درصدی برای مبارزه با اعتیاد وجود ندارد، اما سعی بر این است تا راهکاری منطقی و عملی برای پیشگیری از اعتیاد اتخاذ شود.

احتمال گرایش به اعتیاد یا عدم گرایش انسان‌ها به مواد مخدر بستگی نسبی با چگونگی شرایط زندگی آنها در دوران کودکی دارد. تمام تحقیقات دراز مدتی که تا کنون در دنیا انجام شده،‌ نتایجی مشابه داشته و نشان داده است که کودکانی که در دوران کودکی از سلامت روحی و جسمی برخوردارند و زندگی رضایت بخشی دارند، کمتر در خطر اعتیاد هستند و برعکس کودکانی که از این شرایط برخوردار نیستند، علائم واضحی نشان می‌دهند که احتمال گرایش آنها به اعتیاد را در آینده به خوبی نشان می‌دهد.امروزه محققان می‌توانند با اطمینان بگویند کودکی که در زندگی‌اش تعادل وجود دارد و از نظر جسمی و روانی زندگی رضایت بخشی دارد شخصیت مستحکمی می‌یابد و مشکلات را بهتر تحمل می‌کند و دارای اعتماد به نفس قوی است، این کودکان نیازی برای روی آوردن به مواد مخدر در خود نمی‌یابند.

همان طور که انسان‌ها و خانواده‌ها متفاوت هستند، روش‌های تربیتی آنها هم متفاوت است. ما تصمیم نداریم به کسی بگویم که خودش را تغییر دهد، فقط تاکید ما این است که هر کودک مثل سایر انسان‌ها یک شخصیت فردی است و با توجه به این فردیت او، والدین باید تلاش کنند نیازهای فرزندشان را تا جای ممکن تامین کنند. آنها باید سعی کنند نیازهای جسمی و روحی او را برطرف کنند و او را بفهمند و هرجا که او به همراهی نیاز داشت همراهی‌اش کنند و هدفشان تربیت فرزندی باشد که در بزرگسالی فردی مستقل با اعتماد به نفس، قوی و عشق به زندگی و تعادل روحی باشد.

والدین باید کودک را در بغل بگیرند و او را نوازش کنند؛ البته مدت و میزان این نوازش را خود کودک تعیین می‌کند. اغلب کودکان در قیاس با بزرگسالان احساسات مستقیم و هیجان‌انگیز را بیشتر دوست دارند؛ چیزی که اغلب باعث عصبانیت والدین می‌شود.کودکان بعد از یک دعوا و تنبیه احتیاج دارند که در آغوش گرفته شوند و دلداری داده شوند.والدین باید همیشه آماده آشتی باشند، حتی اگر می‌دانند که حق با آنهاست. کودک رنج می‌کشد اگر والدین ساعت‌ها از نوازش او خودداری کنند و حتی با قهر او را به رختخواب بفرستند.امنیت روحی به این معنی است که اگر والدین استرس دارند، وقت ندارند و حتی زمانی که با هم اختلاف دارند، کودکان‌شان را با آغوش باز بپذیرند و به او نشان دهند که در هر شرایطی او را دوست دارند.کودکان به این محبت بی قید و شرط والدین نیاز دارند تا اعتماد به نفس خود را پرورش دهند.

کودکی که اعتماد به نفس قوی دارد یاد می‌گیرد و می‌داند که  هنگام گرفتاری کسانی هستند که به او پناه بدهند، بنابراین او نیازی ندارد که برای فرار از مشکلات به مواد مخدر پناه ببرد.امروزه روش‌های تعلیم و تربیت نسبت به گذشته تغییر کرده‌اند. در حال حاضر‌ همه متخصصان بر این عقیده‌اند که کودکان را نباید کتک زد و در ضمن، تشویق موثرتر از تنبیه است. بنابراین ‌ کودکان باید خودشان تجربه کنند.بهترین روش میانه‌روی است.وقتی برنامه اکثر کودکان را نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که آنها واقعا آزادی ندارند، اکثرشان باید بعد از مدرسه در کلاس‌های مختلفی شرکت کنند و جای زیادی برای تجربه شخصی نمی‌ماند.

در گذشته والدین کمی به بچه‌ها سخت می‌گرفتند، اما در عوض‌ آنها فرصت زیادی داشتند تا خیلی از چیزها را خودشان تجربه کنند. برای مثال، می‌توانستند ساعت‌ها جلوی در خانه با دوستانشان بازی کنند، آنها مخفیگاه‌های کودکانه داشتند و حتی رازهای کودکانه‌ای داشتند که والدین از آنها خبر نداشتند. اما امروزه اکثر بچه‌ها تحت نظارت کامل هستند. آنها به ندرت شانس تجربه فردی می‌یابند، در حالی که این تجربیات کودکانه برای رشد جسمی و روانی صحیح آنها لازم است.به طور مسلم، باید برای کودکان مرزی تعیین کرد.

آزادی آنها در آنجایی تمام می‌شود که آزادی دیگری را سلب کنند؛ البته در این شکی نیست که برای تجاوز نکردن از این مرز، والدین باید سختگیر باشند و شاید برایشان مشکل ایجاد شود، ولی نباید هرگز کوتاه بیایند؛ باید این تعیین مرز منطقی باشد، مرز غیر منطقی باعث مقاومت فرزندان می‌شود؛ اگر والدین همه چیز را ممنوع کنند، روش آنها فایده‌ای ندارد و این راه به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسد.قبلا برخی تصور می‌کردند که ممنوعیت درست است در حالی‌که امروزه محققان معتقدند که عادات خود را باید در خانواده تقویت کرد و برای آنها ارزش گذاشت.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.