بیست و چهار ساعت بهشت

بیست و چهار ساعت بهشت

شوقی داشتم که فقط دلم میخواست نگاه کنم فقط ضریح را نگاه کنم و حرف بزنم توی ذهنم کلمات عبور کنند قلمبه سلمبه ببافم …کودکانه بخواهم … هجده ساله قول بدهم …جوان توبه کنم…پیر توبه کنم..