ساعت: 10:38 منتشر شده در مورخ: 2020/12/6 شناسه خبر: 79784

حرکت اعتراضی دانشجویان با واقعه ۱۶ آذر به سمت استکبار ستیزی رفت؛ در واقع نگاه دانشجویان به حکومت پهلوی پس از ۱۶ آذر به گونه‌ای بود که از یک سو آن را دست نشانده استکبار به ویژه آمریکا می‌دانستند و از سوی دیگر سرکوبها و استبداد حکومت را نشانه همراهی و حمایت آمریکا تلقی می‌کردند.

Print Friendly, PDF & Email

به گزارش پیک هشترود به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ دست های ضدانقلاب این روزها آنقدر خالی است که این جماعت سعی می کنند با استفاده از خبرسازی و شایعه سازی برای خود خوراک خبری ایجاد کنند. از این منظر تا جایی پیش می روند که افراد جانی و قاتلان را به عنوان بی گناه جلوه می دهند تا شاید بتوانند در این گیر و دار ضرباتی را در حوزه مسموم سازی افکارعمومی به نظام جمهوری اسلامی ایران وارد کنند.

این درحالی است که نگاهی به اقدامات و جنایات ضدانقلاب خصوصا سلطنت طلبان که در صدر آنها ربع پهلوی قرار دارد تاریخ ایران را سرخ کرده است و این جنایات هیچگاه از ذهن مردم ایران نمی رود.

روایتی از وقایع ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در دانشگاه تهران
ماجرای کشتار دانشجویان در ۱۶ آذر ماه سال ۱۳۳۲ از جمله همین جنایات است.
بیشتر از ۵۰ روز از کودتای آمریکایی ارتشبد زاهدی نگذشته بود. مردم هنوز درک کودتا برایشان سنگین بود. اولین تظاهرات یک پارچه مردم علیه رژیم کودتا در همین روز اتفاق افتاد؛ دانشگاه و بازار به طرفداری از تظاهرکنندگان اعتصاب کردند. تظاهرات به قدری سنگین بود که کودتاچیان وارد معرکه شدند و طاق بازار را بر سر بازاریان خراب کردند و دکان های آنان را به وسیله مزدوران خود غارت کردند.
۱۶ آبان سال ۳۲ بود؛ کابینه زاهدی و دولت انگلستان برای تجدید روابط ایران و انگلستان که در جریان ملی سازی نفت قطع شده بود، مخفیانه شروع به مذاکرات کردند.
در تاریخ ۲۴ آبان اعلام شد که نیکسون معاون رئیس جمهور آمریکا از طرف آیزنهاور به ایران می آید. نیکسون به ایران می آمد تا نتایج «پیروزی سیاسی امیدبخشی را که در ایران نصیب قوای طرفدار تثبیت اوضاع و قوای آزادی شده است» (نقل از نطق آیزنهاور در کنگره آمریکا بعد از کودتای ۲۸ مرداد) ببیند. دانشجویان مبارز دانشگاه نیز تصمیم گرفتند که هنگام ورود نیکسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا نشان دهند. وقوع تظاهرات هنگام ورود نیکسون حتمی می نمود. رژیم شاه برای مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت (!) سفر نیکسون نیروهای نظامی خود را در دانشگاه مستقر کرد.
رئیس وقت دانشگاه تهران برای اینکه جلوی ناآرامی ها را بگیرد، کل دانشگاه تهران را تعطیل کرد. حضور نظامیان در صحن دانشکده فنی باعث شد که بین نظامیان و دانشجویان، زد و خورد شود و باران گلوله به سمت دانشجویان سرازیر شد.
مهندس مهدی شریعت رضوی که ابتدا هدف قرار گرفته به سختی مجروح شده بود بر زمین می خزید و ناله می کرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچی حتی یک قدم هم به عقب برنداشته و در جای اولیه خود ایستاده بود و از گلوله باران اول مصون مانده یکی از جانیان «دسته حاجیباز» با رگبار مسلسل سینه او را شکافت.
بعد از پایان درگیری ها احمد هنوز زنده بود؛ او را به یکی از بیمارستان های نظامی تهران منتقل کردند. در حالی که در درگیری ها لوله شوفاژ در مقابل احمد ترکید بود و آب جوش تمام سر و صورت او را به شدت مجروح کرده بود با این حال مسئولان بیمارستان از مداوا و حتی تزریق خون به او ابا کردند و ۲۴ ساعت بعد او مظلومانه شهید شد.
تاثیر واقعه ۱۶ آذر بر جنبش دانشجویی و استکبار ستیزی ملت ایران
پس از ۱۶ آذر جنبش دانشجویی وارد مرحله جدیدی از فاز مبارزاتی خود شد، هرچند حکومت تمام تلاش خود را برای سرکوب هرچه بیشتر آن به کار بست. سپهبد زاهدی نخست وزیر دولت کودتا در نامه محرنامه‌ای برای جلوگیری از حرکت سیاسی دانشجویان می‌نویسد: برای جلوگیری از عملیات دانشجویان متخلف با اطلاع دانشگاه آنان اخراج و سپس به نقاط شمال، شرق و غرب برای انجام خدمت وظیفه اعزام شوند.
سختگیریهای رژیم شاهنشاهی هرچند توانست فعالیتهای سیاسی دانشجویان را تا حدودی تحت تاثیر قرار دهد، اما هیچ‌گاه سبب توقف آن نشد و پس از آن واقعه در دهه ۳۰ اعتراضات به صورت پراکنده ادامه یافت. از آن جمله می‌توان به تظاهرات ۲۹ مهر ۱۳۳۳ در اعتراض به قرارداد کنسرسیوم نفتی، اعتراض به تغییر قانون استقلال دانشگاه در ۱۷ دی ۱۳۳۳، تظاهرات در اعتراض به حمله اسرائیل به کشورهای مسلمان در سالهای ۱۳۳۵ ش و ۱۳۳۶ ش، تظاهرات در اعتراض به تقلب در انتخابات دوره بیستم مجلس شورای ملی در بهمن ۱۳۳۹ و چندین تظاهرات پراکنده دیگری اشاره کرد که تمامی آنها منجر به درگیری با نیروهای انتظامی و مجروح و بازداشت شدن عده‌ای از دانشجویان می‌شد.
حرکت اعتراضی دانشجویان با واقعه ۱۶ آذر به سمت استکبار ستیزی رفت. در واقع  نگاه دانشجویان به حکومت پهلوی پس از ۱۶ آذر به گونه‌ای بود که از یک سو آن را دست نشانده استکبار به ویژه آمریکا می‌دانستند و از سوی دیگر سرکوبها و استبداد حکومت را نشانه همراهی و حمایت آمریکا تلقی می‌کردند.
این تفکر با وقایع سال ۴۲ تقویت شد. به عبارت دیگر قیام سال ۴۲ به رهبری امام خمینی  جو خفقان و سیاست گریزی آن سالها را شکست و دانشگاهها و جامعه در سطح وسیعی سیاسی شدند و چون بخشی از فعالیتها و مبارزات امام خمینی  در راستای استکبارستیزی و رابطه شاه و آمریکا بود، سبب شد تا رابطه بین برخی جنبشهای دانشجویی و مبارزات امام بیشتر شده و به تبع آن روحیات استکبارستیزی و آمریکاستیزی در میان دانشجویان تقویت شود.
از طرف دیگر با آغاز مبارزات امام‌ خمینی، بخشی از دانشجویان با گرایش به این نهضت، جنبه‌های مذهبی جنبش دانشجویی را تقویت کردند. دانشجویان چند بار به دیدار امام رفتند و در واقعه ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ به پشتیبانی از امام خمینی شرکت کردند. امام خمینی تا زمان پیروزی انقلاب اسلامی ۱۲۸ پیام برای دانشجویان داخل و خارج از کشور صادر کرد. همین ارتباط، گرایش جنبش دانشجویی را به امام خمینی بیش از پیش افزایش داد. ارتباط و همکاری با نهضت امام‌ خمینی سبب نزدیکی دانشجویان به مردم شد.
پیام مضحک ربع پهلوی در ۱۶ آذر ۱۳۹۰
این جنایات حتی از سوی بازماندگان پهلوی هم نتوانست نادیده گرفته شود اما این افراد برای توجیه این امر به هر ابزاری چنگ زدند اما واقعیت ماجرا اجازه هیچ بهانه و تطهیر سازی به خاندان پهلوی نمی دهد.
در سال ۱۳۹۰ «رضا ربع پهلوی» به بهانه ۱۶ آذر پیامی منتشر کرد که حتی از سوی محافل اپوزیسیون هم به سخره گرفته شد و فرزند شاه مخلوع را به “جوک” این روز بدل کرد. حتی برخی بیان داشتند که ربع پهلوی نه سواد تاریخی دارند و نه حتی در خصوص این موارد کنکاش کرده است. به هر حال این موضوع به عنوان یک گاف تاریخی از این فرد مورد توجه قرار گرفت و بیشتر به زنده کردن حادثه خونین ۱۶ آذرمنجر شد.
او در جملاتی فریبکارانه که حتی با واکنش صریح اپوزیسیون مواجه شده، دانشجویان را “شیرزنان و دلیرمردان” خواند، ولی فراموش کرد سه تن از این افراد به دست پدرش به شهادت رسیده اند و دست پدرش آغشته به خون آنها است.
وی به مناسبت ۱۶ آذر (روز دانشجو) این پیام را داده، ولی همه می دانند که این مناسبت به خصوص در رابطه با برخورد خشونت آمیز رژیم پهلوی با دانشجویان دانشگاه ها درزمان پدر ایشان است، ولی گویا وی دچار “فراموشی” شده است.
صدور بیانیه به مناسبت این روز از طرف رضا پهلوی بیشتر شبیه یک نوع شوخی بود تا یک مسئله جدی.
یکی از افراد اپوزیسیون با انتقاد از این بیانیه نوشت: «آقای پهلوی! ممکن است بدون رودربایستی و راست و درست بفرمایید که شما مناسبت و علت روز ۱۶ آذر را چه می دانید؟ من امیدوارم رضا پهلوی با جرئت، شهامت و صداقت تمام آشکارا نظر خود درباره این روز را ابراز دارد. چون با بیانیه ای که داده، خود را درگیر این مسئله کرده و نمی تواند از زیر این توضیح در رود. آیا او از کشتار سه دانشجو توسط پدرش در صحن دانشگاه تهران دفاع می کند و معتقد است پدر ایشان، حق داشت این سه دانشجوی بی گناه را بکشد؟»
انتهای پیام/
Print Friendly, PDF & Email

لینک کوتاه:
نظرات
هنوز نظری برای این مطلب ارسال نشده